نمایش موارد بر اساس برچسب: فولاد مبارکه
ماراتن تجدید پذیرها با پیشتازی فولاد مبارکه
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از عصر تحلیل، داوود قاسمی سخنگوی صنعت برق استان اصفهان با اشاره به حضور صنایع بزرگی همچون شرکت فولاد مبارکه اصفهان در تاسیس و توسعه انرژی پایدار در استان اصفهان گفت: خوشبختانه در سال جاری ( 1404 ) اقدامات خوبی در توسعه و پایداری شبکه توزیع و فوق توزیع، همچنین ایجاد و توسعه نیروگاهای تولید برق برداشته شده است که این خوشبختانه منجر به کاهش 500 مگاواتی ناترازی برق در استان شده است.
وی همچنین تصریح کرد: نقش بی بدیل توسعه تجدید پذیرها در استان اصفهان این منطقه را از حیث خود تامینی همچنین کمک به پایداری شبکه توزیع به منظور کاهش خاموشی ها متمایز ساخته و توانسته الگوی مناسبی در کشور برای ورود دیگر نهادها همچنین صنایع بزرگ در ایجاد و توسعه نیروگاههای تولید برق بخصوص تجدید پذیرها باشد.
سخنگوی صنعت برق استان اصفهان در ادامه صحبت های خود به برنامه های وزارت نیرو در سال آتی اشاره کرد و متذکر شد: همانطور که شاهد بودیم امسال اقدامات مطلوبی در تامین انرژی پایدار همچنین رفع نقص در شبکه تولید، توزیع و انتقال برداشته شد و 14 مگا پروژه در حال انجام است.
وی اذعان کرد: برنامه ریزی کردیم تا شروع پیک سال آینده ( 15 خرداد ماه 1405 ) 20 پروژه حیاتی را به سرانجام برسانیم که با این اجرای این 20 پروژه می توان امیدوار بود سطح ناترازی به طور محسوسی کاهش پیدا کند.
قاسمی سهم تجدید پذیرها را در این اقدامات چشمگیر دانست و تاکید کرد: ایجاد و توسعه نیروگاههای تجدید پذیر در استان اصفهان در سال جاری مطلوب بوده و توانسته نقش بازیگر اصلی را در کاهش ناترازی ها ایجاد کند.
وی با تاکید بر اینکه سعی بر این داریم تا پایان سال جاری میزان توان تولید در نیروگاه های تجدید پذیر را به بیش از 350 مگاوات برسانیم، متذکر شد: امیدواریم طبق برنامه ریزی های انجام شده میزان توان تولید در بخش نیروگاههای تجدید پذیر را با راه اندازی یا توسعه نیروگاهای خورشیدی همچون آفتا ب شرق افزایش دهیم.
حركت فولاد مباركه در مسیر رفع محدودیت منابع و تحقق توسعه پایدار
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از خبرنگار فولاد غلامرضا سلیمی، معاون بهرهبرداری گروه فولاد مبارکه به مناسبت سالروز افتتاح و بهرهبرداری این مجموعه اظهار کرد: فولاد مبارکه بهعنوان یک شرکت مسئولیتپذیر و بزرگترین تولیدکننده فولاد در کشور و منطقه که فلسفه وجودی خود را خلق آینده بهتر بیان کرده است،
با آگاهی از محدودیت منابع طبیعی و نقش کلیدی خود در توسعه پایدار، مجموعهای از اقدامات راهبردی را در راستای همزیستی مسئولانه با جامعه و محیط زیست به اجرا گذاشته است.
مدیریت پایدار منابع آب
وی در ادامه افزود: با توجه به قرارگیری فولاد مبارکه در منطقهای خشک با تنش آبی، این مجموعه بزرگ صنعتی سرمایهگذاری گستردهای در بهینهسازی مصرف آب انجام داده است.
استفاده حداکثری از سیستمهای بازچرخانی آب، تصفیه و استفاده از پساب شهری و صنعتی و عدم برداشت از آب حوضه آبریز زایندهرود به واسطه انتقال آب از دریا، ازجمله مهمترین اقدامات در این حوزه است.
این رویکرد نه تنها وابستگی فولاد مبارکه به منابع آب شیرین را کاهش داده، بلکه به تأمین آب پایدار برای جامعه محلی نیز کمک کرده است.
بهینهسازی مصرف انرژی و توسعه انرژیهای پاک
سلیمی خاطرنشان کرد: فولاد مبارکه با اجرای پروژههای بهینهسازی انرژی، نوسازی تجهیزات و ارتقای بهرهوری فرآیندها، گامهای مؤثری در کاهش شدت مصرف انرژی برداشته است.
همچنین توسعه نیروگاههای سیکل ترکیبی، حرکت به سمت بازیافت حرارت و استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر، بخشی از راهبرد فولاد مبارکه برای کاهش محدودیت منابع انرژی و کاهش اثرات زیستمحیطی است.
حذف آلایندگی و حفاظت از محیط زیست
وی اذعان داشت: کنترل و کاهش آلایندههای هوا و قرارگیری در بازه استاندارد، مدیریت اصولی پسماندها و افزایش نرخ بازیافت مواد از اقدامات کلیدی فولاد مبارکه در راستای حفظ محیط زیست است.
اجرای پروژههای غبارگیری پیشرفته، استفاده مجدد از سربارهها و حرکت به سمت اقتصاد چرخشی، نقش مهمی در کاهش مصرف منابع اولیه و بهبود کیفیت زندگی جوامع اطراف ایفا کرده است.
توسعه فناوری و نوآوری برای بهرهوری منابع
معاون بهرهبرداری گروه فولاد مبارکه تصریح کرد: سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه و بهرهگیری از فناوریهای نوین تولید فولاد، تشکیل صندوق سرمایهگذاری خطرپذیر و مشارکت دانشگاهها و شرکتهای دانشبنیان در مسیر نوآوری در فولاد مبارکه امکان استفاده بهینهتر از مواد اولیه و انرژی و کاهش ضایعات را فراهم کرده است.
این نوآوریها به فولاد مبارکه کمک کردهاند تا ضمن حفظ رقابتپذیری، مصرف منابع محدود را به حداقل برساند.
تعامل و مسئولیتپذیری اجتماعی
وی ابراز داشت: فولاد مبارکه با مشارکت فعال در توسعه زیرساختهای محلی، حمایت از پروژههای اجتماعی، آموزشی و زیستمحیطی و همچنین سلامت مردم جامعه پیرامونی و تعامل مستمر با ذینفعان، تلاش کرده تا میان منافع صنعتی و منافع جامعه توازن برقرار کند.
این رویکرد، همزیستی مسئولانه با جامعه را به یکی از ارکان اصلی استراتژی فولاد مبارکه تبدیل کرده است.
سلیمی در پایان بیان کرد: اقدامات فولاد مبارکه در مدیریت منابع آب، انرژی، محیط زیست و توسعه اجتماعی نشان میدهد که این شرکت با رویکردی مسئولانه و آیندهنگر، در مسیر رفع محدودیت منابع و تحقق توسعه پایدار حرکت میکند.
این اقدامات نه تنها به پایداری فعالیتهای صنعتی کمک میکند، بلکه زمینهساز اعتماد اجتماعی و همزیستی بلندمدت با جامعه پیرامونی نیز هست.
پیام مدیرعامل فولاد سنگان به مناسبت سالروز افتتاح فولاد مبارکه
این مجموعه عظیم صنعتی، بهعنوان نگین درخشان صنعت ایران و بزرگترین فولادساز خاورمیانه، ثمره همت والای جهادگرانی است که با مدیریتی خردمندانه، برنامهریزی علمی، اتکا به دانش فنی روز و روحیهای جهادی، نقشه راه توسعه و پیشرفت صنعتی کشور را ترسیم نموده و در مسیر تحقق آن، گامهایی ماندگار و اثرگذار برداشتهاند. فولاد مبارکه، با الهام از ارزشهای متعالی انقلاب اسلامی و تأسی از فرهنگ ایثار و شهادت، همواره رسالت خود را در خدمت صادقانه به میهن و اعتلای نام ایران عزیز معنا بخشیده است.
امروز فولاد مبارکه دیگر صرفاً یک بنگاه تولیدی نیست، بلکه به دانشگاهی برای اخلاق حرفهای، فرهنگ سازمانی متعالی، شایستهسالاری، نوآوری فناورانه و توسعه پایدار تبدیل شده است. این شرکت با ایفای نقش مسئولیتهای اجتماعی، توجه به سرمایه انسانی، حرکت در مسیر تولید دانشبنیان و نگاه بلندمدت به آینده صنعت، الگویی شایسته و افتخارآمیز برای سایر مجموعههای صنعتی کشور به شمار میرود.
نام فولاد مبارکه اینک بر تارک بلند صنعت ایران میدرخشد و همچون ستارهای بیبدیل، مسیر آبادانی، خودکفایی و پیشرفت اقتصادی کشور را روشن نموده است. سالروز تأسیس این مجموعه بزرگ، فرصتی ارزشمند برای ارج نهادن به سالها خدمت خالصانه، مدیریت مدبرانه و تلاش بیوقفه خانواده بزرگ فولاد مبارکه است که با همتی استوار، در سایه الطاف بیکران پروردگار متعال، قلههای افتخار و خودباوری ملی را یکی پس از دیگری فتح کردهاند.
اینجانب، به نمایندگی از کارکنان شریف و توانمند شرکت صنایع معدنی فولاد سنگان خراسان و بهعنوان عضوی از خانواده معظم فولاد مبارکه، فرارسیدن سی و سومین سالروز تأسیس این شرکت را به تمامی مدیران، مهندسان، کارکنان پرتلاش و صنعتگران خدوم این مجموعه عظیم تبریک و تهنیت عرض مینمایم و از درگاه خداوند متعال، تداوم مسیر شکوفایی، توفیق روزافزون، سلامت، عزت و بهروزی پولادمردان ایرانساز را مسئلت دارم.
فولاد مبارکه؛ حماسه خودکفایی و پیشرفت
محمود اسلامیان، مدیرعامل سابق فولاد مبارکه، روند توسعه و دستاوردهای این شرکت صنعتی را تشریح کرد.
مدیرعامل سابق فولاد مبارکه، در تشریح دستاوردهای درخشان این مجموعه صنعتی و نقش آن در اقتدار اقتصادی کشور، اظهار کرد: در بدو ورود به فولاد مبارکه، هدفگذاری برای افزایش تولید از ۲.۲۰۰ میلیون تن به ۴ میلیون تن تعیین شد.
خوشبختانه با تلاش جهادی و کار شبانهروزی در دو شیفت، پروژههای استراتژیک در بخشهای نورد گرم، نورد سرد، خط گالوانیزه و قلعاندود با سرعتی بینظیر به انجام رسید.
راهاندازی بورس فلزات؛ تحولی شگرف در بازار
وی مسیر اقتصادی فولاد مبارکه را توضیح داد و افزود: با پیگیریهای مستمر و تشکیل انجمن فولاد، گام مهمی در جهت آزادسازی قیمتها برداشته شد و بورس فلزات برای عرضه محصولات فولادی راهاندازی شد.
این اقدام هوشمندانه سرعت اجرای پروژهها را به شدت افزایش داد. با توجه به اینکه ظرفیت اقتصادی مینیمم برای واحدهای کامل فولادی ۴ میلیون تن است، عبور فولاد مبارکه از این سد، باعث شد فروش شرکت ۳ برابر و سودآوری به رقم خیرهکننده ۱۲۰۰ درصد (۱۵ برابر) افزایش یابد که این امر گواهی بر توانمندی متخصصان ایرانی است.
خودکفایی؛ ضربه به وابستگی خارجی
اسلامیان با اشاره به شکستن انحصار خارجیها تصریح کرد: واحد قلعاندود برای اولین بار در سال ۸۳ در فولاد مبارکه راهاندازی شد و با این اقدام، نیاز به واردات این محصول از کشور آلمان کاملاً مرتفع شد و صنعت کشور از وابستگی بیگانگان رهایی یافت. همچنین خط گالوانیزه رنگی نیز به ظرفیتهای تولیدی کشور اضافه شد.
مدیریت کارآمد؛ رمز ماندگاری و پیشرفت
وی در ادامه با تمجید از ساختار مدیریتی فولاد مبارکه گفت: یکی از برجستهترین مزیتهای فولاد مبارکه، داشتن نقشه راهی دقیق و بهرهگیری از مدیران باتجربه و کارآمد است.
ثبات مدیریتی و تغییرات کم در این مجموعه باعث شده تا فولاد مبارکه همواره به عنوان محور و پیشران صنعت فولاد کشور بدرخشد.
عبور از تحریمها با تکیه بر ذخایر غنی داخلی
مدیرعامل سابق فولاد مبارکه در پایان با اشاره به مقاومت این صنعت در برابر توطئههای دشمنان خاطرنشان کرد: اگرچه تحریمها و نوسانات بازار جهانی فشارهایی را به همراه داشته، اما ما در کشوری زندگی میکنیم که خداوند نعمتهای فراوانی به آن عطا کرده است. مواد اولیه و انرژی مورد نیاز صنعت فولاد در کشور به اندازه کافی وجود دارد.
با وجود چالشهای ناترازی انرژی در سالهای اخیر، با مدیریت صحیح و بهرهبرداری بهینه از منابع، قطعاً شاهد شکوفایی هرچه بیشتر صنایع و جهش تولید در ایران اسلامی خواهیم بود.
آینده روشن فولادمبارکه
آرمان خالقی، دبیرکل خانه صنعت، معدن و تجارت ایران درباره گروه صنعتی فولاد مبارکه که با ظرفیت بالا و تکنولوژی متناسب با کشور ایجاد شده است، اظهار کرد: این مجموعه با توجه به ساختار داخلی خود، یکی از بزرگترین هلدینگهای کشور شناخته میشود که در بخش شرکتهای سهامدار و تابعه در بحث توسعه فناوری و توسعه کیفیت محصولات فولادی، توانسته روند خوبی را طی کند و نسبت به برخی از صنایع فولادی قدیمی، جوان و پویا باشد.
وی با اشاره به رشد قابل توجه فولاد مبارکه که توانسته با توجه به طول عمر خود دستاوردهای خوبی داشته باشد، افزود: تمامی شرکتهای اقماری این مجموعه در راستای زنجیره ارزش فولاد مبارکه ایجاد شده و در همین راستا توانسته به خوبی صنایع پایین دستی خود را تشکیل و توسعه دهد.
دبیرکل خانه صنعت، معدن و تجارت ایران بیان کرد: فولاد مبارکه جز مجموعههایی است که در موضوع حاکمیتی و شرکتی، به شکل منظم و با مقررات نسبت به بسیاری از شرکتها و هلدینگها عملکرد خوبی داشته باشد.
حرکت مسئولانه فولاد مبارکه در تأمین آب و برق
خالقی با اشاره به فعالیتهای فولاد مبارکه در زمینه مسئولیتهای اجتماعی توضیح داد: ازجمله این فعالیتها میتوان به پروژههایی همچون انتقال آب دریا اشاره کرد که باتوجه به شرایط فعلی کشور و استان اصفهان، جز حرکتهای خوب و قابل توجه این شرکت است، همچنین احداث نیروگاه خورشیدی، با توجه به ناترازی برق موجود در کشور یک اقدام مناسب و به موقع بوده است.
وی در خصوص چشمانداز پیشروی فولاد مبارکه بیان کرد: به طور معمول اینگونه به نظر میرسد که این صنعت دیگر به اشباع رسیده و سرمایهگذاری جدید پاسخگو نیست و توانسته نیاز داخل را تا حد بسیاری تأمین کند، اما در برخی از فولادهای خاص همچنان امکان سرمایهگذاری وجود دارد و این موضوع با همت مجموعههای تخصصی همچون فولاد مبارکه انجام میشود و باید در طرحهای خود این سرمایهگذاریها را توسعه دهد.
دبیرکل خانه صنعت، معدن و تجارت ایران با اشاره به پتانسیلهای عظیم معدنی کشور، اظهار کرد: ایران با بهرهگیری از معادن متعدد و ذخایر غنی سنگ آهن به عنوان مواد اولیه استراتژیک صنعت فولاد، در حال حاضر و در سالهای آینده نیز دارای مزیت رقابتی پایدار در این صنعت خواهد بود.
عملکرد به موقع فولاد مبارکه در زمینه مسئولیتهای اجتماعی
خالقی با اشاره به بازارهای منطقه که میتوانند به عنوان بازارهای بالقوه برای تولیدات فولاد ایران تلقی شوند، اضافه کرد: تولیدات فولادی برای صنایع پایین دستی همچون خودروسازی، لوازم خانگی، ساختوساز و غیره که علاوهبر مصرف کنندگان داخلی در کشورهای مجاور نیز دارای متقاضی هستند، میتواند یک بازار و زمینه سرمایهگذاری برای محصولات فولادی ایران و ازجمله فولاد مبارکه ایجاد کند.
وی خاطرنشان کرد: همچنین مزیتهای موجود در بخش انرژی و معدن باعث شده است تا محصولات صنعت فولاد از مزیت رقابتی برخوردار باشند و این فضا، چشماندازی برای توسعه و سرمایهگذاری شرکت فولاد مبارکه ترسیم میکند؛ حال آنکه دستیابی به این اهداف در گرو افق ترسیمی خود فولاد مبارکه است و این شرکت باید در آینده جهت و سمتوسوی جغرافیایی توسعه و پروژههای خود را به چه شکلی مدیریت خواهد کرد، به طوری که برنامهریزیهای آینده نیز بر مبنای راهبردهای این شرکت معطوف خواهد بود.
ارتقای نظام حکمرانی در فولاد مبارکه/ حاکمیت شرکتی در دستور کار است
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از خبرگزاری مهر، سعید زرندی، مدیرعامل گروه فولاد مبارکه در دوره آموزشی «حکمرانی شرکتی» مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، اظهار کرد: حاکمیت شرکتی، موضوعی است که از سال ۱۹۸۰ مطرح شد و از سال ۱۹۹۰ تقریباً در ادبیات جهانی به صورت منسجم حضور داشت.
وی در ادامه افزود: موضوع حاکمیت شرکتی عمدتاً در شرکتهای خصوصی و بورسی بهطور پررنگتری مطرح شد و بهعنوان مسئله مهمی که تفکیک مالکیت و مدیریت، شفافیت روابط مدیران و سهامداران و موضوعات مختلف را مد نظر داشته است، پررنگتر شد.
مدیرعامل گروه فولاد مبارکه گفت: حاکمیت شرکتی با ظهور شرکتهای بزرگ، بحث جدایی مالکیت از مدیریت پررنگ شد تا تکلیف مالک و مدیران حرفهای به صورت مجزا مشخص شود و به نوعی روشهای سنتی گذشته کنار گذاشته شد؛ بنابراین ادبیات حاکمیت شرکتی برای جلوگیری از چالشهایی همچون تضاد منافع میان مدیران و مالکان و تضادهای سهامداری مطرح شد.
میزان تأثیر خصوصیسازی بر بهرهوری شرکتها
وی خاطرنشان کرد: حاکمیت شرکتی، فرصتطلبی مدیران را مدیریت کرده و کاهش میدهد، ساختارها را اصلاح و میان آزادی عمل مدیران، منافع ذینفعان و اهداف سازمانی توازن ایجاد میکند؛ براساس تحقیقات انجامشده، میزان بازدهی داراییهای شرکتهای دولتی بین ۲ تا ۵ درصد از میزان بازدهی داراییهای شرکتهای خصوصی کمتر است و شرکتهای دولتی در کشورهای در حال توسعه عمدتاً زیانده بودهاند.
زرندی با بیان اینکه طبق آمارهای موجود، ۶۰ درصد از شرکتهای دولتی جهان تحت تأثیر سیاستهای دولت هستند و بهرهوری نیروی کار در این شرکتها به طور متوسط پایینتر است، اذعان داشت: طی بررسیهای انجامشده در ۵۰۰ شرکت برتر جهان از نظر دارایی، ۱۲۶ شرکت دولتی هستند.
وی در ادامه تصریح کرد: متأسفانه قوانین پراکنده، تعارض تصدیگری و تنظیمگری، ناتوانی در رصد اطلاعات، مشخص نبودن اهداف، عدم ثبات مدیریتی، نظام انگیزشی ناکارآمد، مداخلات سیاسی، بار تحمیلی دولت، تقسیم سود و غرامتها ازجمله مهمترین عوامل کاهش میزان بهرهوری در شرکتهای دولتی ایران هستند.
مدیرعامل گروه فولاد مبارکه با تأکید بر ضرورت ارتقاء و بهبود شرایط مدیریت شرکتهای دولتی کشور ابرازداشت: برای مدیریت شرکتهای دولتی کشورمان باید بتوانیم یک نظام متفاوتی طراحی کنیم؛ ریسک اصلی نظام حاکمیتی شرکتهای دولتی ایران، تعارض منافع است.
حاکمیت شرکتی در دستور کار فولاد مبارکه
وی در ادامه با بیان اینکه ما در گروه فولاد مبارکه موضوع حاکمیت شرکتی را در دستور کار خود قرار دادهایم، تأکید کرد: در این راستا مطالعات خوبی انجام شده و اسناد پشتیبانی آن نیز تهیه گردیده است؛ حاکمیت دیجیتال، سیاستگذاری مبتنی بر مشارکت ذینفعان و تصمیمگیری دادهمحور، مواجهه با تغییرات و انعطاف در محیط سیاسی و اقتصادی، اخلاق سازمانی، فرهنگ سازمانی، رفتار حرفهای، پایدار و مسئولیت اجتماعی باید بهعنوان عناصر جدی در نظام حکمرانی نوین دیده شوند.
شکلگیری فولاد مبارکه در سختترین شرایط
زرندی با بیان اینکه فولاد مبارکه بزرگترین شرکت صنعتی ایران است، ابراز داشت: موضوع جالب توجهی که درخصوص فولاد مبارکه وجود دارد این است که بحث احداث و ساخت این مجموعه در بحبوحه جنگی تحمیلی و در دوران ۸ ساله دفاع مقدس مطرح شده است.
وی ادامه داد: نگاه به ساخت فولاد مبارکه پس از مطالعات صورتگرفته (پیش از پیروزی انقلاب اسلامی)، حدود سال ۱۳۶۰ و در اوج شرایط عدم فروش نفت و درآمد ارزی کشور، شکل میگیرد؛ نکته جالب دیگر اینکه آقای عرفانیان بهعنوان مجری طرح فولاد مبارکه، در آن زمان عنوان میکند که بالاخره جنگ تحمیلی روزی تمام میشود و آنوقت میخواهیم برای کشورمان چه کار کنیم؟ آیا تازه باید بنشینیم فکر کنیم یا از الآن به موازات جنگ باید به فکر طراحی درآمد پایدار کشور پس از جنگ باشیم؟
مدیرعامل گروه فولاد مبارکه اضافه کرد: فاز اول فولاد مبارکه به ظرفیت تولید ۲.۴ میلیون تن فولاد در سال ۱۳۷۱ به بهرهبرداری رسید و در سال ۱۳۸۰ این میزان به ۴.۵ میلیون تن ارتقاء پیدا کرد؛ گروه فولاد مبارکه در سال ۱۳۸۵ مجتمع فولاد سبا را به تملک خود درآورده و با این اقدام، به ظرفیت تولید سالانه ۵ میلیون تن فولاد خام رسید و در سال ۱۳۹۰ نیز با خرید فولاد هرمزگان به ظرفیت تولید ۶.۵ میلیون تن فولاد خام رسید.
وی با بیان اینکه گروه فولاد مبارکه در سال ۱۳۹۶ شرکت فولاد سنگان را در شرق کشور راهاندازی کرد، یادآور شد: طی سالهای اخیر ظرفیت تولید فولاد خام در گروه فولاد مبارکه به ۱۰.۳ و اکنون به حدود ۱۲ میلیون تن رسیده است؛ در حال حاضر فولاد مبارکه بزرگترین تولیدکننده ورقهای فولادی تخت در خاورمیانه و شمال آفریقا و با تولید ۱۲.۸ میلیون تن آهن اسفنجی، بزرگترین تولیدکننده متمرکز آهن اسفنجی در جهان است.
نگاه «از سنگ تا رنگ» فولاد مبارکه را نسبت به فولادسازان دنیا متمایز کرده است
زرندی با بیان اینکه ارزش فعلی بازار فولاد مبارکه ۶۵۰ همت است، خاطرنشان کرد: فولاد مبارکه دارای سهم یک درصدی در تولید ناخالص ملی (GDP) و حدود ۴ تا ۵ درصد سهم تولید ناخالص ملی بخش صنعت کشور است؛ همچنین این مجموعه شبکه گستردهای از ذینفعان در کشور را داراست.
مدیرعامل گروه فولاد مبارکه متذکر شد: آنچه که فولاد مبارکه را نسبت به بسیاری از شرکتهای فولادسازی دنیا متمایز کرده است، نگاه زنجیره تولید «از سنگ تا رنگ» است؛ یعنی از مرحله تولید کنسانتره آهن (پس از استخراج سنگ آهن) تا ورقهای رنگی در یک مجموعه در حال تولید است.
فعالیت بیش از ۱۳۰ شرکت تابعه فولاد مبارکه در ۱۵ استان کشور
وی در ادامه افزود: تولید سالانه محصول در ناحیه گندلهسازی فولاد مبارکه حدود ۱۸ میلیون تن، در ناحیه احیای مستقیم این مجتمع حدود ۱۲.۸ میلیون تن، در ناحیه فولادسازی آن حدود ۱۲.۵ میلیون تن، در ناحیه نورد گرم این کارخانه حدود ۶.۸ میلیون تن و در ناحیه نورد سرد آن حدود ۲۶۰ هزار تن ورق قلعاندود، ۸۶۰ هزار تن ورق گالوانیزه و ۱۵۰ هزار تن ورق رنگی است.
زرندی بیان کرد: از سال ۱۳۷۰ تاکنون، شرکتهای تابعه فولاد مبارکه شکل گرفتند که بخشی از آنها همزمان با راهاندازی فولاد مبارکه ایجاد شدند و این گروه بزرگ صنعتی از سال ۱۳۸۰ به نوعی سهامدار یا مالک بیش از ۱۳۰ شرکت دیگر در ۱۵ استان کشور شده است.
لزوم تمرکز بر شفافیت و پاسخگویی برای استقرار حاکمیت شرکتی
وی با بیان اینکه گروه فولاد مبارکه دارای ۷ میلیارد دلار پروژه در حال احداث و یا اجراشده در سطح کشور اظهار داشت: فولاد مبارکه برخی از این پروژهها را به طور مستقیم و برخی دیگر را به صورت غیر مستقیم (از طریق شرکتهایی در حوزههای سرمایهگذاری، پشتیبان تکنولوژی، مسئولیت اجتماعی) انجام میدهد.
مدیرعامل گروه فولاد مبارکه اضافه کرد: برای استقرار حاکمیت شرکتی درست، باید در حوزههای شفافیت، پاسخگویی، مدیریت مبتنی بر نتیجهگرایی و اخلاق و انصاف بهعنوان تقویت فرهنگ سازمانی و پایداری سیاستها تمرکز داشته باشیم.
استقرار ساختارهای منسجم و دستورالعملهای دقیق در فولاد مبارکه از ابتدای تأسیس آن
وی اذعان داشت: خوشبختانه در فولاد مبارکه از ابتدای راهاندازی، ساختارهای منسجم و دستورالعملهای دقیقی استفاده شده و از ابتدا خود را ملزم دانسته تا در ارزیابی رتبهبندیهای شرکتهای برتر ایران و جهان حضور داشته باشد؛ به عنوان مثال، در حال حاضر شاخصهای IMI100 برای ما بسیار مهم است و احتمالاً امسال نیز بالاترین رتبه کشور را از آن خود خواهیم کرد.
این در حالی است که فولاد مبارکه در سالهایی که شرایطش فراهم بوده در رنکینگهای بینالمللی حضور پیدا میکرده اما امسال به دلیل تحریمها پذیرش نشده است.
زرندی با اشاره به تعیین شاخصهای ارزیابی برای ۱۳۰ شرکت زیرمجموعه گروه فولاد مبارکه خاطرنشان کرد: خوشبختانه فولاد مبارکه در حوزه ارزیابی عملکرد، از شرکتهای زیرمجموعه خود به مراتب جلوتر است چراکه طراحی ساختارها و فرایندهای آن توسط شرکت ایتالیایی ایلوا از بدو تأسیس و آغاز فعالیت این مجموعه انجام شده و مدلی مبتنی بر تعالی در این شرکت مستقر بوده است.
ارتقای نظام حکمرانی، چابکی و همافزایی در فولاد مبارکه
وی از هدفگذاری فولاد مبارکه برای قرار گرفتن در جمع ۲۰ شرکت برتر فولادساز جهان، رسیدن به درآمد سالانه ۱۵ میلیارد دلاری، هوشمندسازی و تحقق فولاد سبز خبر داد و ابراز داشت: متناسب با این هدفگذاری، ۶ استراتژی برای افق ۱۴۱۴ طراحی کردهایم که یکی از آنها ارتقای نظام حکمرانی، چابکی و همافزایی است که پروژههای پیش روی فولاد مبارکه ذیل این استراتژی تعریف شده است.
ضرورت رقابتپذیری در عصر حاضر
مدیرعامل گروه فولاد مبارکه در پایان تأکید کرد: طی دهههای گذشته، دولت قسمتی از سهام شرکتهای بزرگ همچون فولاد مبارکه را به بخش خصوصی واگذار کرده اما همچنان بخشی از مالکیت و حاکمیت آنها را داراست و دخالتها و توقعات بهجا و نابهجایی همچنان وجود دارد؛ ما اگر روی رقابتپذیری و رقابتی بودن کار کنیم، خود به خود مجبور خواهیم بود شاخصهای بینالمللی بهرهوری را بهبود دهیم چراکه رقابتپذیری عاملی است که میتوان دیگر عوامل را با آن تنظیم کرد.
صنعت، فرهنگ و تكنولوژی؛ سهگانهای برای توسعه ماندگار
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از خبرنگار فولاد، محمدحسن عرفانیان، مجری طرح و بنیانگذار فولاد مبارکه نقش بیبدیلی در موفقیت این طرح عظیم صنعتی ایفا کرد.
وی که در 35 سالگی در سال 1360 به عنوان مجری طرح انتخاب شد، افق دید وسیعی را در مدیریت این پروژه ترسیم کرد و چشماندازهای فولاد مبارکه را از همان آغاز شکلگیری نه تنها در تئوری که در عرصه عمل نیز وسعت بخشید.
مدیریت وی با یک چارچوب مفهومی و فلسفهای خاص که منبعث از اندیشههایش بود، شکل میگرفت.
در نهم اردیبهشت 1369، در نخستین روز همایش خودصنعتسازی، عرفانیان به بیان دیدگاههایش پرداخت، با ادبیاتی که شاید برای نسل امروز تاحدی ناآشنا باشد، اما تفکر عمیق و نحوه نگرش وی و مأموریتی که برای این پروژه تعریف کرده است، بیشک از رویکرد ناب و کم سابقهای حکایت دارد که هنوز هم میتواند راهگشا باشد.
اینجا نگاهی داریم به متن این سخنرانیِ الهامبخش.
باسمه تعالی. «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» (آیات ۱۷ و 18 سوره مباركه زمر)
از علم اندک میدانم، آنقدر که میفهمم راجع به کدام علم صحبت میشود بهمثابه اینکه بدانی گوینده با کدام زبان صحبت میکند. لکن از مفهوم چیزی دستگیرت نشود.
این نقیصه اکثریتشمول مربوط است به بستر رشد، که از دامان مادر و پند پدر تا مدرسه و دانشگاه و جامعه همگی نگاه را از آسمان برگرفتند و بر زمین خاکی که خود نتیجه و کاربرد علم است، دوختند و خط تکمیلکننده آنکه دانشگاه بود، محدود به نمونههای کوچک مثل دیگ بخار، موتورهای احتراق و ژنراتور نمود و جامعه نیز با آموزش، طرز بهرهبرداری و تعمیر و نصب، این بستر را بست.
این اتفاق در حالتی افتاد که کتابی بزرگ را در مکتبخانه آموختم و مدعی بود «وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ» کهای بسا رهنمون اعتراض به طبقهبندی علوم است، چراکه فیالمثل علمی بهنام فیزیک نمیشناسد اما از علم نجوم که ترکیب فیزیک، شیمی، ریاضی است سخن بسیار میرود و نیز اخلاق را علم میداند درحالیکه در طبقهبندی علومی که آموختهام، جایی ندارد و بهجای آن اشیاء را و شکست آن را علم دانستم.
من از تجربه سخن میگویم که انتهای علم، آغاز تجربه است و تفاوت کاربردیاش اینگونه میشود علم را در آغاز باید فهمید، ولی از تجربه باید استفاده کرد، من از تجربه به علم رسیدهام که بسیار گران بوده است، زیرا چیزی که با علم میتوان یکشبه رسید با تجربه ره صدساله است.
مجتمع فولاد مبارکه بزرگترین پروژه تاریخ این مملکت است و من نهمین سال مدیریت بر آن را میگذرانم.
طبیعتاً سرمایه عظیمی در آن بکار رفته است و رقم بالایی از آن صرف تجربهاندوزی شده است و لذا بهکارگیری ایـن تجربه میتواند مانع از تکرار آن شود تا به آنچه ما رسیدهایم برسید.
من تنها مرتکب نیستم بلکه اولین معترف هستم، جنگ ما، جهاد ما، قانونگذاری ما، خودکفائی ما، خود صنعتسازی ما از راه تجربه به علم رسیدهاند و این را میشود از حجم سرمایهگذاری برنامهای در یک استاندارد و مقایسه با آنچه بر روی زمین مانده است فهمید.
برای تکنولوژی تعاریف مختلفی بیان شده است، تجربه ما تعریف آن را هنر بهکارگیری، علم میداند و لذا آموزش و طلب را ولو به چین مفید میداند همانگونه که علم مرز نمیشناسد و حتی در مرزهای اعتقادی و فرهنگ وارد میشود، تکنولوژی نیز ورود به این مرز را برای خود مجاز میداند که بهعینه در شوروی وجهان کمونیست دیدیم و سخن گورباچف در باب چکسلواکی را شنیدیم که گفت من از آنچه در چکسلواکی در حال وقوع است حمایت میکنم چراکه تکنولوژی ما از غرب بسیار عقبمانده است.
بنابراین لغت خودکفائی که از باب کفایه و بسته شدن مرز و سقف معنی میدهد، قدرت بستن تکنولوژی را ندارد و فقط فکر و ذهن ما را مشغول میکند. بشر به علم و تکنولوژی متکی است و این دو ریسمان خدا هستند و لذا لغت خوداتکائی نیز که علم را به ما و در مرزی محدود میبندد، نمیتواند جاری و ساری بر تکنولوژی گردد.
صنعت حاصل تکنولوژی از علم است و ابزار اعتلای فرهنگ که مرز انتخاب بشر در اقلیم و مذاهب گوناگون است و این نتیجه حاصل نمیشود مگر آنکه مرزهای جغرافیائی و فرهنگی روی علم و تکنولوژی باز باشد، درست مشابه سیل که اگر راهش باز باشد به تو برای استفاده حق انتخاب میدهد، ولی اگر راهش را ببندی بهزور بر تو وارد میشود و با تو آن میکند که خود میخواهد و لذا اطلاق خودکفائی و خوداتکائی بر صنعت در حالی که دربهای علم و تکنولوژی بسته است مفهوم ندارد و در حالت بازِ انتخاب است که تناسب پیدا میکند.
این آگاهی، در انتخاب تعریف مناسب برای این سمینار ما را یاری نمود که جمله تجربیات مجتمع فولاد مبارکه در خود صنعت سازی را انتخاب کنیم. البته منظور ما ساختن صنعت توسط خودمان نیست بلکه تصمیم و انتخاب آن را در کلمه «خود» مستتر میدانیم.
توان هنر بهکارگیری علم که همان تکنولوژی باشد تا مرز شکست قالب علوم پیش رفت و طبقه جدیدی بهنام مکاترونیک که ترکیب علم مکانیک و الکترونیک است را به وجود آورد. این اتفاق که محدودیت هم ندارد میتواند دو پیام داشته باشد: اول آنکه معلوم نیست طبقهبندی علوم به شکل کنونی درست باشد، چراکه تکنولوژی نشئت گرفته از علم توانست ضعف آن را عریان کند و درحالیکه مخلوق علم بود، خالق فرزندی از جنس علم باشد.
دوم آنکه بارقهای از نور در دل مسلمین و صاحبان کتاب الله شد که اگر بجنبند و به علم و تکنولوژی مصلحتآمیز همچون حبل خدا چنگ زنند میتوانند ادامهدهنده معلم ثانی و ثالث که فارابی و میرداماد بودند، شوند و در تکامل طبقهبندی علوم معلم رابع شوند.
و من پس از 9 سال مدیریت بر بزرگترین پروژه ازنظر کمی و پیچیدهترین پروژه از باب تکنولوژی، نفهمیدم درشرایطیکه علم را از راه تجربه کسب میکنیم و به زبان علم اکتفا میکنیم و بر هنر بهکارگیری علم مسلط نیستیم چگونه میتوانیم در حاصل این دو که صنعت باشد خودکفا یا خوداتکا شویم!
به زبان مجتمع فولاد مبارکه فرزندان تازه متولدشده که برای رشد وابسته به تغذیه از مادر هستند با جمع شدن قادر به تولد مادر نیستند و مجتمع، صنعت مادر است که نمیتواند مخلوق صنایع نوپا باشد. شکلی که از صنعت حاصله در این شرایط در ذهن متباین میگردد برای انقلاب اسلامی زیبا نیست.
پیشنهاد ما شتاب در فراگیری علم است تا رسیدن به مدیریت علمی فضائی بسازد که هنر بهکارگیری علم در آن بارور شود و مراکز تحقیق هنرکدهای شوند که صنعت را نقاشی کنند و اینهمه در سازمان عاقلی جمع باشد که هدایت مملکت نشئت گرفته از ا و شود که ما آن را تحت عنوان سازمان تکنولوژی کشور پیشنهاد کردهایم و شهرهای تحقیقات را وابسته و مکمل آن میدانیم.
اولین آثار مدیریت علمی، همسوئی توالیبار در مملکت است که بهزعم ما استوار بر مباحث فنی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است. چراکه تا شدن یا نشدن مطلب روشن نشود، به چه قیمتی معنی ندارد، و بهشرط شدن است که باید معلوم گردد چه قیمتی و سپس مصلحتسنجی گردد و آنگاه انطباق آن با فرهنگ مشخص گردد و معلوم شود که آیا منطبق است یا از باب «اکل میته».
جایگاه مجتمع فولاد مبارکه در مدیریت علمی یک باید فنی مملکت است که در هر شرایطی باید سریعاً به تولید برسد تا نقش خود را در جامعه ایفاء کند. جامعه ناگزیر از انتخاب صنعت است که اگر مدیریت علمی انتخاب نکند برای او انتخاب خواهند نمود.
ورود صنایع گوناگون از یک رشته علاوه بر سوق دادن رفتار جامعه به فرهنگهای متفاوت که بحث آن خواهد شد، حرکت در سطوح تکنولوژی متفاوت است که هنرکده را تبدیل به بازار مکاره میکند و در آن هرگونه اتفاقی برای مدیریت طبیعی است.
اشتغال بالا میرود ولی با تصاعد منحنی اشتغال راندمان نیروی انسانی در تولید ناخالص ملی به نرخ جهانی پائین میآید.
قیمت بالا میرود ولی کیفیت پائین میآید. شرط نجات از این وضع انتخاب موقت یک سطح تکنولوژی است تا هنرکده سازمان تکنولوژی کشور هدایت جامعه را در دست گیرد.
انتخاب سطح تکنولوژی جز در صنایع مادر و استراتژی که فرآیند همه صنایع باشد میسور نیست و این صنعت در دنیا فولاد و بالاترین آن صنعت فولاد تخت است.
گفتیم صنعت ابزار اعتلای فرهنگ است و دنیا جز بدین منظور از تکنولوژی استفاده نکرده است. ما فرهنگ را ممزوجی از جغرافیا و مذهب میدانیم و ایندو که یکی شرایط مکانی و دیگری شرایط انسانی ما را تشکیل میدهد، محورهای سازنده رفتار، سنتها، آدابورسوم ما هستند.
هر فرهنگی دارای شاخصی است که صنعت ابزاری میشود برای اعتلای آن،
مثلاً در فرهنگ یهود شاخص اقتصاد است و لذا صنعت ابزار اعتلای نظـام سرمایهداری است و در جهان کمونیسم پرولتاریا شاخص است و صنعت ابزار اعتلا و حاکمیت او میگردد.
لذا وقتی صنعت انتخاب میکنی نه به معنای انتخاب ماشین است بلکه انتخاب یک شاخص فرهنگی است و چگونه میتوان از جامعهای که صنایع مختلف را برای او انتخاب کردهاند انتظار انسجام فرهنگی داشت. چگونه از کشاورزی که از بیل و گاوآهن و نهایت تراکتور استفاده میکند و شکل راه رفتن او فشار بر بیل است و دستهای او آهنگ ضربه بر گاو و خر و نهایت تعویض دنده تراکتور است.
انتظار حرکات پزشک جراح ماست که با فضای غیرآلوده به گردوغبار ممارست داشته است.
الگوی زیست متفاوت که همان اختلاف طبقاتی است ریشه در انتخاب و کار با صنایع گوناگون دارد.
مثالی دیگر تا منظور روشنتر گردد:
معماری یک شهر یا تکنولوژی شهرسازی که همان هنر بهکارگیری علم در چگونه برپائی شهر است نقش اساسی در الگوی زیست و در زیرمجموعه آنکه الگوی مصرف و رفتار باشد دارد.
وقتی معماری شهر بهگونهای است که اتاق خانه و حیاط آن بر او محرم نیست. چرا هتک حرمت حجاب قبح باشد. چه انتظار حجاب از زنی که در خانه و آشپزخانه همسایه نامحرم او را میبیند؟ و با کدام شلاق میشود زن را در طول عمر در زندان برد.
اتاقخواب پرده، پذیرائی پرده، آشپزخانه پرده. پس میبینید که علت بدحجابی ریشه در معماری شهرهای ما دارد و بهعبارتدیگر این معماری شهرهای ساخته و توسعهیافته در طول ۵۰ سال حکومت طاغوت است که بدحجابی را بر فرهنگ جامعه تحمیل کرده است. یکی از دوستان معماری سنتی در باب یکی از شهرکهای صنعتی معماری شده توسط همکلاس تودهایاش میگفت در همین دانشگاه هنرهای زیبا گفته است من در معماری این شهر کاری کردم که ریشه ارتجاع برای همیشه ازبین برود. شما میدانید قبل از انقلاب این اصطلاح را برای فرهنگ اصیل اسلامی بهکار میبردند و نیز امروز آمار فجایع در این شهر باوجود همه کنترلها بیشترین است.
ریشه سردرگمی جامعه ما مربوط به این است که ما هنر بهکارگیری علم را نداریم و لذا از صنایع گوناگون که سطح تکنولوژی متفاوتی دارد استفاده کردهایم و این صنایع به ما رفتاری داده است که با فرهنگ اصیل ما که ریشه در اسلام و ملیت ما دارد متفاوت است. حال که میخواهیم به فرهنگ خود برگردیم در کلافی سردرگم گیر کردهایم.
توالی مدیریت گذشته بعد از انقلاب (بهترتیب) سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و فنی بود، درحالیکه بار مملکت بر توالی فنی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی استوار است و لذا دو مقوله فنی و اقتصادی که در مراتب اول و دوم هستند توسط رده سوم و چهارم مدیریت دیده میشد که موردقبول نبود. امروز وقت آن است که گره مملکت با نگرش فنی بازگردد.
اگر سطح تکنولوژی را بهطور موقت انتخاب نکنید قانونگذار ما نمیداند چگونه قانون وضع کند، چراکه سطوح تکنولوژی متفاوت قانونمندیهای متفاوتی دارد.
شما فولاد مبارکه را انتخاب کردهاید یا کردهاند. قانونمندی حاکم بر قرارداد آن از نظام کلید در دست است و روی این اصل طول زمان چهار سال انتخاب شده است.
در قرارداد کلید در دست نظام کشتیرانی، بنادر، گمرک، حملونقل، جاده، پل، بیمه، تونل بر اساس استاندارد و تجارب بینالمللی است، اما نظام کشتیرانی اولاً یک اجبار و ثانیاً ازنظر قیمت و زمان و تعهد خسارت از آئیننامه مصلحت خود تبعیت میکند.
بندر روش تخلیه خود را دارد، گمرک آئیننامه خود، حملونقل بر اساس نظام پایانه فلسفه توزیع عادلانه کالا بین رانندگان را اساس کار میکند درحالیکه بار مجتمع زود، تند، درست باید روی فونداسیون نصب گردد.
نظام حملونقل مملکت گاراژداری است ولی طبیعت بارهای مجتمع مهندسی است، پل و تونل در مملکت برای بارهای غیر صنعتی است و لذا بار مجتمع از کورهراههای قدیمی و با قیمت چندده برابر و طول زمان بیش از یک سال حمل گردیده است.
قرارداد مجتمع قیمت دلاری و ریالی معینی با زمان معین دارد.
تعهدات ایرانی در زمان مشخصی باید انجام شود اما نظام گشایش اعتبار بودجهبندی ازنظر سازمان برنامهوبودجه و قانونگذار روش خاص خود را دارد و رابطهاش با قانونمندی یک پروژه صنعتی و قرارداد بینالمللی قطع است.
نظر کارگری ما فلسفه اشتغال و استمرار و استقرار آن را در یک نقطه دنبال میکند و کارفرما جریمه نقض استمرار کار تا سر حد سالی چهار ماه باید بپردازد، ولی طبیعت پروژه برپائی، ساختن و برچیدن و هجرت است.
حجم و تکنولوژی، این پروژه را بشدت تخصصی کرده است و در کشورهای صنعتی برای تخصص، قانون حقوق و دستمزد وجود ندارد و توافق طرفین بر آن حاکم است، اما نظام حقوق و دستمزد در مملکت ریشه در تحصیل، سابقه کار، دوری از مرکز و بدی آبوهوا دارد و هرگونه استخدام و آگهی منوط به مجوز از برنامهوبودجه، سازمان استخدام کشوری، اداره کار و اداره ارشاد است تا در روزنامه چاپ شود.
اجرای پروژههای صنعتی و پیچیده دارای مجهولهای زیادی است که بهصورت دینامیک و در حین کار روشن میگردد و لذا لازم است یکی بهعنوان حرف آخر بزن روی کار باشد، اما در نظام ما جایگاهی برای این مقوله نیست و از شورا و انجمن اسلامی و حراست و گزینش تا همه ارگانهای سیاسی و اجرائی مثل شهردار، بخشدار، فرماندار، استاندار، مدیران و کارشناسان وزارتخانه مربوطه و برنامهوبودجه، بازرگانی، بانک مرکزی، نمایندگان مجلس: صنایع سنگین، نفت، گمرک، راه، بنادر، کشتیرانی، مسکن، وزارت خارجه، وزارت کار صاحبنظر و رأی و برابر قانون موظف به اعمال مقررات هستند و چون هر یک از این ارگانها از سطح تکنولوژی دیگری استفاده میکنند مقررات متفاوتی دارند.
برای حل مشکل جنوب ایتالیا که ناهمگون با شمال ایتالیا بود دولت ایتالیا تصمیم گرفت با ایجاد یک کارخانه فولاد و محور قرار دادن آن منطقه را توسعه بخشد تا به تعادل اقتصادی با شمال برسد و برای این امر مسئولی با اختیارات تام تعیین کرد تا بتواند قوانینی برای ایجاد تسهیلات لازم وضع کند و با این اختیارات مقدار زیادی از سرمایه شمال را به جنوب گسیل داشت.
در یک کشور صنعتی ضریب اشتغال یک کارخانه فولاد قریب ۱۶ است اما در جنوب ایتالیا این رقم بسیار بالاتر بوده است زیرا محور، تعادل شمال با جنوب قرارگرفته است.
منظور از این مثال بیان دو مطلب بود. نخست گستردگی اثرات فولاد روی اقتصاد، راه، راهآهن، مخابرات، هواپیما، صنایع جنبی از ماشینسازی گرفته تا لباس اغذیه، کشاورزی، دامپروری، آب، هوا، مسکن، و غیره و اینهمه اگر با فولاد هماهنگ نگردد و در راستای آن نباشد پس چه انتظاری از تحول تحت تأثیر فولاد است و اگر انتظار هست لازم است که حرف آخر را روی همه آن فولاد بزند.
دوم که نتیجه مثالها نیز هست اینکه یک کارخانه فولاد و بهعبارتدیگر ورود یک سطح تکنولوژی غولپیکر در جنوب ایتالیا آنچنان تحول فرهنگی به وجود آورد که شما دیگر تفاوتی با شمال ایتالیا نمیبینید و فقط در کتابهای داستان از این تفاوت باخبر میشوید.
نتیجه آنکه لازمه هماهنگ شدن نظامها و قوانین و روشها انتخاب یک سطح تکنولوژی است و برای نجات از کلاف پیچیده کنونی صنعت فولاد که اثرگذار بزرگی دریک کشور جهان سوم مثل ماست،
بهترین است تا ضوابط راهسازی قوانینش، حملونقل و نظامش، گمرک و نظامش، بنادر و نظامش، برنامه و نظامش نشاءت گرفته از او باشند که میتواند دارای سه خاصیت باشد:
الف) با سرعت بسیار بیشتری سازمانها با یکدیگر هماهنگ میشوند و مدیریت بر مملکت بسیار سادهتر و ارزانتر.
ب) تناقض آثار این سطح از تکنولوژی که قاعدتاً صنعتی وارداتی است با فرهنگ ما بهصورت یک مسئله مهم بروز میکند که میتوان به حل آن پرداخت.
پ) پایه خوبی برای هنرکده یا شهر تحقیقات سازمان تکنولوژی کشور است که انشاء الله خبرگان برای الگوی زیست در اسلام تکنولوژی لازم ارائه خواهند داد.
نمونه عملی که میتواند ظهور این آرمان باشد کشور ژاپن است. این کشور بهموازات نجات از بحران اقتصادی با روش تولید با هر کیفیت و به هر شکل بر نظام آموزشی خود فشاری عظیم گذاشت و مراکز تحقیقات را یکی پس از دیگری به وجود آورد و بدین ترتیب در شهرهای تحقیقات صاحبان علوم مختلفه با ممارست و روشهای سعی و خطا تکنولوژی یا هنر بهکارگیری علم که ریشه در فرهنگ خود آنان داشت به دست آوردند و از آن صنعتی ساختند که دینشان را اعتلاء بخشید، اقتصادشان را اعتلاء بخشید، رفتارشان را اعتلاء بخشید، تجارتشان را اعتلاء بخشید، کشاورزی را و هر آنچه در زیرمجموعه الگوی زیست قرار میگیرد را اعتلاء بخشیدند.
امروز اصلاح قوانین ژاپن از این نقاط مایه میگیرد، تنها مردم نیستند که به آفتاب و محیطزیست احترام میگذارند، بلکه صنعت ژاپن هم به محیطزیست احترام میگذارد.
وجود کارخانه فولاد در وسط یک شهر در ژاپن تناقض با محیطزیست ندارد، چراکه آنها با روپوش سفید و دستکش سفید، در راهپلههایی با نرده سفید و در مسیری با خطکشی سفید و کلاهسفید که درون آن کلینکس سفید قرار دادهاند در کنار کوره بلند و ککسازی که کثیفترین نقطه یک کارخانه فولاد است کار میکنند و وقتی بیرون میآیند روپوش آنها از روپوش پرستاران ما بسیار تمیزتر است.
شما اگر در خیابانهای ژاپن راه بروید متوجه نمیشوید کی دکتر است و کی کشاورز، کی با تحصیلات بالا و کدام تحصیلات پایین؛ چراکه همه از یک سطح تکنولوژی و منطبق بر فرهنگ استفاده میکنند و لذا یک رفتار دارند. هم در پزشکی، هم در کشاورزی، هم در صنعت، هم در نجوم از اشعه لیزر استفاده میکنند، از پلاسما نیز همسان در پزشکی و صنعت استفاده میشود.
کوبه و نیپون دو شرکت فولاد و به لحاظ خصوصی بودن رقیب هستند. اما هیچ سطحی از تکنولوژی یا نظامی مترقی در کوبه وجود ندارد که در نیپون نباشد، زیرا هر دو مراکز کامپیوترشان به مرکز تحقیقات در شهر تحقیقات متصل است و هر دو از مادر یکنواخت تغذیه میکنند و یا به مادر کمک میکنند.
این استفاده همگانی از یک سطح تکنولوژی کفایت خانه ۶۰ متری را برای یک خانواده ژاپنی مقرر ساخته است، مواد غذائی آماده و بستهبندیشده در مقیاس یک وعده او را قانع به آشپزخانه ۲ متری و یخچال سه فوتی نموده است.
ژاپن هیچوقت تعطیل نیست و روزهای یکشنبه که ادارات و کارخانجات تعطیل هستند همه مغازهها برای تأمین مایحتاج باز هستند و هر صنف روزی از هفته را تعطیل میکند که اکثریت بکارند، لذا از امکانات خاص تعطیلی همواره استفاده میشود.
در ژاپن ماشینی که دود کند یا تصادفی باشد در خیابان نمیبینی، زیرا برابر قانون عمر ماشین ۵ سال، بیمه بدنه شده و تعمیرکار آن مشخص است.
اگر ماشین دود کند یا تصادفی باشد مکانیک و بیمه مواخذه میگردد.
بیمه وقتی ماشین تصادف کند، ماشین موقتی در اختیار صاحب ماشین قرار میدهد.
اگر تغییری باعث رکود صادرات ژاپن گردد با یک قانون عمر ماشینها سه سال میگردد و پروژههای عمرانی از فایلها بیرون میآید، بهطوریکه کارخانجات انگیزهای برای صادرات ندارند.
اینهمه نظام بههمپیوسته مدیون استفاده از یک سطح تکنولوژی همگانی است. مجتمع فولاد مبارکه اگرچه دیر و به قیمت گران اما در بستری قرار دارد که امید میرود صورتمسئله را دریافته و در مسیر حل آن است.
نظامهای اطلاعاتی مجتمع در جریان تمرکز است اعم از اداری، پرسنلی، آموزشی، تدارکات، سفارشات، انبار، تجهیزات، مالی، حقوقی و قرارداد، مدارک و اسناد و دبیرخانه که مکانیزه نیز هست. نظامهای سرویس و اجرائی و خدماتی مثل حملونقل، ایمنی، خدمات، رستوران، ایابوذهاب، اجرای کار، بهداشت حرفهای از یک سطح تکنولوژی استفاده میکنند و بعضاً مکانیزه. برای همگون کردن خود با نظامهای بیرونی دارای تشکیلاتی است که متأسفانه به علت مشکلاتی که فوقاً عرض شد تقریباً با همه ارگانها درگیر شده است.
با مسکن به لحاظ نظام و ضوابط شهرسازی، با راه به مناسبت ضوابط راهسازی، نظام راهآهن، نظام پایانه در حملونقل، با نفت به لحاظ نظام فروش نفت، با برنامه بودجه به لحاظ نظام بودجهبندی و سیستم پروژهای، با بانک مرکزی به لحاظ نظام گشایش اعتبار و چک ارزی و گشایش نقدی، با گمرک به لحاظ نظام ترخیص، با اداره کار به لحاظ قوانین کار و صدور پروانه کار، با شرکت ملی فولاد به لحاظ آئیننامه شرکت، با بازرگانی به لحاظ مهر عدم ساخت و ثبت آماری، با محیطزیست به لحاظ عدم پذیرش رسمی مجتمع در نقطه استقرار، با برق به لحاظ عدم قانونمندی نظام توزیع برق و مصرفکنندهها، با مخابرات به لحاظ عدم انطباق سیستم، با وزارت صنایع سنگین به لحاظ ساخت داخلی و با نظامهای سیاسی و اطلاعاتی به لحاظ محور قرار دادن نظام و نظر خود.
گرچه ساخت مجتمع ان شاءالله به موقع و مطابق برنامه انجام میشود، اما برای بهره برداری مداوم برابر ظرفیت اسمی و حتی بیش از آن در طول عمرش انطباق نظامها شرط لازم است.
و نیز پیام من به همه صالحان و بر مسند نشستگان این است که مدیریت علمی برتوالی فنی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بهعنوان اولین شرط و انتخاب سطح تکنولوژی با توصیه فولاد تخت بهعنوان موقت دومین شرط و ایجاد شهر تحقیقات در زیرمجموعه سازمان تکنولوژی کشور تا هدایت علمی و هنر به کاربری علم را در دست گیرد را بهعنوان آخرین شرط برنامه توسعه کشور در انقلاب جمهوری اسلامی ایران میدانم. والسلام.
گامی پولادین در امتدادِ ایران؛ تجلی ۳۳ سال همزیستی مسئولانه
فولاد مبارکه فراتر از اعداد و ارقام، بر پایه «شفافیت»، «قانونمداری» و «اعتماد متقابل» بنا شده است. نگاهی به هرم اشتغالزایی این مجموعه، ابعاد حماسی این حضور را عیان میکند؛ جایی که ۱۲ هزار نیروی مستقیم و ۲۰ هزار بازوی پیمانکاری، چرخهای تولید را میچرخانند تا در امتداد این زنجیره، بیش از ۴۰۰ هزار فرصت شغلی غیرمستقیم در گستره ایرانزمین خلق شود. این یعنی فولاد مبارکه، سفرهای به وسعت یک ملت گسترانیده است.
در عرصه تولید، روایتِ این مجتمع، روایتِ صعود به ناممکنهاست. مسیری که در سال ۱۳۷۱ با رؤیای ۲.۴ میلیون تن آغاز شد، در سال ۱۳۸۴ از مرز ۴.۲ میلیون تن گذشت و با شتابی خیرهکننده در سال ۱۳۹۶ به ۶.۵ و در ۱۳۹۹ به ۷ میلیون تن رسید و امروز، با تکیه بر دانش بومی، تولید از مرز ۷ میلیون و ۳۰۰ هزار تن عبور کرده است. این شکوه، زمانی به اوج میرسد که بدانیم نگاه توسعهای شرکت، از حصار دیوارهای فیزیکی فراتر رفته و با استراتژی توسعه پایدار و متوازن در پهنه جغرافیای کشور، مجموع تولید فولاد خام در گروه فولاد مبارکه را در سال ۱۴۰۴ به بیش از ۱۰ میلیون تن رسانده است.
تحول در حوزه مسئولیتهای اجتماعی داستانی متفاوت دارد. دورانِ کمکهای مقطعی و قطرهچکانی به سر آمده و اکنون استراتژی حاکم بر فولاد مبارکه، اجرای پروژههای هدفمند و زیربنایی با اولویت توانمندسازی جوامع محلی و استان است. سرمایهگذاری بر تخصصِ جوانان همان مناطق، تبدیلِ ظرفیتهای بالقوه به ثروتهای بالفعلِ انسانی است. این یعنی بلوغ در مدیریت اجتماعی.
فولاد مبارکه امروز ردای «تولیدکننده صرف» را از تن به در کرده و در قامت یک «صنعتِ صنعتساز» و پیشران فناوری ظاهر شده است. سرمایهگذاری در حوزههای نوآوری، کشور را در مسیر عبور از وابستگیهای تکنولوژیک یاری داده است. در جهانی که چالش انرژی و بحرانهای زیستمحیطی، بقای صنایع را تهدید میکند، این شرکت با پیشدستی در خودتأمینی برق، آب و گاز و همچنین توسعه معادن، امنیت تولید را تضمین کرده است. فراتر از آن، حرکت به سمت «فولاد سبز» و کاهش ردپای کربن، جایگاهی رفیعتر از بسیاری از قدرتهای جهانی برای این مرزوبوم به ارمغان آورده است.
اوج این حماسه در تنوع محصولات و گریدهای خاص نهفته است. در بدو راهاندازی، تنها ۷۱ گرید در سبد تولید تعریف شده بود، اما امروز با تکیهبر نبوغ متخصصان داخلی، این عدد در سال ۱۴۰۴ به عدد خیرهکننده ۳۶۹ گرید رسیده است. در بخش کلافهای سرد نیز ارتقای گریدها از ۸ به ۸۴، معنایی جز بینیازی از واردات، صیانت از ارز ملی و اقتدار در بازارهای جهانی ندارد. سرمایهگذاریهای هدفمند در حوزه لجستیک ریلی و جادهای نیز، این زنجیره ارزش را به دورترین نقاط متصل کرده است.
بیستوسوم دیماه، روز بازخوانیِ این تاریخِ پرافتخار است. مسیری که پیموده شده گواهی است بر این حقیقت که هر جا همتِ ایرانی با دانشِ روز و مدیریت متعهد گره بخورد، بنبستی وجود نخواهد داشت. آفتابِ امید در افقِ فولاد مبارکه دمیده است و این راه، با اتکا به ایمانِ پولادینِ مردان و زنانش، تا فتح قلههای نوین فناوری و اقتصادی، پرقدرتتر از همیشه ادامه خواهد داشت.
ایرانِ فردا، بر شانههای استوارِ چنین صنعتی تکیه زده است.
پیام فولاد مباركه برای صنعت ایران
آنچه با شکلگیری فولاد مبارکه در ایران رخ داد، پیشتر در کشورهای دیگر هم اتفاق افتاده بود.
بسیاری از کشورها در فرایند صنعتی شدن، کار خود را با صنایع بزرگ شروع کردند؛ یعنی یک صنعت بهعنوان یک پیشران جلو میافتاد و بقیه را نیز به دنبال خود میکشاند تا تحول صنعتی در آن کشورها اجرایی شود و به ثمر بنشیند.
عمدتاً هم کشورهای صنعتی در سالها و دهههای قبل، «صنعت فولاد» را در این زمینه محور فعالیت خود قرار داده بودند.
در کل اروپا صنعت فولاد صنعت پیشران بود، مثلاً همان واحدی که بهعنوان مرکز آموزشی فولاد مبارکه در ایتالیا انتخاب شد، یک واحد 10 میلیون تنی تولید فولاد بود.
این واحد در جنوب ایتالیا و در ناحیهای که از لحاظ اجتماعی نسبتاً توسعهنیافته بود قرار داشت و حتی بهنوعی مرکز مافیای ایتالیا در آن زمان به حساب میآمد.
ازاینرو با ایجاد صنعت فولاد در آن منطقه، تلاش شده بود سطح اجتماعی منطقه ارتقا یابد تا بهجای آنکه بستری برای آسیبهای اجتماعی باشد، مبدأ تحولات اقتصادی شود و این امر هم عملاً با آن کارخانه فولادسازی محقق شده بود.
در ایران نیز چنین دیدگاهی درباره فولاد بهعنوان موتور پیشران صنعتیسازی از دهههای پیش وجود داشت و ذوبآهن در اواخر دهه 1340 و اوایل دهه 1350 تا حدودی با همین دیدگاه شکل گرفته بود؛ اما چون محصولات آن فولادهای ساختمانی بود، با وجود تأثیر در صنایع زیرساختی و ساختمانی، نمیتوانست چندان تحولی در زنجیره صنعت ایران به وجود آورد. صنایع مختلفی مصرفکننده ورقهای فولادی هستند، مثل لولهسازی، سازه، مخازن، کشتیسازی، اتومبیلسازی، لوازمخانگی و بسیاری صنعت دیگر؛ ازاینرو فولاد مبارکه بهتر میتواند بر روند صنعتی شدن کشور اثر بگذارد.
در کشور ما هم قرار بر این بود که فولاد مبارکه محور توسعه باشد.
شروع کار این کارخانه با انقلاب همزمان بود و این دو اتفاق بسیار به هم کمک کرد.
از منظر اداره کشور، اجرای پروژه فولاد مبارکه نهتنها در پی ایجاد الگویی برای تحول صنعتی در ایران بود، بلکه مدیران آن هم بهنوعی برای به عهده گرفتن این امر مهم که محور توسعه صنعتی کشور قرار میگرفت، آماده میشدند.
مدیران آن زمان پروژه فولاد مبارکه این امر را اصلیترین هدف پروژه قرار داده بودند و آن را بهعنوان چشمانداز در عبارت «کمارزشترین محصول فولاد مبارکه فولاد است» مطرح میکردند؛ به این معنا که این واحد قرار است فولاد تولید کند، اما تولید فولاد بزرگترین هدف ما نیست.
بزرگترین هدف ما این است که صنعت کشور را متحول کنیم یا به تعبیری «صنعتساز» شویم.
در واقع فولاد مبارکه میخواست هم در حین ساخت زیرساختهای لازم را توسعه دهد و هم صنایع بالادست و پاییندست خود را تقویت کند.
کارشناسان معتقدند بهازای هر یک نفری که در صنعت فولاد کار میکند، برای 25 نفر در خارج از صنعت فولاد اشتغال ایجاد میشود.
حوزههای آب، برق، گاز، مواد اولیه و انرژی بهعلاوه مجموعه معدن و مواد مصرفی و همچنین صنایع مصرفکننده محصولات فولادی، همه و همه در بالادست و پاییندست صنعت فولاد فعال میشوند؛ بنابراین به لحاظ روانی و انگیزشی، وقتی این صنعت به وجود آید و یا فعالیت خود را گسترده کند در صنایع دیگر هم جنبوجوش و نوعی خودباوری ایجاد میشود.
طبیعی است که همه فکر کنند حالا که این صنعت در کشور ساخته شده و بهعنوان ورودی فعالیت میکند، پس ما هم خواهیم توانست صنعت موردنظرمان را ایجاد کنیم.
یکی از دلایل عمده برای اینکه یک صنعت، اقتصادی عمل کند این است که مواد اولیه موردنیازش در نزدیکی آن صنعت وجود داشته باشد؛ بنابراین صنایع زیادی در پاییندست با دسترسی به ورقهای فولادی میتوانستند صرفه اقتصادی داشته باشند.
معادن و سایر تأمینکنندگان نیز در بالادست وقتی میدیدند مصرفکننده بزرگی مثل فولاد مبارکه وجود دارد که در آینده بهصورت دائم خواهان محصول آنهاست، انگیزه پیدا میکردند که آنها هم محصول تولید کنند تا مواد اولیه و مواد مصرفی فولاد را تأمین کنند.
زمانی که فولاد مبارکه در مرحله ساخت قرار گرفت، بهوضوح مشخص بود که این پروژه در جایجای کشور در حال تأثیرگذاری است.
وقتی میخواستیم تجهیزات و ماشینآلات را بیاوریم و نصب کنیم، در بخش بزرگی از طول مسیر، باید جاده میساختیم و این کار را کردیم. در موردی دیگر، از آنجا که کارخانه به گاز نیاز داشت، در یک مسیر طولانی زیرساختهای انتقال گاز ایجاد کردیم و از برکت این خطوط، شهرهای اطراف هم به این نعمت دسترسی پیدا میکردند.
تأمین آب و برق و راهآهن فولاد مبارکه هم به همین ترتیب بر زیرساختهای کشور تأثیر گذاشت.
زمانی که این صنعت در حال شکل گرفتن بود، پیمانکاران از صفر شروع میکردند و با این صنعت پرورش مییافتند.
بسیاری از این شرکتهای پیمانکار اصطلاحاً با یک کیف سامسونت خالی به فولاد مبارکه آمدند و بهمرور دانش و تجربه پیدا کردند؛ تا جایی که بعدها توانستند کارهای مشابه را بهسادگی انجام دهند.
در زمان ساخت فولاد مبارکه ما در یک جوشکاری ساده هم مسئله داشتیم.
وقتی میخواستیم قطعاتی را که از خارج وارد کرده بودیم با جوش به هم وصل کنیم، هراس داشتیم که نکند در جوشکاری اشتباهی مرتکب شویم و پروژه یک سال به عقب بیفتد، چون باید دوباره آن تجهیز را از خارج وارد میکردیم.
جوینتتیم؛ شیوه معقولانه برای فراگیری صنعت
یکی از کارهای خوبی که در فولاد مبارکه شکل گرفت تشکیل «جوینت تیم» یا تیمهای مشترک ایرانی-خارجی بود.
قرارداد از ابتدا بهگونهای بسته شده بود که همهجا حضور ایرانیها الزام داشته باشد تا ما بهگونهای صنعت را فرابگیریم که دفعههای بعد برای توسعهها و برای ایجاد کارخانجات مشابه، خودمان محوریت کار را در دست داشته باشیم و حداکثر ساخت داخل را انجام دهیم.
این موضوع بهخوبی اجرا شد و الآن عمده قطعات موردنیاز فولاد مبارکه در داخل تولید میشود و پیمانکاران ایرانی این توانایی را پیدا کردهاند که موارد مشابه را بسازند.
در این خصوص، کارخانههایی که برای پشتیبانی چنین صنعتی نیاز است عمدتاً در کشور ایجاد شده، گرچه هنوز هم وابستگیهایی به خارج از کشور هست که باید بهمرور حل شود.
ما در فولاد مبارکه برای اینکه فرایندهای صنعتی را فرابگیریم، حتی در نصب تجهیزات هم از همان آغاز، عاملیت کار را خود به دست گرفتیم.
قرارداد خرید تجهیزات در دهه 60 بهصورت FOB بود؛ یعنی در بندر خارج از کشور، آنها را روی عرشه تحویل میگرفتیم. از آنجا تا زمان راهاندازی به عهده خودمان بود و همین باعث یادگیری پیمانکاران داخلی میشد.
ممکن بود کمک بگیریم، ولی کمک مشورتی بود، نه عملیاتی.
خودمان حتماً در عملیات درگیر میشدیم و یاد میگرفتیم. اینکه میگوییم فولاد مبارکه موتور توسعه بوده است به این معنا نیست که فقط یک صنعت بزرگ ایجاد کرده تا همه بیایند و ببینند ما چه صنعتی راه انداختهایم، بلکه به این معناست که در حین ایجاد آن، عوامل لازم برای توسعه کشور به وجود آمد و درگیر کار شد.
من همواره در دوران کاریام در جوینتتیم، با کسانی که بهتر و بیشتر از من در صنایع مختلف کار کرده بودند همکاری کردم تا کار یاد گرفتم.
زمانی که میخواستیم سیستمهای بهرهبرداری فولاد مبارکه را ایجاد کنیم، قرارداد جوینتتیم بستیم تا سیستمها را پیاده کنند و ما هم کنار آنها کار را یاد بگیریم؛ یعنی یک نفر از ما و یک نفر ایتالیایی کنار هم قرار میگرفتیم و کار را انجام میدادیم.
ممکن بود در ابتدای امر من 5 درصد کار را انجام دهم و پارتنر من 95 درصد را، ولی همین 5 درصد بسیار ارزشمند بود، چون من احساس میکردم مسئولیت 50 درصد این تصمیم من هستم و سعی میکردم حداقل از او خوب یاد بگیرم.
زمانی که ما ایتالیا آموزش میدیدیم، از دولت به ما دستور دادند که حین همین آموزش، فکر توسعه دوبرابری ظرفیت فولاد مبارکه باشید و باید از همانجا طراحی برای توسعه را آغاز کنید.
این قضیه به من مربوط میشد. ما نشستیم و طرحی نوشتیم. شاید 95 درصد کار را او انجام داد، ولی من خودم را درگیر کردم؛ مثلاً در محاسبات دخالت میکردم که بفهمم چگونه به اعداد نهایی میرسند تا این میزان توسعه بهازای اضافه کردن تجهیزات صورت بگیرد.
تکنولوژی؛ برگ برنده فولاد مبارکه
عمده مسئولیت من در فولاد مبارکه در سمت معاون تکنولوژی بوده است.
بیش از 15 سال معاون مدیرعاملهای مختلف در بخش تکنولوژی بودهام و فکر میکنم همین تغییر نکردن برای فولاد مبارکه خوب بود و باعث شد بتوانیم کارهای قبلی را ادامه دهیم.
شعار ما درخصوص تکنولوژی این بود که باید از تکنولوژی جاافتاده و بهروز استفاده کنیم، به این معنا که سعی میکردیم اصل کار تولید را بر مبنای تکنولوژیهایی که امتحان خودشان را پس داده بودند و درعینحال بهروز بودند بنا کنیم، نه تکنولوژیهای قدیمی و نه تکنولوژیهای در مرحله پروتوتایپ.
البته کارهای تحقیقاتی و ارتباط با مراکز علمی تحقیقاتی هم همواره در دستور کار معاونت تکنولوژی بود.
در صنایع تکنولوژیمحور مثل فولاد چیزی نمیتواند جای تکنولوژی را بگیرد. مثلاً اتوماسیون را در نظر بگیرید.
وقتی فولاد مبارکه میخواست اتوماسیون را ایجاد کند، عدهای میگفتند شما ضد اشتغال هستید.
البته راست هم میگفتند، چون اتوماسیون تعداد نفرات را کم میکند، ولی دو جنبه مهم دارد: یکی اینکه صنعت را تداوم میبخشد و اقتصادی میکند و کار را سهولت میبخشد؛ دیگر اینکه خود اتوماسیون اشتغال زیادی ایجاد میکند. مثلاً صنعت ارتباطات و اینترنت را در نظر بگیرید؛ در ابتدای امر تصور میشد لااقل در حوزه حملونقل ضد اشتغال عمل میکند، ولی حالا میبینیم تاکسیهای اینترنتی اشتغال بسیار زیادی در حوزه حملونقل ایجاد کردهاند و توانستهاند تحول بزرگی ایجاد کند.
صنایع بزرگی همچون فولاد مبارکه با اهدافی چون پیشرانی صنعت، باید بتوانند همگام با تکنولوژی و بهصورت اقتصادی عمل کنند، در غیر این صورت نمیتوانند الگویی برای دیگر صنایع باشند.
فولاد مبارکه در کشور شرکتهایی ایجاد کرد که هرکدام برای یک حوزه صنعتی، بهصورت تخصصی عمل کنند.
برای اتوماسیون نیز فولاد مبارکه شرکتی ایجاد کرد تا با اجرای آن، این شرکت بتواند در اتوماسیون صنعتی به تخصص موردنیاز صنعت در ایران پاسخ دهد.
اگر بخواهیم روندهای فولاد مبارکه را در این 33 سال بررسی کنیم، باید به چند دوره که لزوماً آغاز یکی پایان دیگری نبود، اشاره کرد: یکی «دوران ساخت» بوده که تمرکز آن دوران بر این بود که صنعت فولاد را با نگاه صحیحی ایجاد کنیم. نگاه صحیح «نگاه به آینده» بود؛ یعنی مرحله ایجاد کردن تنها زمانی میتوانست درست طی شود که مسائل دوران بعد، یعنی «دوران بهرهبرداری» در نظر گرفته میشد و برای حل آن از همان دوره ساخت تمهیدات و برنامههای لازم پیشبینی میگردید.
پس در دوران ساخت باید نگاه به بهرهبرداری میبود. در واقع، شاهبیت ساختار فولاد مبارکه یک معاونت تکنولوژی با «نگاه به آینده» بود.
من بهعنوان معاونت تکنولوژی در خط تولید 400 پرسنل داشتم،
ولی وظیفه اصلی من نگاه به خط تولید نبود، بلکه وظیفه اصلی من نگاه به آینده فولاد مبارکه بود.
یعنی اینکه زمانی که داریم بهرهبرداری میکنیم، نگاه ما به پنج سال آینده باشد و به این امر متمرکز شویم که آیا بهرهبرداری فعلی جواب پنج سال آینده را خواهد داد یا خیر. اتفاقاً ما به این نتیجه رسیدیم که اگر این نگاه را نداشتیم، حتماً عقب میافتادیم.
این امر باعث شد زمانی که همه محصولات ما، فارغ از کیفیتش، متقاضی بیش از ظرفیت داشت و با تمنای بسیار از ما حواله محصول میخواستند، ما با نگاه آینده به فکر افزایش کیفیت بودیم و آیندهای را که در آن رقابت فراوان در جریان باشد میدیدیم.
زمانی رسید که صنعت فولاد جهان دچار بحران شد و اگر ما در آن سالهای پرمشتری کیفیتمان را ارتقا نداده بودیم، در آن دوره رکود فولاد جهانی نمیتوانستیم صادرات داشته باشیم.
سال 77، سال 94 و چند برهه دیگر با همین دیدگاه و رویکرد موفق شدیم درههای عمیقی را پشت سر گذاریم. برخی از این درهها را عمداً ایجاد میکردند و عمداً فضا را جوری میکردند که نرخها متعادل شود.
مغزافزار؛ تأثیرگذارترین ویژگی تکنولوژی در فولاد مبارکه
اگر بخواهیم تحلیل درستی از فناوری ارائه دهیم، باید بدانیم تکنولوژی سه محور اصلی دارد: سختافزار (تجهیزات)، نرمافزار (سیستم و فرایندها) و مغزافزار (انسانها).
بسیاری مواقع بهاشتباه فکر میکنند تکنولوژی یعنی تجهیزات؛ چون تجهیزات بیشتر دیده میشود.
در نگاه سنتی تکنولوژی را با تجهیزات اشتباه میگرفتند و وقتی تجهیزات وارد میکردند، گمان میبردند که تکنولوژی وارد کردهاند.
در یک اتومبیل، بدنه و شاسی و موتور خودرو (سختافزار) یک طرف است؛ نظام کنترلیاش (نرمافزار) هم که بیشتر روح اتومبیل به شمار میرود یک طرف است و در طرف دیگر، رکن سومی هم هست که معمولاً فراموش میشود و آن آدمی است که مینشیند پشت فرمان و نقش او بیشتر از 50 درصد است.
مثل چاقو که میتوانی آن را دست هرکسی بدهی، ولی اگر دست آدم ناباب بدهی، از چاقو استفاده نادرست میکند.
تکنولوژی صنعت فولاد و صنعت پتروشیمی هم عمدتاً وابسته به مدیریتی است که میخواهد بر آنها اعمال شود.
وقتی تجهیزات فولاد مبارکه آمد، ما تصمیم گرفتیم سیستمها را نصب کنیم. این سیستم دو بخش دارد: یک بخش آن کامپیوتر و بخش دیگر نرمافزار است که کنترل را سریعتر میسازد و دیتاها را نگهداری میکند.
در مرحله بعد، باید بتوان از «دیتا» (داده) اینفورمیشین (اطلاعات) تهیه کرد و از اینفورمیشین بتوان «تصمیم درست» اتخاذ کرد. سیستمها باعث میشوند دیتا را خوب جمع و فراوری کنید و تا رسیدن به مرز اینفورمیشین هم کمک میکنند، ولی از اینفورمیشن تا تصمیمسازی کار انسان است.
انسانها را میگوییم «مغزافزار». مغزافزار یکی از ابعاد بزرگ تکنولوژی است و نقش این بعد بزرگ در بسیاری از سازمانها فراموش شده است.
فولاد مبارکه در بخش مغزافزار بسیار موفق عمل کرد و این مهمترین پیامی است که برای ایران به ارمغان آورد.
این امر باید از سوی صنعت کشور مغتنم شمرده میشد، ولی هنوز چندان وقعی به این دستاورد بزرگ نهاده نشده است.
پیامی که فولاد مبارکه در بسیاری از جنبهها به کل کشور داد پیام «مغزافزار» و اهمیت و جایگاه آن است.
پیام این است که با تجهیزات (سختافزار) شما میتوانید کار کنید و تولید هم داشته باشید.
اگر نرمافزار هم بیاورید که تجهیزات را کنترل کند، بسیاری حوزهها، مثل حوزه ایمنی بهتر کار میکند و کار در بسیاری بخشها راحتتر میشود؛ ولی وقتی میخواهید در جهت دستیابی به اهدافتان از این تجهیزات بهرهوری مناسب داشته باشید، کار، کارِ مغزافزار است.
بهعنوان مثال، انتظار شما از یک ماشین تراش این است که تعدادی قطعه با آن بسازید.
این قطعات فقط با دستگاه قابل ساختن است و میتوانید آنها را با دستگاه بسازید. اگر از نرمافزار بهره ببرید، دقت و سرعت افزایش مییابد، ولی وقتی بخواهید مجموعهای از ماشینآلات را برای یک هدف مشخص که یک صنعت بزرگ است به کار بگیرید، نقش انسان مشخص میشود.
در فولاد مبارکه تقریباً با کمترین میزان افزایش تجهیزات جدید از ابتدای راهاندازی کارخانه، تولید در این شرکت سه برابر شده است و از 2.4 میلیون تن آغازین به 7.2 میلیون تن فعلی رسیده است.
این بهرهوریِ بسیار مطلوب، نه حاصل تجهیزات بوده و نه نرمافزار، بلکه مغزافزاری که سیستم و فرایند را جهت میداده و طراحی میکرده توانسته است این امر بسیار بزرگ را رقم بزند.
اهمیت «مغزافزار» در فولاد مبارکه یکی از مهمترین پیامهایی است که در این روند سیساله فولاد مبارکه به اقتصاد ایران ارائه داده است.
یکپارچگی؛ دستاوردی مدرن
مدرنیسم در صنعت یعنی تجهیز کوچکتر، سروصدای کمتر، سرعت و تولید بیشتر.
سال 56 در دانشگاه شیراز اتاقی داشتیم که یک کامپیوتر داخل آن بود و 4 خدمه داخل خود کامپیوتر کار میکردند و کارتپانچها را از اینسوی کامپیوتر به آنسوی آن میبردند.
یعنی کامپیوتر ما یک ساختمان بود، ولی روزبهروز این کامپیوتر کوچکتر شده است.
خطوط تولید الآن فشرده و کوچکتر شده و واحدهای فولادسازی و نورد به هم وصل شدهاند و محصول بین اینها در حرکت است.
آنچه الآن در حال کار روی آن هستند این است که ما دیگر شمش تولید نکنیم، بلکه مستقیم ورق تولید کنیم.
این کار در دنیا انجام شده و ورقهای تاحدودی ضخیم را با این روش تولید کردهاند، یعنی ریختهگری ورق. پس تکنولوژی در تجهیز یعنی بهینه کار کردن.
تکنولوژی یعنی فیدبک در لحظه و کنترل آنی. بعد از تجهیزات، انسان هم باید مدرن شود، ولی اینجا مقاومت وجود دارد، چون میگویند اگر انسانها مدرن شوند، با سنتها همراهی نمیکنند، در حالی که چنین نیست. وقتی میگوییم انسانها مدرن شوند، یعنی زودتر، بهینهتر و یکپارچهتر تصمیم بگیرند.
زمانی که در حال ایجاد سیستمهای فولاد مبارکه بودیم، بسیاری از بخشها سیستم داشتند، ولی هر سیستمِ هر بخش کار خود را میکرد و ارتباطات بین این سیستمها ضعیف بود.
اینکه ارتباطات ضعیف تبدیل به ارتباطات قوی شود، کافی نیست؛ بلکه اینها در لحظه باید یکپارچه و نظاممند باشند. یکپارچگی یکی از کلمات باارزش در مباحث مغزافزاری و سختافزاری است. یکپارچگیای که بین تجهیز و مغزافزار و نرمافزار به وجود میآوریم، سیستم را شکل میدهد.
امری که در فولاد مبارکه بهخوبی طراحی و اجرایی شده است.
در اقتصاد کشور هم باید یک سیستم درست کنیم. در این سیستم بانک نمیتواند جداگانه برای خودش، گمرک برای خودش و هر وزارتخانه هم برای خودش سیستم درست کند.
همه این سیستمها باید زیرسیستمهای یک سیستم یکپارچه باشند تا اثر همدیگر را تقویت کنند، بهجای آنکه اثر همدیگر را خنثی سازند و یا از میان ببرند. پیامی که از فولاد مبارکه میتوانست در کل اقتصاد کشور طنینانداز شود، مسئله یکپارچگی بود.
شاید عمدهترین ایرادی که میتوان به پروژه فولاد مبارکه گرفت تحولاتی است که باید در صنعت ایران رقم میزد، ولی این تحولات به سرعتی که باید شکل نگرفت.
در پی تجربه فولاد مبارکه در کشور باید اتفاقات صنعتی بیشتر و بهتر و سریعتری رقم میخورد، ولی این امر آنگونه که باید پیش نرفت و شاید آموزههای فولاد مبارکه بهدرستی انتقال نیافت و یا شاید پیام فولاد مبارکه آنگونه که باید از سوی جامعه صنعت ایران شنیده نشد.
دلیل این شاید تا حدودی به مسائل و فشارهای جهانی مرتبط باشد و یا هر دلیل خارجی یا داخلی دیگری.
به هر حال آنچه مهم است این است که فولاد مبارکه در هدف اولیهاش همچنان استمرار و پایداری و وفاداری خود را حفظ کرده است و مجموعههای مدیریتی که در فولاد مبارکه ایفای مسئولیت کردهاند، همواره سعی کردهاند این محوریت را از دست ندهند و از این مجموعه بهعنوان پایلوتی برای کل کشور صیانت کنند.
در واقع هر تحول و یا سیاستی که در فولاد مبارکه طی این سی و سه سال به دست کارکنانش اجرایی شد در ذات خود هدف کلان منافع ملی را مدنظر قرار میداد و اولویت اصلیاش نگاه ملی بود، نه محدوده فولاد مبارکه.
