نمایش موارد بر اساس برچسب: فولاد مبارکه

 

واحدهای برنامه‌ریزی فروش و حمل محصولات، فروش و حمل محصول شرکت فولاد و نورد سبا با همکاری سایر بخش‌های عملیاتی و پشتیبانی، در روزهای ۲۱ و ۲۲ تیرماه موفق شدند دو رکورد متوالی در بارگیری و حمل محصولات به ثبت برسانند.

ثبت رکورد حمل ۱۱ هزار و ۶۸۰ تن و ۱۲ هزار و ۷۷۰ تن محصول در دو روز متوالی، ضمن ارتقای رکورد پیشین، نشان‌دهنده ظرفیت بالای عملیاتی، برنامه‌ریزی دقیق و هماهنگی مؤثر میان واحدهای مختلف در ایفای به‌موقع تعهدات به مشتریان داخلی و صادراتی است.

نمایش توان لجستیکی فولاد و نورد سبا

مهدی ناظم‌الرعایا، مدیر ریخته‌گری و نورد گرم شرکت فولاد و نورد سبا با اشاره به این دستاوردها گفت: در شرایطی که سرعت، دقت و پایداری در زنجیره تأمین از مهم‌ترین شاخص‌های رقابت‌پذیری صنایع فولادی به شمار می‌رود، کارکنان شرکت فولاد و نورد سبا توانستند با ثبت دو رکورد متوالی در حوزه بارگیری و حمل محصولات، توانمندی خود را در مدیریت عملیات لجستیکی و پشتیبانی از تولید به نمایش بگذارد.

این موفقیت در حالی رقم خورد که عملیات بارگیری بدون ایجاد وقفه در روند تولید و با هماهنگی کامل میان واحدهای عملیاتی و پشتیبانی انجام شد.

وی افزود: آخرین رکورد بارگیری و حمل روزانه محصولات در فروردین‌ماه ۱۴۰۴ با ۱۱ هزار و ۴۰۰ تن به ثبت رسیده بود؛ اما در روزهای ۲۱ و ۲۲ تیرماه، این میزان به ترتیب به ۱۱ هزار و ۶۸۰ تن و ۱۲ هزار و ۷۷۰ تن افزایش یافت.

این میزان بارگیری، انواع روش‌های حمل شامل حمل جاده‌ای داخلی، حمل جاده‌ای و حمل ریلی صادراتی را در بر می‌گیرد و تحقق آن مستلزم هماهنگی دقیق در تمامی مراحل، از آماده‌سازی محصولات و برنامه‌ریزی بارگیری تا تأمین ناوگان حمل، کنترل‌های ایمنی و خروج به‌موقع محموله‌ها بوده است.

ناظم‌الرعایا با تأکید بر نقش سرمایه انسانی در دستیابی به این موفقیت اظهار کرد: این رکورد حاصل تلاش جمعی و همدلی کارکنان کارگاه تکمیل و ارسال محصولات و همچنین همکاری مؤثر واحدهای حمل محصول شرکت فولاد مبارکه، فروش، حمل‌ونقل، حفاظت فیزیکی، جرثقیل‌ها و سایر بخش‌های پشتیبان در شرکت فولاد و نورد سبا است که با حمایت مدیریت‌های فولادسازی و نورد این شرکت، شرایط لازم برای ثبت این دستاورد را فراهم کردند.

وی ادامه داد: ثبت چنین رکوردهایی تنها افزایش یک شاخص آماری نیست، بلکه نشان‌دهنده بلوغ فرایندهای عملیاتی، ارتقای هماهنگی میان واحدهای مختلف و افزایش توان پاسخگویی شرکت به نیازهای بازار است؛ موضوعی که نقش مهمی در حفظ رضایت مشتریان و توسعه بازارهای هدف ایفا می‌کند.

برنامه‌ریزی هدفمند، رمز موفقیت حمل سبا

سعید ایزدی، رئیس برنامه‌ریزی فروش و حمل محصولات شرکت فولاد و نورد سبا، نیز این موفقیت را حاصل انسجام سازمانی و برنامه‌ریزی هدفمند دانست و گفت: ثبت رکورد جدید در حمل محصولات، دستاوردی ارزشمند و افتخارآفرین است که با اتکا به برنامه‌ریزی منسجم، تلاش مستمر، هماهنگی اثربخش و تعهد مثال‌زدنی تمامی همکاران در واحدهای تولید، فروش، انبار، برنامه‌ریزی حمل، بخش‌های پشتیبان و به‌ویژه همکاران انتظامات و شرکای حمل‌ونقل محقق شد.

وی با اشاره به اهمیت عملکرد لجستیک در صنعت فولاد افزود: در زنجیره ارزش فولاد، حمل به‌موقع محصولات به‌اندازه تولید اهمیت دارد.

تحقق تعهدات در موعد مقرر، افزایش اعتماد مشتریان، کاهش زمان انتظار، استفاده بهینه از ظرفیت ناوگان حمل و تسریع در گردش کالا از مهم‌ترین دستاوردهای چنین عملکردی است و ثبت این رکوردها نشان می‌دهد فولاد سبا از توان لازم برای مدیریت این فرایندها در بالاترین سطح برخوردار است.

ایزدی خاطرنشان کرد: این موفقیت، نماد هم‌افزایی میان واحدهای مختلف سازمان و بیانگر تعهد همگانی به تحقق اهداف شرکت است.

زمانی که تمامی بخش‌ها از تولید و فروش گرفته تا انبار، حمل‌ونقل، خدمات پشتیبانی و حفاظت فیزیکی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، نتیجه آن دستیابی به رکوردهایی است که علاوه بر افزایش بهره‌وری، ارزش‌آفرینی بیشتری برای مشتریان و ذی‌نفعان به همراه خواهد داشت.

رئیس برنامه‌ریزی فروش و حمل محصولات در پایان ضمن قدردانی از تلاش تمامی کارکنان و شرکای حمل‌ونقل اظهار امیدواری کرد با تداوم این روحیه همکاری، انضباط اجرایی، برنامه‌ریزی دقیق و نگاه بهبود مستمر، زمینه ثبت افتخارات بزرگ‌تر در حوزه تولید، فروش و لجستیک بیش‌ازپیش فراهم شود و فولاد سبا بتواند در مسیر تحقق اهداف راهبردی گروه فولاد مبارکه، نقش‌آفرینی مؤثرتری داشته باشد.

منتشرشده در اقتصاد
برچسب‌ها

 

لازم است به اطلاع همه مشتریان عزیز برساند در این ماه نیز شرکت فولادمبارکه در جهت جلوگیری از التهاب در بازار و همچنین حمایت از مصرف کنندگان نهایی با کاهش قیمت پایه، ورق گرم را با قیمت پایه ۸۵۰/۰۰۰ ریال عرضه خواهد نمود.

منتشرشده در اقتصاد
برچسب‌ها

 

صادرات غیرنفتی؛ مسیر استقلال اقتصادی:

رهبر شهید انقلاب، توسعه صادرات غیر نفتی را یکی از مسیرهای مهم کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی ، تقویت تولید ملی و افزایش اقتدار اقتصادی کشور می‌دانستند.

منتشرشده در اقتصاد
برچسب‌ها

 

به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از پایگاه تحلیلی خبری ایراسین در شرایطی که سال ۱۴۰۴ با رکورد صادرات بیش از یک میلیارد دلاری گروه فولاد مبارکه به انتها رسید، حمله دشمن آمریکایی-صهیونی به خطوط تولید این شرکت روند تولید و فروش محصولات متوقف شد؛ اما در کمتر از یک ماه پس از اصابت، در هفتم اردیبهشت عرضه‌های داخلی فولاد مبارکه شروع شد و روند عرضه‌ها برای همه محصولات و همه مشتریان تداوم یافت تا ابتدای تیرماه که ضمن فروش داخلی محصولات، فروش انواع ورق‌های فولادی به مشتریان صادراتی نیز آغاز شد.

هرچند در سال جاری خطوط فولاد مبارکه مسیر بازسازی و نوسانی را طی می‌کند، اما پیش‌بینی می‌شود با توجه به رکود بازار داخلی در سال جاری، سال ۱۴۰۵سال خوبی برای ارزآوری فولاد مبارکه از طریق صادرات محصولات خود باشد.

منتشرشده در بین الملل
برچسب‌ها

 

به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از پایگاه تحلیلی خبری ایراسین مهرزاد احسانی گفت: من از سال ۱۳۹۲ تا سال ۱۴۰۰ نیز همین مسئولیت را بر عهده داشتم و اکنون نیز بعد از سه سال دوباره این مسئولیت به من محول شد؛ بنابراین از سال‌ها قبل با مسائل صنعت استان ازجمله فولاد آشنایی دارم. پس از اینکه حوضه زاینده‌رود از دهه ۸۰ با کمبود آب مواجه شد، طبیعتاً حوزه صنعت استان اصفهان، از جمله فولاد مبارکه، با چالش‌های زیادی مواجه شد و این چالش‌ها در سال‌های ۹۶ و ۹۷ هم‌زمان با ایام خشکسالی، شدت بیشتری یافت.

فولاد مبارکه تهدید ناشی از کمبود منابع آبی را با سرمایه‌گذاری حساب‌شده به یک فرصت جدید مبدل کرد

به گفته سرپرست حوضه آبریز زاینده‌رود، این خشکسالی‌ها و محدودیتها در استان اصفهان باعث شد شرکت فولاد مبارکه دست به ابتکاراتی جالب و کارآمد بزند و بتواند تهدید ناشی از کمبود منابع آبی را با یک سرمایه‌گذاری خوب و حساب‌شده از طریق جمع‌آوری پساب‌های شهری و تصفیه و بازچرخانی آن‌ها در فرایند به یک فرصت جدید مبدل کند.

این اقدام علاوه بر آنکه یک اقدام زیست‌محیطی در حوزه مسئولیت اجتماعی به شمار می‌آید، بخشی از آب مصرفی موردنیاز و کمبودهای قبلی را از طریق بازچرخانی پساب‌های شهری و صنعتی در فرایند تولید جبران کرد.

فولاد مبارکه با احداث تصفیه‌خانه‌ها و سیستم‌های کارآمد به‌نوعی تهدیدهای ناشی از خشکسالی و کمبود را به فرصت تبدیل کرده است

وی با اشاره به اینکه فولاد مبارکه با سرمایه‌گذاری در زمینه استفاده از پساب‌های شهری و صنعتی در چرخه تولید خود، نه‌تنها بخشی از آب مصرفی خود را فراهم آورده؛ بلکه زمینه تولید و توسعه پایدار را هم رقم زده است،

ادامه داد: محدودیت‌ها و خشکسالی شدید ممکن بود توسعه فولاد را محدود کند، اما فولاد مبارکه با احداث تصفیه‌خانه‌ها و سیستم‌های کارآمد به‌نوعی تهدیدهای ناشی از خشکسالی و کمبود را به فرصت تبدیل کرده است.

ازاین‌رو فرایند جمع‌آوری، تصفیه و بازچرخانی پساب‌ها در سیکل تولید در فولاد مبارکه را می‌توان یک نمونه منحصربه‌فرد در کشور دانست. به همین دلیل همواره به عزیزان دانشگاهی و پژوهشگر در حوزه آب توصیه می‌کنیم برای مشاهده اقدام عملی در حوزه استفاده مجدد از پساب‌ها به فولاد مبارکه بروند؛ زیرا این شرکت به‌عنوان یک صنعت ملی، سرمایه‌گذاری بسیار سنگین و ارزشمندی برای بازچرخانی آب انجام داده است.

مسئولان فولاد مبارکه به‌درستی ارزش آب را می‌فهمند

احسانی خاطرنشان کرد: اقدامات فولاد مبارکه در زمینه استفاده بهینه از منابع آبی گواه این است که مسئولان فولاد مبارکه به‌درستی ارزش آب را می‌فهمند و به همین دلیل در این زمینه سرمایه‌گذاری کرده‌اند تا بتوانند از آب به‌درستی و به‌صورت بهینه استفاده کنند.

فولاد مبارکه آب کمتری از حوضه زاینده‌رود دریافت می‌کند؛ ولی تولید خود را تا سه برابر افزایش داده است

وی با بیان اینکه پیش ‌از این برای تولید هر تن فولاد بیش از ۱۰ مترمکعب آب مصرف می‌شد، گفت: امروز فولاد مبارکه با اجرای پروژه‌های متعدد و سرمایه‌گذاری‌های قابل‌توجه این عدد را به حدود ۲ مترمکعب به‌ازای هر تن تولید کاهش داده است و این امر قابل‌تقدیر است.

امروز فولاد مبارکه علی‌رغم اینکه تولید خود را به بیش از سه برابر قبل افزایش داده، اما برداشت خود از حوضه آبریز زاینده‌رود را با استفاده بیش از ۵۰ درصدی از پساب‌ها در سیکل تولید به‌شدت کاهش داده است.

به تعبیر بهتر فولاد مبارکه آب کمتری از حوزه زاینده‌رود دریافت می‌کند؛ ولی تولید خود را تا سه برابر افزایش داده است.

کاهش برداشت آب صنایع از زاینده‌رود نتیجه مسیر درستی است که شرکت‌هایی نظیر فولاد مبارکه در پیش گرفته‌اند

سرپرست حوضه آبریز زاینده‌رود تصریح کرد: علی‌رغم اینکه در تصمیم‌گیری‌های اولیه و هنگام تخصیص کلان آب به حوزه صنعت حجم مشخصی در نظر گرفته بودیم، ولی در عمل می‌بینیم که فولاد مبارکه با اجرای همین فرایندهای بازچرخانی و تصفیه‌های مجدد توانسته ضمن افزایش تولید، سهم برداشت خود از حوضه آبریز زاینده را کاهش دهد.

به‌عنوان‌مثال در انتهای دهه ۸۰ کل آب تخصیصی برای کل صنعت استان اصفهان از حوضه زاینده‌رود بیش از ۱۱۰ میلیون مترمکعب در سال بود؛ اما با اقدامات انجام‌شده، این عدد در سال گذشته به ۴۰ میلیون مترمکعب برای کل صنعت استان کاهش ‌یافته و این نتیجه مسیر درستی است که صنایع ازجمله فولاد مبارکه در پیش گرفته‌اند.

وی تأکید کرد: به‌عنوان یک مسئول و متخصص در زمینه آب زاینده‌رود اعلام می‌کنم که مسئله ما در حوضه زاینده‌رود، صنعت نیست؛ زیرا در حال حاضر حجم برداشت آب صنعت در مقایسه با حجم منابع آبی که ما در یک سال برای این حوضه برنامه‌ریزی می‌کنیم عدد کوچکی است و بر منابع آب کلان زاینده‌رود تأثیر زیادی ندارد.

به‌عنوان‌مثال، برداشت ۴۰ میلیون مترمکعبی کل صنایع استان در برابر برنامه‌ریزی کل منابع آب در سال که حدود یک میلیارد و 200 میلیون مترمکعب است حدود 3.5 تا 4 درصد است که اصلاً عدد بزرگ و تأثیرگذاری نیست.

بازدهی اقتصادی آب مصرفی در صنایعی مانند فولاد مبارکه با سایر بخش‌هایی که آب مصرف می‌کنند قابل‌مقایسه نیست

احسانی با تأکید بر اینکه میزان بازدهی اقتصادی آب مصرفی در صنایعی مانند فولاد مبارکه با سایر بخش‌هایی که آب مصرف می‌کنند قابل‌مقایسه نیست ادامه داد: به ‌عبارت ‌دیگر، ارزش‌افزوده اقتصادی مابه‌ازای برداشت آب فولاد مبارکه از حوضه آبریز زاینده‌رود بسیار ارزشمند و قابل‌دفاع است.

مقدار آب برداشتی فولاد مبارکه از حوضه آبریز زاینده‌رود به‌هیچ‌عنوان عدد بزرگی نیست

وی در بخش پایانی سخنان خود ضمن قدردانی از اقدامات فولاد مبارکه در مصرف بهینه آب و کاهش حداکثری برداشت از حوضه آبریز زاینده‌رود خاطرنشان کرد: فولاد مبارکه به‌خوبی متوجه این است که برای تولید باید به منابع انرژی پایدار از جمله آب دسترسی داشته باشد.

به همین منظور، علاوه بر سرمایه‌گذاری در حوزه بازچرخانی پساب‌های شهری در سیکل تولید خود که خدمت زیست‌محیطی مهمی نیز محسوب می‌شود، تلاش کرد تا ظرفیت استفاده از آب دریا را نیز در استان و مجموعه خود فراهم آورد. اگرچه استفاده از آب زاینده‌رود هزینه کمتری برای این شرکت در برداشته؛ ولی بااین‌حال تصمیم گرفته تا برداشت خود از زاینده‌رود را به صفر برساند که این حرکت از منظر ملی بسیار ارزشمند است.

مقدار آب برداشتی فولاد مبارکه از حوضه آبریز زاینده‌رود به‌هیچ‌عنوان عدد بزرگی نبود؛ ولی به نظر می‌رسد که جمیع اقدامات فولاد مبارکه در زمینه مصرف بهینه و تأمین آب با نگاه ملی و کاهش نگرانی‌های جامعه انجام‌ گرفته و قابل‌تقدیر است.

مدیر انرژی و سیالات فولاد مبارکه:

مصرف آب در فولاد مبارکه به حدود ۲.۲ مترمکعب کاهش ‌یافته است

مدیر انرژی و سیالات فولاد مبارکه نیز در حاشیه این بازدید در مصاحبه با خبرنگار فولاد گفت: مصرف آب فولاد مبارکه در سال ۱۳۹۲ که بیشترین میزان برداشت آب از حوضه زاینده‌رود صورت می‌گرفته به‌ازای هر تن تولید تختال حدود ۵ مترمکعب بوده و امروز این میزان با سرمایه‌گذاری در اجرای پروژه‌های متعدد به حدود ۲.۲ مترمکعب کاهش‌ یافته است.

سید امیر طباطبائیان، خاطرنشان کرد: فولاد مبارکه در دهه ۹۰ که حوضه زاینده‌رود با بحران‌های شدیدی مواجه بود، تلاش‌های زیادی کرد تا بتواند این بحران را با انجام پروژه‌های کاهش مصرف آب یا پروژه‌های تأمین پایدار آب از منابع غیرسطحی مانند آب‌های نامتعارف، از جمله پساب‌های شهری جبران کند.

این مهم از سال ۱۳۹۷ وارد فاز اجرا شد و ما توانستیم بخشی از آب موردنیاز خطوط تولید خود را از محل تصفیه پساب‌های شهری تأمین کنیم.

وی با بیان اینکه پروژه انتقال آب دریا نیز از سال ۱۴۰۱ و با نگاه ملی از سوی فولاد مبارکه برای خودتأمینی حداکثری آغاز شد گفت: این پروژه نیز با همت و تلاش ویژه فولاد مبارکه و همچنین مشارکت سایر شرکت‌ها از جمله پالایشگاه و ذوب‌آهن اجرایی شد و در سال ۱۴۰۴ توانستیم آب دریا را به استان اصفهان برسانیم.

مدت اجرای این ابرپروژه از نظر زمانی، یک رکورد محسوب می‌شود.

تأمین ۴۰ درصدی آب موردنیاز فولاد مبارکه فقط در ۵ ماه

به گفته طباطبائیان، در سال ۱۴۰۴ با اینکه فولاد مبارکه فقط حدود ۵ ماه از آب دریا استفاده کرد، توانست تقریباً ۴۰ درصد آب موردنیاز خود را از محل انتقال آب دریا تأمین کند و طبیعتاً به همین میزان از میزان برداشت از حوضه آبریز زاینده‌رود کاسته شد.

وی با اشاره به مورد اصابت قرار گرفتن بخش‌هایی از فولاد مبارکه در جریان جنگ رمضان تصریح کرد: در حال حاضر آب موردنیاز بخش‌هایی از فولاد مبارکه که در مدار هستند از محل تصفیه و بازچرخانی پساب‌های شهری در سیکل تولید تأمین می‌شود.

مدیر انرژی و سیالات فولاد مبارکه با تأکید بر اینکه در آینده نیز سرمایه‌گذاری فولاد مبارکه در زمینه استفاده بهینه از منابع آبی همچنان ادامه دارد، تصریح کرد: با توجه ‌به اهمیت اقتصادی چگونگی تأمین آب موردنیاز و راهبردهای شرکت در حوزه مسئولیت اجتماعی در این زمینه، فولاد مبارکه همچنان با اجرای پروژه‌هایی که عمدتاً به تبدیل برج‌های تر به برج‌های خشک یا هیبریدی خطوط تولید معطوف است تلاش خواهد کرد تا همچنان نیاز آبی خود را به کمترین میزان ممکن نسبت به سایر صنایع کاهش دهد.

به گفته طباطبائیان، فولاد مبارکه به‌خوبی می‌داند که ارزش آب در فلات مرکزی که جزو اقلیم خشک کشور است تا چه اندازه است؛ بنابراین تلاش می‌کند تا با استفاده حداکثری از پساب‌ها و به‌روزرسانی تجهیزات خود گام‌هایی ارزشمندتر و کارآمدتر در زمینه مصرف بهینه آب بردارد.

منتشرشده در اقتصاد
برچسب‌ها

 

به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از اقتصادآنلاین در اندیشه راهبردی رهبر شهید انقلاب، اقتصاد دانش‌بنیان نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای استقلال و پیشرفت پایدار ملی است. این دیدگاه، تولید را ستون فقراتِ اقتدارِ کشور دانسته و بر گذار از اقتصاد متکی به منابع به اقتصاد متکی بر دانش و مهارت‌های علمی تأکید می‌ورزد.

صنعت؛ پیشران اقتدار ملی

رهبر شهید انقلاب همواره بر این نکته کلیدی پافشاری داشتند که ثروت‌های زیرزمینی بدونِ «تولیدِ متکی بر دانش»، ضامنِ رفاه ملت نیست؛ چنان‌که در دیدار با کارگران (مورخ ۱۳۹۸/۰۸/۰۲) تصریح کردند: «باید تولید در کشور -بخصوص تولید دانش‌بنیان- پیش برود». این نگاه، صنعت را از جایگاهِ یک مصرف‌کننده صرفِ فناوری خارج کرده و به یک تولیدکننده دانش و تکنولوژی ارتقا می‌دهد.

بر همین اساس، فولاد مبارکه به عنوان پیشران صنعت کشور، بازطراحی فرایندهای خود را بر پایه این راهبرد آغاز کرده است.

تحول صنعتی در منظومه فکری مذکور، زمانی محقق می‌شود که طراحی، مدیریت و توسعه، درون‌زا و مبتنی بر دانش روز باشد.

گروه فولاد مبارکه با درک این ضرورت، میدان عمل را برای نخبگان و شرکت‌های دانش‌بنیان گشوده است تا با تکیه بر توان داخلی، گره‌های فناورانه صنایع کشور را بگشاید.

این رویکرد، راهکاری عملی برای جبران عقب‌ماندگی‌های تکنولوژیک و افزایش قدرت رقابت‌پذیری در بازارهای جهانی است.

دانش‌بنیان‌ها؛ حلقه وصلِ دانشگاه و صنعت

در مدل اجرایی فولاد مبارکه، شرکت‌های دانش‌بنیان دیگر حاشیه‌نشینِ اقتصاد نیستند، بلکه به متن توسعه کشور فراخوانده شده‌اند.

با تبدیل این شرکت‌ها به حلقه اتصال میان دانشِ دانشگاهی و چالش‌های واقعی صنعت، زمینه برای اشتغال دانش‌آموختگان و افزایش بهره‌وریِ ملی فراهم شده است. 

فولاد مبارکه با پیاده‌سازی الگوی «پیوند صنعت، دانش و نوآوری»، در عمل ثابت کرده است که می‌توان با اعتماد به نیروهای جوان و متخصصان بومی، نقشه راهِ اقتصاد دانش‌بنیان را ترسیم کرد.

این تلاش‌ها نه تنها هزینه‌ها و وابستگی‌های خارجی را کاهش داده، بلکه نویدبخشِ دورانی است که در آن «علم» مستقیماً به «ارزش‌افزوده» و «اقتدارِ صنعتی» تبدیل می‌شود.

در همین راستا، صنعت نیز جایگاه ویژه‌ای در این منظومه فکری دارد. در سخنان رهبر شهید انقلاب بر دانش‌بنیان کردن صنایع، به‌ویژه صنایع راهبردی، تأکید شده و این مسئله به‌عنوان یکی از راه‌های اصلی جبران عقب‌ماندگی فناورانه و افزایش توان داخلی مطرح شده است.

پیام اصلی این بخش آن است که صنعت کشور نباید صرفاً مصرف‌کننده فناوری باشد، بلکه باید خود به تولیدکننده دانش و فناوری تبدیل شود.

از این منظر، تحول صنعتی زمانی محقق می‌شود که فرایندهای تولید، مدیریت، نگهداری، طراحی و توسعه درون‌زا و مبتنی بر دانش روز باشند.

در فرمایش‌های رهبر شهید انقلاب به‌ویژه بر استفاده از ظرفیت جوانان و متخصصان داخلی تأکید شده است؛ موضوعی که نشان می‌دهد راه‌حل مسائل صنعتی کشور در اعتماد به نیروهای داخلی و فراهم کردن میدان عمل برای آنان نهفته است.

شرکت‌های دانش‌بنیان نیز در این چارچوب، جایگاهی بسیار مهم و راهبردی دارند.

این شرکت‌ها به‌عنوان تجربه‌ای موفق در ایجاد اشتغال برای دانش‌آموختگان و کمک به افزایش تولید معرفی شده‌اند.

شرکت‌های دانش‌بنیان فقط واحدهای کوچک فناورانه نیستند، بلکه می‌توانند به حلقه اتصال دانشگاه، صنعت و اقتصاد تبدیل شوند و در حل مسائل واقعی کشور نقش‌آفرینی کنند.

از همین رو، بر ضرورت افزایش تعداد این شرکت‌ها و تدوین نقشه‌راه برای دانش‌بنیان کردن اقتصاد ملی نیز تأکید شده است.

چنین نگاهی، شرکت‌های دانش‌بنیان را از حاشیه به متن توسعه کشور می‌آورد و آن‌ها را به یکی از ستون‌های اصلی پیشرفت تبدیل می‌کند.

فولاد مبارکه به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین صنایع کشور، ظرفیت زیادی برای تحقق عملی این توصیه‌ها دارد.

در صورتی که این مجموعه بر بومی‌سازی فناوری، همکاری با شرکت‌های دانش‌بنیان، ارتقای بهره‌وری، کاهش وابستگی به خارج و توسعه نوآوری در فرایندهای تولید تمرکز کرده باشد، می‌توان آن را نمونه‌ای از حرکت در مسیر مورد تأکید رهبر شهید انقلاب دانست.

صنعت فولاد از آن جهت اهمیت دارد که یک صنعت مادر و پیشران است و بر بسیاری از بخش‌های دیگر اقتصاد اثر می‌گذارد.

بنابراین هر میزان که فولاد مبارکه در جهت استفاده از توان داخلی، حمایت از شرکت‌های فناور و پیوند دادن علم و تولید گام برداشته باشد، این اقدامات در راستای همان سیاست کلان اقتصاد دانش‌بنیان قرار می‌گیرد.

از سوی دیگر، نقش صنایع بزرگ در ایجاد فرصت برای دانش‌آموختگان و متخصصان جوان نیز بسیار مهم است.

یکی از نکاتی که در متن به‌وضوح دیده می‌شود، تأکید بر بهره‌گیری از توان داخلی و میدان دادن به نخبگان است.

این موضوع برای مجموعه‌هایی مانند فولاد مبارکه اهمیت مضاعف دارد؛ زیرا چنین صنایع عظیمی اگر به‌درستی با اکوسیستم نوآوری و شرکت‌های دانش‌بنیان پیوند بخورند، می‌توانند نه‌تنها نیازهای فناورانه خود را تأمین کنند، بلکه به محرکی برای رشد زیست‌بوم نوآوری کشور نیز تبدیل شوند.

در واقع، ایجاد این پیوند، هم به حل مسائل صنعتی کمک می‌کند و هم به اشتغال و ماندگاری نیروهای متخصص در داخل کشور.

نگاه راهبردی قائد شهید انقلاب به اقتصاد و صنعت به وضوح دیده می‌شود، نگاهی که بر علم، تولید، نوآوری، بهره‌وری و استفاده از ظرفیت‌های داخلی استوار است.

در این چارچوب، شرکت‌های دانش‌بنیان یکی از ابزارهای اصلی تحقق پیشرفت ملی‌اند و صنایع بزرگ نیز زمانی می‌توانند نقش واقعی خود را ایفا کنند که به این جریان متصل شوند.

فولاد مبارکه از این جهت اهمیت دارد که می‌تواند در مقام یک صنعت مادر، نمونه‌ای عینی از اجرای این سیاست‌ها باشد و با تکیه بر دانش، فناوری و توان داخلی در مسیر توسعه پایدار کشور نقش‌آفرینی کند.

باید اذعان داشت در روزگار حاضر که معادلات قدرت جهانی بیش از هر زمان دیگری بر پایه «دانش» و «فناوری» بازتعریف می‌شود، نگاه به اقتصاد و صنعت دیگر نمی‌تواند صرفاً از دریچه اعداد و ارقام یا ظرفیت‌های سنتی تولید باشد.

بیانات اخیر رهبر شهید انقلاب اسلامی، ترسیم‌کننده نقشه‌ای نو برای عبور از چالش‌های ساختاری و ورود به عصر جدید پیشرفت است؛ نقشه‌ای که در کانون خود، پیوندی ناگسستنی میان «اقتصاد»، «صنعت» و «دانش‌بنیان بودن» را قرار داده است.

فولاد مبارکه؛ نقطه تلاقی سیاست کلان و اجرا 

اگر بخواهیم تاکیدات رهبر شهید انقلاب را در دنیای واقعی و در دل صنایع بزرگ کشور جستجو کنیم، مجموعه‌هایی همچون «فولاد مبارکه» در کانون توجه قرار می‌گیرند.

فولاد مبارکه مفاهیم «صنعت مادر»، «بومی‌سازی» و «دانش‌بنیان بودن» را با هم تلاقی می‌کند.

فولاد مبارکه با جایگاه خود به عنوان یکی از پیشران‌های اصلی اقتصاد کشور، می‌تواند الگویی از اجرای عملی این سیاست‌ها باشد.

هر گامی که این مجموعه در جهت بومی‌سازی قطعات حساس، همکاری با استارتاپ‌های فناور برای بهینه‌سازی مصرف انرژی یا استفاده از فناوری‌های نوین در خطوط تولید برمی‌دارد، در واقع مصداق عینی «دانش‌بنیان کردن صنعت» است.

در واقع، اگر صنایع بزرگی چون فولاد مبارکه بتوانند ظرفیت‌های خود را با اکوسیستم نوآوری گره بزنند، نه‌تنها وابستگی خود را به فناوری‌های خارجی کاهش می‌دهند، بلکه به محرکی برای رشد شرکت‌های دانش‌بنیان کوچک و متوسط تبدیل شده و زنجیره تأمین داخلی را مستحکم می‌سازند.

پارادایم جدید؛ اقتصاد دانش‌بنیان به مثابه راه نجات 

یکی از کلیدی‌ترین مفاهیمی که در بیانات رهبر شهید انقلاب به عنوان ستون اصلی پیشرفت مطرح شده، «اقتصاد دانش‌بنیان» است. ایشان بارها تأکید کرده‌اند که این رویکرد، تنها راهی برای افزایش بهره‌وری، کاهش هزینه‌های تولید و بهبود کیفیت محصولات در سطح جهانی است.

از منظر بیانات موجود، اقتصاد دانش‌بنیان یعنی تبدیل دانش به ارزش افزوده؛ به این معنا که کشور به‌جای فروش مواد خام یا محصولات نیمه‌آماده، باید محصولاتی را عرضه کند که بر پایه فناوری‌های بومی و نوآوری ساخته شده‌اند.

این نگاه، تلاش می‌کند تا شکاف میان دانشگاه و صنعت را پر کرده و از این طریق، از اتکا به شرکت‌های خارجی و فناوری‌های وارداتی کاسته شده و رقابت‌پذیری ملی را در بازارهای بین‌المللی تضمین کند.

نقش‌آفرینی صنایع مادر؛ فولاد مبارکه در مسیر تحقق استراتژی ملی 

در این میان، مجموعه‌هایی همچون «فولاد مبارکه» به عنوان صنایع مادر و پیشران اقتصادی، در نقطه حساس تلاقی این سیاست‌ها قرار دارند؛ اما از منظر تحلیل راهبردی، فولاد مبارکه دقیقا همان نهادی است که می‌تواند «دانش‌بنیان کردن صنعت» را به مرحله اجرا درآورد.

با توجه به تأکید رهبری بر حمایت از تولید ملی و استفاده از ظرفیت‌های داخلی، فولاد مبارکه می‌تواند با پیوند دادن خطوط تولید خود به شرکت‌های دانش‌بنیان، گلوگاه‌های فناوری را از میان بردارد.

هرگونه اقدام این مجموعه در راستای بومی‌سازی قطعات، ارتقای بهره‌وری از طریق نوآوری و ایجاد اشتغال برای نخبگان، مصداق عینی تبدیل «سیاست‌های کلان رهبری» به «واقعیت‌های صنعتی» است.

در واقع، فولاد مبارکه می‌تواند با تکیه بر دانش داخلی، نقش محرک را برای کل زنجیره تأمین و اکوسیستم نوآوری کشور ایفا کند.

صندوق سرمایه‌گذاری خطرپذیر بازوی استراتژیک و پیشران نوآوری در زنجیره ارزش فولاد 

 در راستای تحقق اهداف استراتژیک گروه فولاد مبارکه مبنی بر تقویت زیرساخت‌های نوآوری و بومی‌سازی فناوری‌های کلیدی، صندوق سرمایه‌گذاری خطرپذیر (CVC) با تمرکز بر دو حوزه اصلی «سرمایه‌گذاری خطرپذیر» و «حمایت از نوآوری دانشگاهی»، گام‌های عملیاتی خود را با موفقیت به مرحله اجرا درآورده است.

عملکرد این صندوق در بازه زمانی مد نظر، نشان‌دهنده تعهد این نهاد به تبدیل دانش نظری به توان عملیاتی در صنعت فولاد است.

تحلیل عملکرد مالی و توسعه کسب‌وکار: 

صندوق با اتخاذ رویکردی دوگانه، همزمان بر توسعه زیرساخت‌های فناورانه و رشد کسب‌وکارهای نوپا تمرکز کرده است.

در این راستا، مجموعاً ۶,۶۸۶ میلیارد ریال سرمایه‌گذاری خطرپذیر در جهت توسعه کسب‌وکارها انجام شده است که نشان‌دهنده تمرکز بر ایجاد ارزش اقتصادی جدید است.

همزمان با اختصاص ۳,۴۰۵ میلیارد ریال به عنوان سرمایه خطرپذیر در توسعه فناوری، گامی بلند در جهت ارتقای سطح تکنولوژیک زنجیره ارزش فولاد برداشته شده است.

همچنین، جهت تسریع رشد شرکت‌های منتخب، مبلغ ۲۴۱ میلیارد ریال در حوزه شتاب‌دهی تخصیص یافته است.

توسعه اکوسیستم نوآوری و تعاملات دانشگاهی 

در حوزه هم‌افزایی با بدنه علمی کشور، صندوق با ایجاد بستری مشترک میان صنعت و دانشگاه، موفق به برقراری همکاری با ۲۰ دانشگاه برتر کشور شده است.

این تعاملات از طریق ایجاد ۶,۶۲۰ متر مربع فضای تخصصی در مراکز نوآوری دانشگاهی و تخصیص ۱۲۷۵ میلیارد ریال گرنت دانشگاهی، به شکلی عملیاتی حمایت شده است.

علاوه بر این، از طریق طرح‌های مشارکت در اجرای «دستار فناوری»، مبلغ ۲۰ میلیارد ریال اعتبار برای عملیاتی‌سازی پروژه‌ها در نظر گرفته شده است.

خروجی‌های علمی و پژوهشی 

اثرگذاری این اقدامات در حوزه پژوهش‌های کاربردی، منجر به حمایت مستقیم از ۱,۳۴۸ پایان‌نامه و رساله دکتری در مراکز نوآوری فولاد مبارکه شده است که این امر نشان‌دهنده نقش محوری صندوق در هدایت پژوهش‌های دانشگاهی به سمت حل چالش‌های واقعی صنعت است.

منتشرشده در علم و پیشرفت
برچسب‌ها

 

به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از سیتنا در اقتصادهای امروز کارخانه‌های بزرگ تنها مراکز تولید نیستند؛ آن‌ها حلقه‌های کلیدی زنجیره تأمین، پیشران توسعه صنعتی و تضمین‌کننده ثبات بسیاری از صنایع دیگر به شمار می‌روند. فولاد مبارکه نیز از این قاعده مستثنی نیست.

این مجموعه با تأمین بخش قابل‌توجهی از نیاز صنایع خودروسازی، نفت و گاز، لوازم خانگی، ساختمان، انرژی و ده‌ها صنعت دیگر، نقشی فراتر از یک شرکت تولیدی در اقتصاد ایران ایفا می‌کند.

از همین رو، آسیب به یکی از واحدهای راهبردی این مجتمع در جریان جنگ رمضان، تنها یک حادثه صنعتی نبود؛ بلکه آزمونی برای سنجش میزان آمادگی، انسجام مدیریتی و توان فنی یکی از بزرگ‌ترین بنگاه‌های اقتصادی کشور محسوب می‌شد. 

گزارش پیش‌رو، با مرور روند مدیریت بحران، عملیات بازسازی و بازگشت فولاد مبارکه به مدار تولید، تلاش می‌کند نشان دهد چگونه برنامه‌ریزی پیشین، سرمایه انسانی متخصص و تکیه بر ظرفیت‌های داخلی، زمینه تبدیل یک تهدید بزرگ به تجربه‌ای ماندگار در مدیریت بحران صنعتی را فراهم کرد.

وقتی قلب صنعت ایران به تپش افتاد

بحران، همیشه با انفجار آغاز نمی‌شود؛ گاهی با سکوتی آغاز می‌شود که پس از آن، هزاران تصمیم باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن گرفته شود.

در صنایع بزرگ، فاصله میان یک حادثه و تبدیل شدن آن به بحرانی ملی، تنها چند ساعت است.

اگر این فاصله به‌درستی مدیریت نشود، آسیب از محدوده یک کارخانه فراتر می‌رود و زنجیره‌ای از پیامدهای اقتصادی، صنعتی و حتی اجتماعی را به همراه خواهد داشت.

در جنگ رمضان و حملات رژیم صهیونیستی به زیرساخت‌های ایران، تنها مراکز نظامی مورد هدف قرار نگرفتند؛ بخشی از زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی کشور نیز در معرض تهدید قرار گرفتند.

در میان این اهداف، نام فولاد مبارکه بیش از سایر واحدهای صنعتی به چشم آمد؛ مجموعه‌ای که سال‌هاست به‌عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده فولاد تخت خاورمیانه، نقش محوری در تأمین مواد اولیه صنایع خودروسازی، لوازم خانگی، نفت و گاز، ساختمان، لوله و پروفیل و ده‌ها صنعت دیگر ایفا می‌کند.

شاید برای بسیاری از مردم، فولاد مبارکه تنها نام یک کارخانه باشد؛ اما در واقعیت، این مجتمع صنعتی یکی از مهم‌ترین گره‌های زنجیره اقتصاد ایران است.

هرگونه اختلال در تولید آن، تنها به کاهش چند هزار تن فولاد محدود نمی‌شود؛ بلکه می‌تواند بر صدها شرکت پایین‌دستی، هزاران فرصت شغلی، قراردادهای صادراتی و حتی قیمت فولاد در بازار داخلی اثر بگذارد.

به همین دلیل، حفظ پایداری تولید در این مجموعه، صرفاً یک مسئله شرکتی نیست؛ بلکه بخشی از امنیت اقتصادی کشور به شمار می‌رود.

در چنین شرایطی، آسیب دیدن یکی از واحدهای کلیدی فولاد مبارکه، به‌ویژه کوره شماره ۸، می‌توانست آغازگر بحرانی باشد که دامنه آن از مرزهای این مجتمع صنعتی فراتر برود.

کارشناسان صنعت فولاد به‌خوبی می‌دانند که راه‌اندازی دوباره چنین تجهیزاتی، در شرایط عادی نیز فرآیندی پیچیده، زمان‌بر و پرهزینه است؛ حال آنکه این‌بار، همه چیز باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن و در شرایطی انجام می‌شد که کشور همچنان درگیر پیامدهای جنگ بود.

اما درست در همین نقطه، روایت فولاد مبارکه از یک خبر صنعتی فاصله می‌گیرد و به یک مطالعه موردی در حوزه مدیریت بحران تبدیل می‌شود.

بحران؛ آزمون واقعی سازمان‌ها

در ادبیات مدیریت، بحران زمانی آغاز می‌شود که تصمیم‌های معمول دیگر پاسخگو نیستند.

سازمان باید در زمانی کوتاه، با اطلاعات ناقص، منابع محدود و فشارهای بیرونی، تصمیم‌هایی بگیرد که آینده آن را تعیین می‌کنند.

تفاوت سازمان‌های موفق با سایر مجموعه‌ها نیز دقیقاً در همین نقطه مشخص می‌شود؛ اینکه آیا بحران، سازمان را متوقف می‌کند یا به فرصتی برای بازآفرینی تبدیل می‌شود.

آنچه پس از حمله به فولاد مبارکه رخ داد، بیش از آنکه یک عملیات تعمیراتی باشد، نمونه‌ای از اجرای عملی اصول مدیریت بحران بود.

در همان ساعات ابتدایی، ساختار فرماندهی بحران شکل گرفت، ارزیابی خسارت آغاز شد و هم‌زمان، تیم‌های تخصصی مأمور شدند سناریوهای مختلف بازگشت به تولید را بررسی کنند.

هدف روشن بود؛ کاهش زمان توقف و جلوگیری از سرایت بحران به سایر بخش‌های زنجیره تولید.

این رویکرد، تفاوت مهمی با نگاه سنتی به بازسازی داشت. در بسیاری از پروژه‌های مشابه ابتدا خسارت‌ها به‌طور کامل بررسی و سپس برنامه بازسازی آغاز می‌شود؛ اما در فولاد مبارکه، ارزیابی، طراحی، تأمین قطعات و اجرای عملیات به‌صورت موازی پیش رفت تا زمان از دست نرود.

همین تصمیم، بعدها یکی از عوامل اصلی کاهش چشمگیر زمان بازگشت به تولید عنوان شد.

چرا فولاد مبارکه اهمیت راهبردی دارد؟

برای درک اهمیت آنچه در فولاد مبارکه رخ داد، باید جایگاه این شرکت در اقتصاد ایران را شناخت این مجتمع سهم قابل توجهی از تولید فولاد تخت کشور را در اختیار دارد و محصولات آن به‌طور مستقیم در صنایع خودروسازی، تولید لوازم خانگی، صنایع نفت، گاز و پتروشیمی، پروژه‌های عمرانی و بسیاری از واحدهای تولیدی دیگر مصرف می‌شود.

به بیان دیگر، اگر تولید در فولاد مبارکه برای مدت طولانی متوقف می‌شد اثر آن تنها در آمار تولید فولاد دیده نمی‌شد؛ بلکه بسیاری از صنایع وابسته نیز با کمبود مواد اولیه، افزایش هزینه تولید و تأخیر در اجرای پروژه‌ها روبه‌رو می‌شدند.

از همین رو، بازگرداندن هرچه سریع‌تر این مجتمع به مدار تولید، تنها یک هدف سازمانی نبود؛ بلکه ضرورتی برای حفظ ثبات زنجیره تأمین کشور محسوب می‌شد.

از سوی دیگر، فولاد مبارکه در سال‌های اخیر با سرمایه‌گذاری در بومی‌سازی تجهیزات، توسعه فناوری و همکاری با شرکت‌های دانش‌بنیان، شبکه‌ای گسترده از تأمین‌کنندگان داخلی ایجاد کرده است.

این ظرفیت، در روزهای بحران به یکی از مهم‌ترین مزیت‌های رقابتی شرکت تبدیل شد؛ زیرا وابستگی کمتر به تأمین‌کنندگان خارجی، امکان تصمیم‌گیری سریع‌تر و آغاز فوری عملیات بازسازی را فراهم کرد.

روایت یک بازگشت

شاید مهم‌ترین ویژگی این تجربه آن باشد که فولاد مبارکه تلاش نکرد بحران را صرفاً پشت سر بگذارد؛ بلکه آن را به فرصتی برای بازنگری در فرآیندها، افزایش هماهنگی سازمانی و تقویت تاب‌آوری تبدیل کرد.

در این نگاه، بازسازی به معنای بازگرداندن وضعیت گذشته نبود، بلکه آغاز مسیری برای ساختن زیرساختی مقاوم‌تر و آماده‌تر در برابر بحران‌های آینده بود.

در روزهایی که بسیاری چشم‌انتظار برآورد خسارت‌ها بودند، درون این مجتمع صنعتی، عملیات دیگری در جریان بود؛ عملیات سازمان‌دهی، تصمیم‌سازی و آماده‌سازی برای بزرگ‌ترین پروژه بازسازی سال‌های اخیر فولاد مبارکه. پروژه‌ای که قرار بود در هفته‌های بعد، به نمادی از توان مهندسی ایرانی و مدیریت بحران در صنعت کشور تبدیل شود.

ساعت صفر؛ وقتی زمان به ارزشمندترین سرمایه تبدیل شد

در مدیریت بحران، نخستین ساعات پس از حادثه، تعیین‌کننده‌ترین مقطع محسوب می‌شود.

هر ساعت تأخیر در تصمیم‌گیری، می‌تواند روزها یا حتی هفته‌ها به زمان بازسازی اضافه کند.

در فولاد مبارکه نیز از همان ساعات ابتدایی، ستاد مدیریت بحران و کمیته‌های تخصصی تشکیل شد.

وظیفه این کمیته‌ها تنها بررسی خسارت نبود؛ بلکه باید هم‌زمان چند مأموریت را پیش می‌بردند؛ ارزیابی فنی، تأمین تجهیزات، برنامه‌ریزی اجرایی، مدیریت منابع انسانی و حفظ تداوم تولید در سایر واحدها.

این تصمیم باعث شد فرآیند بازسازی به‌جای حرکت مرحله‌ای، به‌صورت موازی پیش برود؛ یعنی در حالی که گروهی مشغول ارزیابی آسیب‌ها بودند، گروه دیگر نقشه‌های تعمیر را آماده می‌کرد و هم‌زمان، تأمین قطعات نیز آغاز شده بود.

همین مدل مدیریت پروژه، یکی از تفاوت‌های اصلی عملیات بازسازی فولاد مبارکه با بسیاری از پروژه‌های مشابه بود.

پروژه‌ای با ده‌ها جبهه کاری

بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی فولاد مبارکه، عملیات بازسازی تنها به یک کارگاه یا یک تیم محدود نبود. برای بازگرداندن کوره شماره ۸ به مدار تولید، ده‌ها پروژه کوچک و بزرگ به‌طور هم‌زمان تعریف شد.

هر بخش از کوره، سامانه برق، تجهیزات مکانیکی، خطوط انتقال انرژی، سیستم‌های کنترلی، جرثقیل‌ها، تجهیزات جانبی و تأسیسات مرتبط، برنامه زمان‌بندی و تیم تخصصی خود را داشت.

در مجموع، ده‌ها جبهه کاری به‌صورت موازی فعال شدند؛ مدلی که در مدیریت پروژه از آن با عنوان Fast Track Executionیا «اجرای فشرده و هم‌زمان» یاد می‌شود؛ روشی که اگرچه پیچیدگی مدیریت را افزایش می‌دهد، اما می‌تواند زمان اجرای پروژه را به شکل قابل توجهی کاهش دهد.

مهندسان ایرانی در خط مقدم

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های عملیات بازسازی، اتکا به توان فنی داخلی بود.

سال‌ها سرمایه‌گذاری فولاد مبارکه در بومی‌سازی تجهیزات و همکاری با شرکت‌های سازنده داخلی، در روزهای بحران نتیجه خود را نشان داد.

بسیاری از قطعات حساس که در گذشته از خارج کشور تأمین می‌شد، این بار با کمک شرکت‌های ایرانی ساخته، بازطراحی یا بازسازی شد.

به گفته مسئولان این پروژه، بیش از ۱۱۴ قطعه و تجهیز کلیدی در جریان عملیات بازسازی تأمین یا بازسازی شد؛ بخشی از آن‌ها برای نخستین‌بار در داخل کشور ساخته شدند. این موضوع علاوه بر کاهش زمان بازسازی، وابستگی به زنجیره تأمین خارجی را نیز به حداقل رساند.

در کنار آن، هزاران ساعت کار تخصصی توسط مهندسان، تکنسین‌ها، کارگران و پیمانکاران ثبت شد؛ نیروهایی که بسیاری از آنان در شیفت‌های شبانه‌روزی، بدون توقف، روند بازسازی را پیش بردند.

مدیریت بحران یعنی مدیریت زمان

شاید مهم‌ترین شاخص موفقیت این پروژه، کاهش چشمگیر زمان بازسازی باشد.

بر اساس برآوردهای اولیه، بازگشت کامل کوره شماره ۸ می‌توانست حدود سه ماه یا حتی بیشتر زمان ببرد؛ اما با تغییر مدل مدیریت پروژه، هماهنگی میان تیم‌ها و حذف زمان‌های مرده، این زمان به ۴۵ روز کاهش یافت.

این دستاورد تنها یک رکورد اجرایی نبود؛ بلکه از نظر اقتصادی نیز اهمیت زیادی داشت.

هر روز توقف تولید در یک مجتمع بزرگ فولادی، علاوه بر هزینه‌های مستقیم، می‌تواند بر زنجیره تأمین، قراردادهای فروش، صادرات و برنامه تولید صنایع پایین‌دستی اثر بگذارد.

بنابراین کاهش زمان بازسازی، عملاً به معنای کاهش خسارت اقتصادی نیز بود.

بازسازی همراه با نوسازی

یکی از تصمیم‌های مهم مدیران فولاد مبارکه این بود که پروژه بازسازی صرفاً به بازگرداندن شرایط قبل محدود نشود.

در جریان عملیات، برخی تجهیزات ارتقا یافتند، تعدادی از سامانه‌های کنترلی مورد بازنگری قرار گرفتند و اصلاحاتی در زیرساخت‌های فنی انجام شد تا احتمال بروز مشکلات مشابه در آینده کاهش یابد.

در واقع، فلسفه پروژه این بود که اگر قرار است واحدی دوباره ساخته شود، باید بهتر، ایمن‌تر و آماده‌تر از گذشته باشد.

همین نگاه باعث شد بسیاری از کارشناسان، عملیات انجام‌شده را صرفاً یک پروژه تعمیراتی ندانند؛ بلکه آن را نمونه‌ای از بازسازی هوشمند ارزیابی کنند؛ رویکردی که بحران را به فرصتی برای ارتقای فناوری و افزایش تاب‌آوری تبدیل می‌کند.

آنچه در بیرون دیده نمی‌شد

بخش بزرگی از موفقیت این پروژه، مربوط به اقداماتی بود که شاید هرگز در تصاویر و اخبار دیده نشد.

هماهنگی میان واحدهای مختلف، تأمین سریع مواد اولیه، مدیریت شیفت‌های کاری، برنامه‌ریزی لجستیکی، کنترل کیفیت، حفظ ایمنی کارکنان، ارتباط مستمر با شرکت‌های سازنده و تصمیم‌گیری لحظه‌ای مدیران، همگی اجزای پنهان این عملیات بودند.

در مدیریت بحران، معمولاً نتیجه دیده می‌شود، نه فرآیندی که به آن نتیجه منتهی شده است.

اما واقعیت این است که بازگشت کوره شماره ۸، حاصل هزاران تصمیم کوچک و بزرگ بود که طی ۴۵ روز، در کنار یکدیگر قرار گرفتند.

آغاز فصل جدید

وقتی کوره شماره ۸ دوباره روشن شد، پروژه بازسازی عملاً به پایان رسید؛ اما تجربه‌ای تازه برای فولاد مبارکه آغاز شد.

این تجربه نشان داد که سرمایه اصلی یک بنگاه صنعتی، تنها ماشین‌آلات یا خطوط تولید نیست؛ بلکه سرمایه انسانی، دانش فنی، نظام تصمیم‌گیری و آمادگی سازمان برای مواجهه با بحران است.

در عمل، فولاد مبارکه توانست یکی از مهم‌ترین آزمون‌های سال‌های اخیر خود را به فرصتی برای نمایش ظرفیت مهندسی، مدیریت پروژه و هماهنگی سازمانی تبدیل کند؛ تجربه‌ای که امروز از آن به‌عنوان یکی از نمونه‌های موفق مدیریت بحران در صنعت ایران یاد می‌شود.

از بازسازی تا تاب‌آوری؛ چگونه فولاد مبارکه بحران را به فرصتی برای تحول تبدیل کرد؟

در بسیاری از صنایع جهان، پایان عملیات بازسازی به معنای پایان بحران است؛ اما در سازمان‌هایی که نگاه راهبردی دارند، بازسازی نقطه پایان نیست، بلکه آغاز یک مرحله تازه است.

تجربه فولاد مبارکه نیز از همین جنس بود. در این پروژه، هدف تنها روشن شدن دوباره یک کوره نبود؛ بلکه مدیران این مجموعه تلاش کردند از دل بحران، فرصتی برای بازنگری در ساختارها، تقویت توان داخلی و افزایش تاب‌آوری صنعتی خلق کنند.

در ادبیات نوین مدیریت، «تاب‌آوری صنعتی» به توانایی یک بنگاه برای پیش‌بینی، مقابله، بازیابی و حتی ارتقای عملکرد پس از بحران گفته می‌شود.

این مفهوم طی سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از همه‌گیری کرونا، جنگ اوکراین و اختلال در زنجیره‌های جهانی تأمین، به یکی از مهم‌ترین شاخص‌های ارزیابی صنایع بزرگ جهان تبدیل شده است.

اکنون بسیاری از شرکت‌های بزرگ، تاب‌آوری را نه یک مزیت رقابتی، بلکه شرط بقا می‌دانند.

آزمونی برای سیاست بومی‌سازی

فولاد مبارکه سال‌هاست از بومی‌سازی تجهیزات، همکاری با شرکت‌های دانش‌بنیان و توسعه زنجیره تأمین داخلی سخن می‌گوید. تا پیش از بحران، این سیاست بیشتر در قالب آمار و گزارش‌های سالانه دیده می‌شد؛ اما حادثه اخیر، نخستین آزمون عملی این راهبرد بود.

زمانی که پروژه بازسازی آغاز شد، بسیاری از تجهیزات و قطعات موردنیاز باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن تأمین می‌شدند؛ شرایطی که امکان اتکا به واردات را به حداقل رسانده بود.

در این مقطع، شبکه گسترده سازندگان داخلی، شرکت‌های دانش‌بنیان و مجموعه‌های مهندسی همکار فولاد مبارکه وارد میدان شدند.

در واقع، آنچه سال‌ها به‌عنوان «اکوسیستم صنعتی فولاد مبارکه» شکل گرفته بود، در روزهای بحران نقش خود را نشان داد.

اگر این شبکه وجود نداشت، تأمین برخی تجهیزات حساس می‌توانست هفته‌ها یا حتی ماه‌ها به طول بینجامد.

فراتر از یک کارخانه؛ مدیریت یک زنجیره

یکی از ویژگی‌های صنایع مادر این است که عملکرد آن‌ها تنها به خودشان محدود نمی‌شود.

فولاد مبارکه روزانه مواد اولیه صدها واحد صنعتی را تأمین می‌کند؛ از خودروسازان گرفته تا تولیدکنندگان لوازم خانگی، صنایع نفت و گاز، سازندگان لوله و پروفیل و فعالان حوزه ساختمان.

به همین دلیل، هر تصمیم مدیریتی در این مجموعه، مستقیماً بر عملکرد بخش بزرگی از صنعت کشور اثر می‌گذارد.

در روزهای پس از حادثه، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های مدیران، جلوگیری از ایجاد اختلال در این زنجیره بود.

بر اساس گزارش‌های رسمی، در کنار عملیات بازسازی، تلاش شد با مدیریت ظرفیت سایر خطوط تولید، برنامه‌ریزی دقیق تحویل سفارش‌ها و هماهنگی با مشتریان، آثار توقف کوره شماره ۸ تا حد امکان کنترل شود.

این تصمیم شاید در ظاهر کمتر به چشم آمده باشد، اما از منظر مدیریت بحران، یکی از مهم‌ترین اقدامات پروژه محسوب می‌شود؛ زیرا بحران تنها زمانی مهار می‌شود که آثار آن بر ذی‌نفعان نیز کاهش یابد.

سرمایه‌ای به نام اعتماد

یکی از پیامدهای مهم مدیریت موفق بحران، حفظ اعتماد است؛ اعتمادی که میان کارکنان، سهامداران، مشتریان، تأمین‌کنندگان و بازار شکل گرفته است.

در روزهای ابتدایی حادثه، نگرانی‌هایی درباره آینده تولید و زمان بازگشت کوره شماره ۸ وجود داشت؛ اما انتشار مستمر گزارش‌های پیشرفت پروژه، اطلاع‌رسانی مرحله‌به‌مرحله و اعلام زمان‌بندی بازسازی، باعث شد فضای ابهام تا حد زیادی مدیریت شود.

تجربه شرکت‌های بزرگ دنیا نیز نشان می‌دهد که در بحران‌ها، مدیریت اطلاعات به اندازه مدیریت عملیات اهمیت دارد.

سازمانی که بتواند واقع‌بینانه، شفاف و مستمر با ذی‌نفعان خود ارتباط برقرار کند، اعتماد بازار را بهتر حفظ خواهد کرد.

بحران؛ فرصتی برای بازآفرینی

شاید مهم‌ترین تفاوت فولاد مبارکه با بسیاری از پروژه‌های مشابه، در همین نگاه نهفته باشد.

در بسیاری از سازمان‌ها، هدف از بازسازی، بازگشت به شرایط قبل از حادثه است؛ اما در فولاد مبارکه، هم‌زمان با تعمیر تجهیزات، اصلاح برخی فرآیندها، بازنگری در دستورالعمل‌ها و ارتقای زیرساخت‌های فنی نیز دنبال شد.

این رویکرد، یکی از اصول شناخته‌شده مدیریت بحران در جهان است؛ اینکه سازمان پس از عبور از بحران، نسبت به قبل مقاوم‌تر، چابک‌تر و آماده‌تر شود.

به بیان دیگر، اگر حادثه‌ای مشابه در آینده رخ دهد، سازمان نباید دوباره از نقطه صفر آغاز کند؛ بلکه باید از تجربه گذشته برای کاهش زمان واکنش، بهبود فرآیندها و افزایش سرعت بازیابی استفاده کند.

درس‌هایی برای صنعت ایران

تجربه فولاد مبارکه تنها برای صنعت فولاد اهمیت ندارد. بسیاری از صنایع راهبردی کشور، از پتروشیمی و پالایشگاه‌ها گرفته تا نیروگاه‌ها، صنایع معدنی، مخابرات و حمل‌ونقل، با چالش‌های مشابهی در حوزه تداوم کسب‌وکار روبه‌رو هستند.

این تجربه نشان داد که چهار اصل می‌تواند مسیر عبور از بحران را کوتاه‌تر کند:

نخست، آمادگی پیش از بحران؛ یعنی سرمایه‌گذاری روی بومی‌سازی، آموزش نیروی انسانی و ایجاد شبکه تأمین داخلی.

دوم، فرماندهی واحد؛ بحرانی با این ابعاد، بدون ساختار مشخص تصمیم‌گیری قابل مدیریت نیست.

سوم، اجرای موازی پروژه‌ها؛ رویکردی که زمان بازسازی را به شکل قابل توجهی کاهش می‌دهد.

و چهارم، تبدیل بحران به فرصت؛ یعنی استفاده از بازسازی برای ارتقای فناوری و اصلاح فرآیندها، نه صرفاً بازگرداندن شرایط گذشته.

شاید بتوان گفت مهم‌ترین دستاورد فولاد مبارکه، نه بازگشت کوره شماره ۸، بلکه اثبات این نکته بود که سرمایه‌گذاری روی دانش فنی، بومی‌سازی و سرمایه انسانی، در روز بحران بازده واقعی خود را نشان می‌دهد.

فراتر از اعداد

در گزارش‌های رسمی، از ده‌ها پروژه، هزاران نفر-ساعت کار تخصصی، صدها قطعه بازسازی‌شده و ده‌ها جلسه مدیریتی سخن گفته شده است.

این اعداد، اهمیت خود را دارند؛ اما آنچه بیش از همه قابل توجه است، تصویری است که از توان مهندسی و ظرفیت سازمانی صنعت ایران ارائه می‌شود.

فولاد مبارکه در این تجربه نشان داد که مدیریت بحران، تنها مجموعه‌ای از دستورالعمل‌ها نیست؛ بلکه ترکیبی از آینده‌نگری، سرمایه‌گذاری بلندمدت، اعتماد به نیروی انسانی و توان تصمیم‌گیری در شرایط فشار است.

بازگشت کوره شماره ۸، پایان یک پروژه بود؛ اما شاید آغاز فصلی تازه در نگاه صنایع بزرگ کشور به مفهوم تاب‌آوری و تداوم کسب‌وکار باشد.

پایان یک بحران، آغاز یک الگو

بازگشت کوره شماره ۸ به مدار تولید، اگرچه نقطه پایان عملیات بازسازی بود، اما نمی‌توان آن را پایان این روایت دانست.

آنچه در فولاد مبارکه رخ داد، صرفاً احیای یک تجهیز آسیب‌دیده نبود؛ بلکه تجربه‌ای بود که نشان داد مدیریت بحران در صنایع بزرگ، تنها به سرعت تعمیرات وابسته نیست، بلکه به سال‌ها سرمایه‌گذاری روی دانش فنی، توسعه سرمایه انسانی، بومی‌سازی تجهیزات و ایجاد ساختارهای تصمیم‌گیری چابک وابسته است.

در نگاه نخست، شاید مهم‌ترین دستاورد این پروژه، بازگشت یک واحد تولیدی ظرف ۴۵ روز باشد؛ اما اگر کمی عمیق‌تر نگاه کنیم، ارزش واقعی این تجربه در جای دیگری نهفته است.

بحران اخیر نشان داد که تاب‌آوری صنعتی، محصول تصمیم‌هایی نیست که پس از وقوع حادثه گرفته می‌شوند؛ بلکه نتیجه سال‌ها برنامه‌ریزی، سرمایه‌گذاری و شکل‌گیری ظرفیت‌هایی است که در روزهای عادی شاید کمتر دیده شوند، اما در روزهای سخت، نقش تعیین‌کننده پیدا می‌کنند.

آزمون واقعی سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت

سال‌هاست که در ادبیات توسعه صنعتی کشور، از مفاهیمی مانند «بومی‌سازی»، «دانش‌بنیان»، «ساخت داخل» و «اقتصاد مقاومتی» سخن گفته می‌شود.

با این حال، ارزش واقعی این مفاهیم زمانی آشکار می‌شود که یک صنعت در معرض بحران قرار گیرد.

اگر فولاد مبارکه طی سال‌های گذشته شبکه گسترده‌ای از سازندگان داخلی، شرکت‌های دانش‌بنیان و مراکز مهندسی را پیرامون خود شکل نداده بود، احتمالاً تأمین برخی قطعات کلیدی و بازگرداندن تجهیزات به مدار تولید، به زمان بسیار بیشتری نیاز داشت.

در چنین شرایطی، بحران می‌توانست از یک حادثه صنعتی به یک چالش اقتصادی گسترده تبدیل شود.

از این منظر، عملیات بازسازی اخیر را می‌توان آزمونی عملی برای سیاست بومی‌سازی در صنعت فولاد دانست؛ آزمونی که نشان داد توسعه ظرفیت‌های داخلی، تنها یک مزیت اقتصادی نیست، بلکه بخشی از امنیت صنعتی کشور محسوب می‌شود.

مدیریت بحران؛ فراتر از تعمیر تجهیزات

در بسیاری از گزارش‌ها، تمرکز اصلی بر مدت زمان بازسازی یا حجم عملیات فنی است؛ اما واقعیت آن است که بخش مهمی از موفقیت فولاد مبارکه، خارج از کارگاه‌ها و خطوط تولید رقم خورد.

تشکیل سریع ستاد مدیریت بحران، تقسیم دقیق مسئولیت‌ها، تصمیم‌گیری متمرکز، هماهنگی میان واحدهای مختلف، ارتباط مستمر با تأمین‌کنندگان، مدیریت منابع انسانی، کنترل ریسک و اطلاع‌رسانی مرحله‌به‌مرحله، همگی بخشی از فرآیندی بودند که در نهایت امکان بازگشت سریع به تولید را فراهم کردند.

در حقیقت، این پروژه بیش از آنکه یک پروژه تعمیراتی باشد، نمونه‌ای از مدیریت یک سازمان در شرایط عدم قطعیت بود؛ شرایطی که هر تصمیم، می‌توانست بر زمان بازسازی، هزینه‌ها و حتی اعتماد بازار اثر بگذارد.

تجربه‌ای که می‌تواند به یک الگو تبدیل شود

آنچه فولاد مبارکه در این بحران تجربه کرد، محدود به صنعت فولاد نیست. امروز بسیاری از صنایع راهبردی کشور، از پتروشیمی و پالایشگاه‌ها گرفته تا نیروگاه‌ها، صنایع معدنی، مخابرات و حمل‌ونقل، با این پرسش روبه‌رو هستند که اگر با بحرانی مشابه مواجه شوند، چه میزان آمادگی برای حفظ تداوم فعالیت دارند؟

تجربه فولاد مبارکه نشان می‌دهد که پاسخ این پرسش، نه در روز حادثه، بلکه سال‌ها پیش از آن شکل می‌گیرد؛ زمانی که سازمان روی آموزش نیروی انسانی، توسعه فناوری، ایجاد زنجیره تأمین داخلی، مستندسازی فرآیندها و تدوین سناریوهای مدیریت بحران سرمایه‌گذاری می‌کند.

به بیان دیگر، تاب‌آوری یک ویژگی ذاتی نیست؛ بلکه قابلیتی است که باید آن را ساخت، تمرین کرد و به‌طور مستمر ارتقا داد.

آینده؛ از مدیریت بحران تا مدیریت تاب‌آوری

در جهان امروز، بسیاری از شرکت‌های بزرگ، دیگر تنها به تدوین برنامه‌های مدیریت بحران اکتفا نمی‌کنند، بلکه به سمت طراحی نظام‌های جامع «تاب‌آوری سازمانی» حرکت کرده‌اند؛ نظام‌هایی که هدف آن‌ها تنها بازگشت به شرایط قبل نیست، بلکه افزایش توان سازمان برای مواجهه با بحران‌های آینده است.

برای فولاد مبارکه نیز، تجربه اخیر می‌تواند نقطه آغاز مرحله‌ای تازه باشد؛ مرحله‌ای که در آن، درس‌آموخته‌های این پروژه به دستورالعمل‌ها، استانداردها و برنامه‌های آینده تبدیل شوند.

اگر چنین اتفاقی رخ دهد، ارزش واقعی این تجربه تنها به بازسازی یک کوره محدود نخواهد شد، بلکه به ارتقای فرهنگ مدیریت بحران در یکی از بزرگ‌ترین بنگاه‌های صنعتی کشور منجر می‌شود.

تاریخ صنایع بزرگ جهان نشان می‌دهد که بسیاری از مهم‌ترین تحول‌ها، پس از عبور از بحران‌ها شکل گرفته‌اند. بحران‌ها، اگرچه هزینه‌بر و دشوارند، اما می‌توانند فرصتی برای اصلاح ساختارها، بازنگری در فرآیندها و افزایش توان رقابتی سازمان‌ها باشند.

روایت فولاد مبارکه پس از جنگ رمضان نیز از همین جنس است. روایتی که در آن، سرعت تصمیم‌گیری، انسجام سازمانی، اعتماد به نیروی انسانی، اتکا به توان مهندسی داخلی و مدیریت علمی پروژه، در کنار یکدیگر قرار گرفتند تا یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌های صنعتی کشور در زمانی کوتاه دوباره به مدار تولید بازگردد.

شاید مهم‌ترین پیام این تجربه آن باشد که قدرت واقعی یک سازمان، نه در روزهای آرام، بلکه در نحوه مواجهه با بحران‌ها سنجیده می‌شود.

فولاد مبارکه در این آزمون، تلاش کرد نشان دهد که حتی در دشوارترین شرایط نیز می‌توان با تکیه بر دانش، برنامه‌ریزی و همدلی، مسیر بازگشت را هموار کرد.

از این منظر، بازسازی کوره شماره ۸ را می‌توان فراتر از یک موفقیت فنی دانست؛ این پروژه، روایتی از ظرفیت صنعت ایران برای عبور از بحران و ساختن آینده‌ای مقاوم‌تر است؛ روایتی که می‌تواند برای سایر صنایع کشور نیز الهام‌بخش باشد.

مدیریت بحران، در نهایت به یک اصل ساده بازمی‌گردد: سازمان‌هایی که برای روزهای سخت در روزهای آرام آماده می‌شوند، در بحران‌ها کمتر غافلگیر خواهند شد.

تجربه فولاد مبارکه، با همه پیچیدگی‌ها و دشواری‌هایش، بار دیگر این حقیقت را یادآوری کرد که سرمایه اصلی هر صنعت، نه فقط تجهیزات و ماشین‌آلات، بلکه انسان‌ها، دانش و توانایی آن‌ها در تصمیم‌گیری و اقدام به‌موقع است.

منتشرشده در اقتصاد
برچسب‌ها

 

به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از پایگاه تحلیلی خبری ایراسین صنعت فولاد، به عنوان ستون فقرات توسعه اقتصادی، نقشی بنیادین در شکل‌دهی به زیرساخت‌های مدرن، شبکه‌های انتقال انرژی، خودروسازی و تولید لوازم خانگی ایفا می‌کند.

در معماری ژئواکونومیک خاورمیانه، شرکت فولاد مبارکه اصفهان با دستیابی به ظرفیت تولید بیش از ۱۰ میلیون تن فولاد خام، نه تنها جایگاه بزرگترین تولیدکننده فولاد در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را به خود اختصاص داده، بلکه به لنگرگاه ثبات زنجیره تامین در صنایع پایین‌دستی ایران تبدیل شده است.

با این وجود، منطق بی‌رحم بازارهای جهانی نشان می‌دهد که اتکای صرف به تولید مقاطع فولادی تجاری و پایه نظیر اسلب‌های معمولی، شرکت‌های بزرگ را در معرض آسیب‌پذیری شدید ناشی از نوسانات قیمت جهانی سنگ‌آهن و چرخه‌های رکود اقتصادی قرار می‌دهد.

گروه فولاد مبارکه در پاسخ به این ریسک سیستماتیک، استراتژی کلان خود را به سوی تولید «ورق‌های فولادی گرید خاص» با ارزش‌افزوده بالا تغییر جهت داده است.

این تغییر راهبرد، نیازمند طراحی یک اکوسیستم پیچیده از خطوط نورد گرم، نورد سرد، متالورژی ثانویه و خطوط پوشش‌دهی بوده است؛ شبکه‌ای که در آن هر یک از شرکت‌های تابعه، ماموریت متالورژیکی دقیقی را برای قطع وابستگی صنایع استراتژیک کشور بر عهده گرفته‌اند.

قلب تپنده‌ی زیرساخت و انرژی

سایت اصلی فولاد مبارکه به عنوان مرکز ثقل این اکوسیستم صنعتی، وظیفه خطیر تامین مواد پایه نظیر آهن اسفنجی، تختال و کلاف گرم را بر عهده دارد و به طور همزمان، سنگین‌ترین و پیچیده‌ترین ماموریت‌های متالورژیکی را در تولید مقاطع عریض و استراتژیک راهبری می‌کند.

گذر از فولادهای ساختمانی به فولادهای مهندسی در این مجتمع، نیازمند تسلط بر فرآیندهای پیچیده ترمومکانیکال و عملیات حرارتی کنترل‌شده است.

تولید گریدهای میکروآلیاژی نظیر سری API که تحمل فشارهای هیدرواستاتیک بالا و محیط‌های خورنده اسیدی (ترش) را در خطوط انتقال نفت و گاز دارا هستند، گام بلندی در قطع وابستگی به واردات و توسعه زیرساخت‌های انرژی کشور محسوب می‌شود.

از سوی دیگر، بومی‌سازی فولادهای عملیات حرارتی‌پذیر غیرآلیاژی با کربن متوسط (مانند گرید CK67) که با ایجاد شبکه‌های کریستالی سخت، مقاومت به سایش خیره‌کننده‌ای را برای قطعات دفاعی و سیستم‌های تعلیق به ارمغان می‌آورد، نمایانگر بلوغ تکنولوژیک این مجتمع است.

فولاد مبارکه علاوه بر تامین مستقیم بازارهای حیاتی، نقش تغذیه‌کننده خطوط نورد سرد شرکت‌های تابعه خود را نیز با ارائه کلاف‌های فول‌هارد ایفا می‌کند و از این طریق، جریان مواد را با بالاترین راندمان در کل گروه مدیریت می‌نماید.

دگردیسی ارزش‌افزوده در فولاد

هم‌افزایی استراتژیک در استحکام گرم و قطعات متحرک

شرکت فولاد و نورد سبا که به صورت مستقیم در ساختار فولاد مبارکه ادغام شده است؛ با بهره‌گیری از تکنولوژی پیشرفته نورد پیوسته (CSP)، به یکی از مدرن‌ترین قطب‌های تولید فولادهای مهندسی در کشور تبدیل شده است.

اهمیت استراتژیک سبا در تولید مقاطعی است که مستقیماً پویایی و حرکت را در صنایع تضمین می‌کنند.

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای این بخش، بومی‌سازی تولید فولاد الکتریکی غیرجهت‌دار (NGO) با درصدهای مشخص سیلیسیوم است که نقطه عطفی در امنیت زیرساخت برق کشور به شمار می‌رود

این ورق‌های پیچیده که در ساخت هسته ترانسفورماتورهای قدرت و موتورهای الکتریکی کاربرد دارند، هزینه‌های ارزی صنعت برق را به شدت کاهش داده‌اند

علاوه بر این، تولید گریدهای سخت‌کاری‌پذیر مانند CK45 برای ساخت اکسل و چرخ‌دنده‌ها، در کنار تولید گریدهای جدید گرم خودرویی نظیر ATOS60 و HAS60، زنجیره تامین قطعات متحرک و شاسی‌های مستحکم را در داخل کشور کاملاً یکپارچه و ایمن ساخته است.

دگردیسی ارزش‌افزوده در فولاد

تخصصی ایمنی و پوشش‌های پیشرفته

در دگردیسی صنعت خودروسازی جهانی به سمت تولید وسایل نقلیه سبک‌تر (برای کاهش مصرف سوخت) و ایمن‌تر، شرکت ورق خودرو چهارمحال و بختیاری به عنوان بازوی تخصصی گروه فولاد مبارکه ایفای نقش می‌کند.

موقعیت جغرافیایی این شرکت ، آن را به یک هاب استراتژیک برای تغذیه خطوط تولید ایران خودرو و سایپا بدل کرده است.

تمرکز اصلی این مجموعه بر تولید ورق‌های استحکام بالای پیشرفته نظیر مقاطع دوفازی (DP600) و TRIP، و همچنین گریدهای عمیق کششی است که ضمن کاهش وزن خودرو، با جذب ضربه در تصادفات، ایمنی سرنشینان را تضمین می‌کنند.

علاوه بر صنعت خودرو، این شرکت با توسعه تکنولوژی‌های پیشرفته پوشش‌دهی نظیر ورق ZAM (ترکیب روی، آلومینیوم و منیزیم) که دارای خاصیت خودترمیم‌شوندگی در لبه‌های برش‌خورده است، گزینه‌ای بی‌بدیل برای سازه‌های نیروگاه‌های خورشیدی فراهم آورده است.

ادغام تکنولوژی‌های پوشش ارگانیک نازک (TOC) در این مجموعه نیز نیاز صنایع لوازم خانگی به ورق‌های ضدخوردگی و ضداثر انگشت را با بالاترین کیفیت جهانی مرتفع می‌سازد.

دگردیسی ارزش‌افزوده در فولاد

سپر محافظتی صنایع بسته‌بندی و شیمیایی

حلقه نهایی و حیاتی در تکمیل اکوسیستم ارزش‌افزوده گروه فولاد مبارکه، حوزه استراتژیک بسته‌بندی است که توسط شرکت صنایع فولاد توان‌آور آسیا راهبری می‌شود.

امنیت غذایی و ایمنی شیمیایی، دو مولفه‌ای هستند که مستقیماً به کیفیت ورق‌های مصرفی در صنایع قوطی‌سازی وابسته‌اند.

این شرکت با تمرکز بر تولید مقاطع بسیار ظریف و مقاوم از جمله ورق‌های تقلیل‌یافته مضاعف، پاسخی مهندسی به نیاز تولیدکنندگانی داده است که نیازمند تحمل فشارهای داخلی در قوطی‌های اسپری و نوشیدنی‌های گازدار هستند.

از سوی دیگر، تولید ورق‌های قلع‌اندود با پوشش‌های متفاوت و گریدهای پایه ویژه، امکان ساخت قوطی‌های دوتکه با کشش عمیق را فراهم آورده است.

این مقاطع، سدی غیرقابل نفوذ در برابر خوردگی ایجاد می‌کنند و نگهداری بلندمدت مواد غذایی به‌شدت اسیدی (نظیر رب گوجه‌فرنگی و ترشیجات) و همچنین حلال‌های شیمیایی و رنگ‌ها را بدون واکنش مخرب شیمیایی تضمین می‌نمایند.

دگردیسی ارزش‌افزوده در فولاد

امنیت ملی در امتداد نورد فولاد

تحلیل معماری تولید در گروه فولاد مبارکه اصفهان اثبات می‌کند که این مجموعه با گذار هوشمندانه به سمت ورق‌های مهندسی کلاس جهانی، فراتر از یک بنگاه اقتصادی، به عنوان حافظ امنیت صنعتی کشور عمل می‌کند.

بومی‌سازی ۲۴ گرید استراتژیک از مهمترین گریدهای تولید شده در شبکه‌ای از شرکت‌های تخصصی، ضمن جلوگیری از خروج منابع ارزی، تاب‌آوری اقتصاد و شبکه‌های انرژی ایران را در برابر تکانه‌های ارزی و تحریم‌های بین‌المللی تضمین کرده است.

در نهایت، تولید یکپارچه‌ی این ورق‌های خاص، لنگرگاهی از ثبات ایجاد کرده است که زنجیره پایین‌دست از خودروسازی تا صنایع غذایی را در حاشیه‌ای امن از تامین پایدار مواد اولیه قرار می‌دهد و پایه‌های توسعه صنعتی کشور را مستحکم می‌سازد.

منتشرشده در اقتصاد
برچسب‌ها

 

به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از پایگاه تحلیلی خبری ایراسین برخی سازه‌ها پیش از آنکه از بتن و فولاد ساخته شوند، در ذهن یک عصر متولد می‌ شوند.

روایت پارک فناوری فولاد نیز از همین جنس است.

داستان چند ساختمان، چند آزمایشگاه یا چند شرکت دانش‌بنیان نیست.

روایت لحظه‌ای است که یک صنعت بزرگ تصمیم می‌گیرد سرنوشت خود را از نو بازآفرینی کند؛ لحظه‌ای که فولاد مبارکه می‌خواهد از کارخانه‌ای که فناوری مصرف می‌کند، به مجموعه‌ای تبدیل شود که فناوری می‌آفریند.

شاید این تحول از جایی آغاز شده باشد که کمتر کسی به آن توجه می‌کرد؛ زمینی در جوار فولاد مبارکه. زمینی که از اوایل دهه هفتاد برای فعالیت‌های تحقیقاتی در نظر گرفته شد، اما سال‌ها در انتظار روزی ماند که بتواند معنای واقعی خود را پیدا کند.

اکنون آن انتظار طولانی به پایان رسیده است؛ نه برای ساخت یک مجموعه عمرانی، بلکه برای آغاز فصلی تازه در پیوند صنعت، دانش و آینده.

تصمیمی ورای یک کارخانه فولاد

در روزگار انقلاب صنعتی، قدرت کشورها را دودکش کارخانه‌ها تعیین می‌کردند. هرچه کوره‌ها بیشتر می‌سوختند، اقتصادها نیرومندتر می‌شدند.

اما جهان مدت‌هاست از آن ایستگاه عبور کرده است. امروز ثروت واقعی نه در دل معادن، بلکه در دل ایده‌ها شکل می‌گیرد.

ارزش‌آفرینی بیش از آنکه به استخراج منابع وابسته باشد، به توانایی خلق دانش، فناوری و نوآوری گره خورده است.

سال‌ها پیش آلوین تافلر از ظهور موجی سخن گفت که در آن دانش به مهم‌ترین سرمایه جهان تبدیل خواهد شد.

اکنون نشانه‌های آن موج در سراسر جهان دیده می‌شود؛ از سیلیکون‌ولی گرفته تا مراکز نوآوری شرق آسیا.

در چنین جهانی، صنایع بزرگ تنها با توسعه خطوط تولید رشد نمی‌کنند؛ آن‌ها ناچارند به تولیدکنندگان دانش و فناوری تبدیل شوند.

تصمیم فولاد مبارکه برای راه‌اندازی پارک تخصصی فناوری و نوآوری فولاد را باید در همین چارچوب فهمید؛ تلاشی برای عبور از منطق تولیدمحوری به سوی افق تکنولوژی‌محوری.

پایان سی سال انتظار

گاهی آینده ناگهان از راه نمی‌رسد؛ سال‌ها در سکوت رشد می‌کند. زمینی که امروز قرار است میزبان پارک فناوری فولاد باشد، دهه‌ها پیش برای توسعه تحقیقات آهن و فولاد در نظر گرفته شده بود.

ایده وجود داشت، ظرفیت و نیاز نیز وجود داشت؛ اما زمان تحقق آن هنوز فرا نرسیده بود.

اکنون اما شرایط متفاوت است. فولاد مبارکه در آستانه مرحله‌ای قرار گرفته که توسعه را نه صرفاً در افزایش ظرفیت تولید، بلکه در توسعه زیرساخت‌های دانشی جست‌وجو می‌کند.

از همین رو در کنار پارک فناوری، از کارخانه نوآوری، مرکز تکنولوژی فولاد مبارکه، مراکز شبیه‌ سازی صنعتی و توسعه همکاری با شرکت‌های دانش‌بنیان سخن گفته می‌شود.

این‌ها پروژه‌های پراکنده نیستند؛ قطعات یک پازل بزرگ‌اند که تصویری تازه از آینده فولاد مبارکه ترسیم می‌کنند.

پوشاندن لباس کار بر تن پایان ‌نامه‌ها

یکی از قدیمی‌ ترین شکاف‌های توسعه در ایران، فاصله میان دانشگاه و صنعت بوده است.

سال‌ها پژوهشگران مقاله نوشتند و صنایع با چالش‌های واقعی دست‌وپنجه نرم کردند؛ بی‌آنکه این دو جهان به‌درستی یکدیگر را پیدا کنند.

نتیجه آن شد که بسیاری از ایده‌ها هرگز فرصت تبدیل شدن به محصول را نیافتند و بسیاری از نیازهای صنعت نیز بی ‌پاسخ ماندند.

اما استان اصفهان گنجینه‌ای کم‌نظیر در اختیار دارد؛ دانشگاه‌های معتبر، بیش از ۱۳۰ مرکز تحقیقاتی و هزاران نیروی متخصص که هر یک می‌توانند بخشی از آینده فناوری کشور را بسازند.

پارک فناوری فولاد قرار است حلقه مفقوده این زنجیره باشد؛ جایی که دانش از کتابخانه‌ها خارج می‌شود، لباس کار می‌پوشد و وارد خطوط تولید می‌شود.

جایی که یک ایده می‌تواند مسیر خود را از آزمایشگاه تا بازار طی کند و یک پایان‌نامه بتواند به محصول، فناوری و حتی کسب‌وکار تبدیل شود.

تحقق رویای خلق فناوری

شاید مهم‌ترین جمله‌ای که این روزها در ادبیات مدیریتی فولاد مبارکه شنیده می‌شود، همین باشد؛ «تبدیل شدن از مصرف‌ کننده فناوری به تولیدکننده و صادرکننده فناوری.»

این جمله در ظاهر ساده است، اما پشت آن تغییری بنیادین نهفته است. مصرف‌کننده فناوری همیشه چشم به بیرون دارد؛ منتظر است دیگران راه ‌حل بسازند و او آن را خریداری کند.

اما تولیدکننده فناوری، خود بخشی از آینده را طراحی می‌کند.

به همین دلیل است که صندوق سرمایه‌ گذاری خطرپذیر فولاد مبارکه نقش محوری در این پروژه برعهده گرفته است.

زیرا فناوری تنها در آزمایشگاه متولد نمی‌شود؛ برای رشد به سرمایه، جسارت و فرصت نیاز دارد. زیست‌بوم نوآوری زمانی شکل می‌گیرد که ایده، دانش، سرمایه و صنعت در کنار یکدیگر قرار گیرند.

پارک فناوری فولاد دقیقاً با چنین منطقی طراحی شده است؛ به‌عنوان بستری برای شکل ‌گیری این هم‌زیستی خلاق.

طلوع عصر هم‌زیستی

توسعه دیگر حاصل تلاش یک کنشگر واحد نیست.

در جهان امروز، ارزش در شبکه‌ها شکل می‌گیرد.

دانشگاه‌ها، شرکت‌های فناور، سرمایه ‌گذاران، صنایع بزرگ و نخبگان، هرکدام بخشی از یک منظومه ‌اند.

زمانی که این اجزا در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، چیزی فراتر از جمع توانایی ‌های فردی آن‌ها متولد می‌شود.

شاید بتوان پارک فناوری فولاد را تلاشی برای خلق همین منظومه دانست؛ سپهری جدید که در آن صنعت و دانشگاه رقیب یا بیگانه نیستند، بلکه دو بال یک پروازند.

در چنین فضایی، نخبگان بومی اصفهان و مبارکه نیز فرصت می ‌یابند ایده‌های خود را در مقیاس صنعتی به ثمر برسانند؛ نه در فاصله‌ای دور از خانه، بلکه در قلب همان سرزمینی که استعدادشان در آن ریشه گرفته است.

جوانه زدن آینده از خاک مبارکه

سال‌ها بعد، وقتی از تحولات صنعت فولاد ایران سخن گفته شود، کسی مساحت این پارک را به خاطر نیاورد؛ همان‌طور که امروز کمتر کسی ابعاد نخستین کارگاه‌های انقلاب صنعتی را به یاد دارد.

آنچه در حافظه تاریخ باقی می‌ماند، ساختمان‌ها نیستند؛ اندیشه‌هایی هستند که در آن‌ها متولد می‌شوند.

پارک فناوری فولاد نیز در نهایت قرار نیست فقط محلی برای استقرار شرکت‌های دانش‌بنیان یا اجرای پروژه‌های پژوهشی باشد.

مأموریت بزرگ‌تر آن، ساختن پلی میان رؤیا و واقعیت است؛ میان دانشی که در دانشگاه‌ها تولید می‌شود و فناوری‌ که می‌تواند چرخ صنعت را به حرکت درآورد.

قطعا مهم‌ترین محصول این پارک نه یک اختراع باشد و نه یک فناوری نوین؛ بلکه احیای باوری باشد که هر ملت برای جهش به آن نیاز دارد؛ باور به توانایی خلق آینده با دستان خود. امروز در جوار کوره‌های فولاد مبارکه، نهالی در حال کاشت، رشد و شکوفایی است؛ نهالی به نام «باور به خود».

نهالی که ریشه‌هایش در خاک مبارکه است، اما شاخه‌هایش تا افق‌های دوردست فناوری امتداد خواهد یافت. و روزی نه چندان دور، هنگامی که نام ایران در زمره برترین‌های فناوری فولاد خاورمیانه بدرخشد، می توان نخستین بذر آن افتخار را در همین خاک جست‌وجو کرد؛ جایی که صنعت، دانش و امید دست در دست یکدیگر گذاشتند تا آینده را بسازند.

منتشرشده در علم و پیشرفت
برچسب‌ها

 

اعضای کمیسیون اقتصاد دانش‌بنیان اتاق بازرگانی اصفهان با تأکید بر نقش فناوری، نوآوری و دارایی‌های نامشهود در توسعه اقتصادی، بر ضرورت افزایش سهم اقتصاد دانش‌بنیان، تقویت همکاری صنایع بزرگ و شرکت‌های دانش‌بنیان، بهره‌گیری از ظرفیت نخبگان و استفاده از توان فناورانه داخلی در بازسازی و نوسازی صنایع کشور تأکید کردند.

در این نشست که با حضور مدیران صنعتی، فعالان حوزه فناوری، نمایندگان بنیاد نخبگان و اعضای کمیسیون برگزار شد، حاضران ضمن ارائه گزارشی از عملکرد کمیته‌های تخصصی کمیسیون، به بررسی نقش شرکت‌های دانش‌بنیان در بازسازی زیرساخت‌های صنعتی، توسعه فناوری‌های بومی و ارتقای رقابت‌پذیری بنگاه‌های اقتصادی پرداختند.

ضرورت استفاده از ظرفیت شرکت‌های دانش‌بنیان

وحید فولادگر؛ رئیس کمیسیون اقتصاد دانش‌بنیان اتاق بازرگانی اصفهان با اشاره به برنامه این کمیسیون در بررسی و هماهنگی ارکان زیست‌بوم تولید و تجاری‌سازی فناوری در کشور تاکید کرد فرایند بازسازی آسیب‌های ناشی از جنگ به فولاد مبارکه باید با مشارکت فناوران شرکت‌های دانش‌بنیان در تمامی سطوح از خط تولید تا فرایندهای سازمانی توسعه یابد و محدود به موارد جاری نباشد.

او با تأکید بر تدوین پیوست فناوری برای پروژه‌های توسعه‌ای در فولاد مبارکه افزود: تدوین پیوست فناوری به جایابی درست بهره‌گیری از ظرفیت فناوران داخلی و انتقال بهینه‌ فناوری‌های خارجی کمک شایانی خواهد کرد.

فولادگر برای مشارکت کمیسیون اقتصاد دانش‌بنیان در تدوین پیوست فناوری پروژه‌های فولاد مبارکه اعلام آمادگی کرد و ضمن مهم دانستن صرفه‌جویی ۲۹ میلیون یورویی در ۴۵ روز بازسازی فولاد مبارکه با استفاده از ظرفیت فناوران شرکت‌های دانش‌بنیان، تاکید داشت: ادامه این روند علاوه بر منافع تجاری به حس مشارکت فناوران در بازسازی فولاد مبارکه کمک خواهد کرد.

دارایی‌های نامشهود؛ سرمایه پنهان اقتصاد دانش‌بنیان

مسعود باطنی؛ رئیس کمیته مالکیت معنوی و ارزش‌گذاری دارایی‌های نامشهود با تشریح ساختار کمیسیون و کمیته‌های تخصصی آن، اظهار کرد: هدف اصلی از تشکیل کمیسیون اقتصاد دانش‌بنیان، توسعه سهم اقتصاد دانش‌بنیان از تولید ناخالص داخلی بوده است و در این راستا، کمیته‌های تخصصی در حوزه‌های هوش مصنوعی، تأمین فناوری و توسعه تقاضا، توانمندسازی و تعالی شرکت‌های فناور و دانش‌بنیان، تامین مالی فناوری و مالکیت معنوی و ارزش گذاری دارایی نامشهود فعالیت می‌کنند.

او با تأکید بر اهمیت دارایی‌های نامشهود در رقابت‌پذیری سازمان‌ها افزود: امروز بیش از ۷۰ درصد ارزش شرکت‌های موفق جهان مبتنی بر دارایی‌های نامشهود است و بدون بهره‌گیری از این دارایی‌ها، امکان تداوم رقابت و توسعه برای بنگاه‌های اقتصادی وجود ندارد.

باطنی با اشاره به تجربه بازسازی برخی واحدهای صنعتی آسیب‌دیده، خاطرنشان کرد: شرکت‌هایی که بانک‌های اطلاعاتی، دانش فنی، نقشه‌های مهندسی و سرمایه انسانی متخصص خود را حفظ کرده بودند، توانستند فرآیند بازسازی را با سرعت بیشتری آغاز کنند؛ موضوعی که اهمیت دارایی‌های نامشهود را بیش از پیش نمایان می‌کند.

او همچنین به برگزاری دوره‌ها و نشست‌های تخصصی در حوزه مالکیت معنوی، داوری تخصصی و ارزش‌گذاری دارایی‌های نامشهود اشاره کرد و گفت: نخستین کنفرانس ملی مالکیت معنوی و ارزش‌گذاری دارایی‌های نامشهود با هدف تولید محتوای کاربردی برای فعالان اقتصادی برگزار شد تا زمینه بهره‌گیری بهتر از ظرفیت‌های قانونی این حوزه فراهم شود.

رئیس کمیته مالکیت معنوی و ارزش‌گذاری دارایی‌های نامشهود با اشاره به ظرفیت‌های قانونی موجود برای افزایش سرمایه از محل دارایی‌های نامشهود تصریح کرد: مطابق استانداردهای حسابداری، شرکت‌ها می‌توانند ارزش واقعی دارایی‌های نامشهود خود را شناسایی و در صورت‌های مالی ثبت کنند؛ ظرفیتی که هنوز در بخش بزرگی از اقتصاد کشور مورد استفاده قرار نگرفته است.

نتایج مطلوب با سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه

فرید نجات‌بخش؛ رئیس کمیته تأمین فناوری و توسعه تقاضا با اشاره به نقش فولاد مبارکه در حمایت از زیست‌بوم فناوری کشور اظهار کرد: این مجموعه طی سال‌های گذشته یکی از مهم‌ترین حامیان توسعه فناوری و شرکت‌های دانش‌بنیان بوده است.

او با تأکید بر اهمیت سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه افزود: برای دستیابی به نتایج مطلوب در حوزه فناوری، باید نسبت سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه افزایش یابد و توجه بیشتری به شاخص‌های بهره‌وری فناوری صورت گیرد.

رئیس کمیته تأمین فناوری و توسعه تقاضای کمیسیون اقتصاد دانش‌بنیان همچنین بر ضرورت حضور فعال‌تر شرکت‌های دانش‌بنیان در پروژه‌های صنعتی تأکید کرد و گفت: حتی در مواردی که امکان حضور مستقیم این شرکت‌ها به عنوان پیمانکار وجود ندارد، می‌توان از ظرفیت آن‌ها در قالب مشاوران فناوری بهره گرفت تا ضمن انتقال دانش، زمینه توسعه توانمندی‌های آینده نیز فراهم شود.

امکان تحقق مهم‌ترین استراتژی‌ها با همکاری شرکت‌های دانش‌بنیان

محمدرضا شریفی؛ معاون استراتژی و توسعه فناوری فولاد مبارکه گزارشی از رویکردها و اقدامات این مجموعه در حوزه فناوری و نوآوری ارائه کرد. او با اشاره به راهبردهای کلان فولاد مبارکه اظهار داشت: فناورمحور شدن، توسعه‌گری ملی و حرکت به سمت خلق ارزش فراتر از تولید محصول، از مهم‌ترین استراتژی‌های این مجموعه به شمار می‌رود و تحقق این اهداف بدون همکاری شرکت‌های دانش‌بنیان امکان‌پذیر نیست.

شریفی با بیان اینکه فولاد مبارکه سهم قابل توجهی از تولید فولاد کشور را در اختیار دارد، افزود: این مجموعه تلاش کرده است ضمن حفظ جایگاه تولیدی خود، به عنوان یک بازیگر اثرگذار در اکوسیستم فناوری و نوآوری کشور نیز ایفای نقش کند.

وی با اشاره به تجربه بازسازی بخش‌های آسیب‌دیده در فولاد مبارکه گفت: در فرآیند بازسازی، علاوه بر بازگشت سریع به مدار تولید، تلاش شد از فرصت ایجادشده برای ارتقای فناوری، بهبود تجهیزات و افزایش بهره‌وری نیز استفاده شود.

معاون استراتژی و توسعه فناوری فولاد مبارکه ادامه داد: بخشی از تجهیزات و نیازهای فناورانه که پیش‌تر از طریق واردات تأمین می‌شد، با اتکا به توان شرکت‌های دانش‌بنیان داخلی تأمین و بازسازی شد که این موضوع نقش مهمی در تسریع فرآیند بازگشت به تولید ایفا کرد.

وی همچنین از برنامه‌های فولاد مبارکه برای توسعه تعاملات فناورانه بین‌المللی و صادرات فناوری خبر داد و تأکید کرد: جایگاه علمی و فناورانه کشور این ظرفیت را دارد که علاوه بر تأمین نیازهای داخلی، در حوزه صادرات دانش و فناوری نیز نقش‌آفرینی کند.

تقدیر بنیاد نخبگان از نقش فولاد مبارکه در توانمندسازی نخبگان

در بخش پایانی نشست، ساره گلی، رئیس بنیاد نخبگان استان اصفهان با قدردانی از حمایت‌های فولاد مبارکه در توسعه زیست‌بوم نوآوری استان، اظهار کرد: این مجموعه نقش مؤثری در توانمندسازی نخبگان و شکل‌گیری شرکت‌های دانش‌بنیان ایفا کرده است.

وی افزود: یکی از چالش‌های همیشگی حوزه نخبگانی، تبدیل ایده‌ها و طرح‌های پژوهشی به کسب‌وکارهای موفق بوده است که فولاد مبارکه و شرکت‌های وابسته به آن در ایجاد این پیوند میان دانشگاه، فناوری و صنعت نقش پیشگام داشته‌اند.

گلی خاطرنشان کرد: پس از رخدادهای اخیر در فولاد مبارکه، بسیاری از شرکت‌های دانش‌بنیان و تیم‌های فناور آمادگی خود را برای همکاری و کمک اعلام کردند که این موضوع نشان‌دهنده شکل‌گیری یک سرمایه اجتماعی ارزشمند در اکوسیستم فناوری کشور است.

منتشرشده در علم و پیشرفت
برچسب‌ها
  • جامعه
  • اقتصاد
  • فرهنگ و هنر
  • علم و پیشرفت
K2_AUTHOR_TEMPLATE زهره مختاری
یکشنبهب ظ+0330E_شهریور+0330Rشهریورب ظ+0330_+0330Eشهریور+03:300ب ظ+0330E2
  به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از روابط عمومی اداره کل نوسازی مدارس استان اصفهان، آیین بهره‌برداری همزمان از مدارس آسیب‌دیده در جنگ تحمیلی سوم، با حضور مدیرکل آموزش و پرورش، معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی نوسازی مدارس، معاون دفتر امور اجتماعی استانداری، ...
K2_AUTHOR_TEMPLATE زهره مختاری
یکشنبهب ظ+0330E_شهریور+0330Rشهریورب ظ+0330_+0330Eشهریور+03:300ب ظ+0330E2
  مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان اصفهان افزود: این استان از نظر کنترل و پایش از راه دور شبکه آب، زیرساخت قابل توجهی دارد و حدود ۸۰۰ ایستگاه تله‌متری در استان فعال است که ظرفیت کم‌نظیری در کشور به شمار می‌رود. وی خاطرنشان کرد: تأمین پایدار آب و افزایش رضایتمندی ...
K2_AUTHOR_TEMPLATE زهره مختاری
چهارشنبهب ظ+0330E_شهریور+0330Rشهریورب ظ+0330_+0330Eشهریور+03:300ب ظ+0330E2
  به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از روابط‌عمومی اتحادیه دامداران استان اصفهان به نقل از پایگاه سازمان جهاد کشاورزی استان، نخستین جشنواره سیب سمیرم با حضور جمعی از مسئولان دولتی، نمایندگان مجلس و تولیدکنندگان محصولات کشاورزی آغاز به کار کرد. در این مراسم، ...
K2_AUTHOR_TEMPLATE زهره مختاری
یکشنبهب ظ+0330E_شهریور+0330Rشهریورب ظ+0330_+0330Eشهریور+03:300ب ظ+0330E2
  به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از پاتنا محمد مرادی مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق استان اصفهان اظهار داشت: عبور ظرفیت نیروگاه‌های تجدیدپذیر کشور از مرز ۶ هزار مگاوات، بیانگر شتاب گرفتن روند توسعه انرژی‌های پاک در کشور است. در این میان، سهم بیش از ۵ هزار و ۴۰۰ ...

پایگاه خبری و اطلاع رسانی

پایگاه خبری شهر اصیل بر اساس رویکرد خبری در حوزه های (سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و هنری، اقتصادی، حوادث، فناوری، استانی، تکنولوژی و شهر و کلانشهر) تلاش دارد به‌ روزترین اخبار برخط را در اختیار علاقمندان به حوزه‌های خبری قرار دهد. اخباری که از منابع معتبر اخذ می گردد تا این اطلاع رسانی جامع و کامل، برای همگان در دسترس و مورد اعتماد باشد که امید است در این مسیر، موفق گام برداریم.
این پایگاه خبری متعلق به خانم زهره مختاری ملک آبادی می باشد.

آب و هوا

اوقات شرعی

اذان صبح
طلوع خورشید
اذان ظهر
غروب خورشید
اذان مغرب