زهره مختاری
از «غول تولیدی» تا «هاب تکنولوژیک»
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از خبرگزاری مهر، صنعت فولاد جهان امروز در میانه یک دگردیسیِ عمیق و چندلایه قرار دارد؛ گذاری تدریجی اما شتابنده از مدلهای سنتیِ مبتنی بر تناژ و ظرفیتسازیِ صِرف به سوی مدلهای پیشرفتهای که بر پایه دانش، خدمات مهندسی، داراییهای نامشهود و نوآوریِ فرآیندی استوار شدهاند.
در این فضای متحولِ جهانی، گروه فولاد مبارکه با اعلام و اجرای یک تغییر جهتِ استراتژیکِ بنیادین، نه تنها در حال بازتعریفِ هویتِ سازمانی خویش است، بلکه در تلاش است تا مرزهای مرسومِ صنعت فولاد در ایران و منطقه را جابهجا کند.
این تحول، در واقع گذاری عمیق از «سختافزارِ تولید» به «مغزافزارِ نوآوری» است؛ مسیری که با هدفِ خودکفاییِ فناورانه، بومیسازیِ دانش فنیِ پیشرفته و نهایتاً صادراتِ لایسنس و خدمات مهندسی طراحی شده است.
چنین رویکردی نه تنها شرکت را در برابر نوساناتِ ادواریِ بازارهای جهانی بیمه میکند، بلکه آن را به موتور پیشرانِ «پیچیدگیِ اقتصادی» در سطح ملی بدل میسازد؛ مفهومی که به اذعان بسیاری از اقتصاددانانِ توسعه، شرط اصلیِ عبور از اقتصادِ مبتنی بر منابع به اقتصادِ مبتنی بر دانش و خلاقیت است.
این مسیرِ تکاملی که ریشه در دورانِ حماسهسازِ پس از جنگ تحمیلی دارد، با مأموریتِ راهبردیِ «بازسازی» آغاز شد؛ دورانی که در آن شعلههای صنعت دوباره افروخته شد و امروزه آن تجربه پایداری، به بلوغِ نوسازی و نوآفرینی رسیده است.
در همین خصوص فولاد مبارکه توانسته بازسازی بخشهای مختلف را با قدرت و جدیت پیش ببرد و موفقیتهای چشمگیری نیز در این زمینه حاصل شده است.
گذار از عملیاتمحوری به دانشیشدن؛ معماریِ یک سازمانِ فناورِ تمامعیار
مهمترین وجه تمایزِ این تغییر پارادایم، در تحولِ بنیادینِ جایگاه و کارکردِ «تحقیق و توسعه» در ساختار سازمانی فولاد مبارکه نمود پیدا میکند.
در مدلهای سنتیِ حاکم بر صنایع سنگین کشور، واحدهای تحقیق و توسعه همواره به عنوان «مراکز هزینه» نگریسته میشدند؛ واحدهایی که بدون ایجادِ درآمدِ مستقیم، بودجه مصرف میکردند و ارزشآفرینیِ آنها اغلب در کوتاهمدت قابل اندازهگیری نبود.
اما در پارادایم جدیدِ فولاد مبارکه، این نگاه دگرگون شده است. امروزه، R&D به قلبِ خلق ثروت و یکی از اصلیترین «مراکز سود» سازمان تبدیل شده است.
این تغییرِ مفهومی، به خودیِ خود یک انقلابِ مدیریتی محسوب میشود؛ زیرا کلِ منطقِ سرمایهگذاری، تخصیص بودجه و ارزیابیِ عملکرد در سازمان را دگرگون میکند.
نشانهی عینیِ این بلوغِ فناورانه را میتوان در توانمندیِ فولاد مبارکه برای «مدیریتِ دانشِ نهفته در فرآیندهای تولیدی» مشاهده کرد.
جایی که شرکت قادر شده است، بدونِ کمترین اتکا به لایسنسورهای بینالمللی و در شرایط تحریم، کورههای ذوب خود را بازطراحی، بازسازی و راهاندازی مجدد کند، یعنی دستیابی به «کد منبع» تولید فولاد.
باید به خاطر داشت که بلافاصله پس از پایان جنگ، موضوع بازسازیِ بنیادینِ فولاد با تکیه بر اراده داخلی شروع شد و با همین رویکردِ جهادی، اتفاقات بسیار مبارکی در پهنه صنعت رخ داد.
پیشرفتهای چشمگیر و خیرهکنندهای که امروز شاهد آن هستیم، گواهی بر این مدعاست که حرکت از «بازسازیِ پس از جنگ» به سمت «نوسازیِ مدرن»، با موفقیتی تام صورت گرفته است.
این یعنی سازمان به درجهای از خودآگاهیِ فنی و مهندسی رسیده است که میتواند از یک مصرفکننده صرف و همیشگیِ تکنولوژی، به یک خالق و توسعهدهنده فناوری تبدیل شود.
این خودآگاهیِ فنی، امکانِ پیادهسازی مفاهیم پیشرفتهای نظیر هوشمندسازی خطوط تولید، بهینهسازی انرژی، بازیافت حرارتی و استفاده از الگوریتمهای دادهمحور برای کنترل کیفیت را فراهم آورده است.
در چنین فضایی، دانش دیگر یک کالای وارداتی نیست، بلکه یک «داراییِ استراتژیک» است که به طور مستمر تولید، ذخیره، بازتولید و تکثیر میشود.
این رویکردِ تحولآفرین، اما، محدود به مرزهای سازمان باقی نمانده است.
فولاد مبارکه با نگاهی هوشمندانه، در حالِ ایجاد و تقویت یک «اکوسیستمِ نوآوریِ باز» است. تعامل ساختاریافته با شرکتهای دانشبنیان، استارتاپهای فناور، صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیرِ شرکتی (CVC) و شبکههای تأمینکننده فناوری، نشان میدهد که مدیریت ارشد شرکت به خوبی دریافته است که نوآوریِ بزرگ، درون دیوارهای یک سازمان منزوی متولد نمیشود، بلکه در محلِ تلاقیِ ایدهها، سرمایهها و استعدادهای گوناگون شکل میگیرد.
این رویکردِ شبکهای، به شرکت اجازه میدهد تا از چابکی، سرعت و خلاقیتِ استارتاپها بهرهمند شود، بدون آن که گرفتار بروکراسیِ سنگین و فرآیندهای کندِ تصمیمگیری در سازمانهای بزرگ و پیچیده شود.
نتیجهی این همافزایی، تبدیل شدنِ هزینههای سنگینِ تحقیق و توسعه به جریانهای درآمدیِ متنوع و پایدار است؛ جایی که فناوریهای بومیسازی شده در حوزههای حیاتیِ نظیر فولاد سبز و بهینهسازی انرژی، نه تنها مصرف داخلی را کاهش میدهند، بلکه قابلیت تجاریسازی و صادرات به بازارهای منطقهای را نیز پیدا میکنند.
نکتهی حائز اهمیت دیگر، تطابق کامل این مسیر با الگویِ تحولِ شرکتهای پیشروی جهانی است.
بررسی تطبیقی نشان میدهد که غولهای صنعت فولاد نظیر «پوسکو» در کره جنوبی، «نیپون استیل» در ژاپن و شرکتهای مهندسیِ برتر اروپایی نظیر «دانیلی» و «اساماس گروپ»، همگی مسیر مشابهی را برای تضمینِ بقا و حفظ رقابتپذیری خود طی کردهاند.
پوسکو با ابداعِ مفهوم «بازاریابیِ راهحل»، نشان داد که فروشِ فولاد به همراهِ خدمات مهندسی، ارزش افزودهای به مراتب بیشتر از فروشِ صرفِ ورق فولادی ایجاد میکند.
نیپون استیل با ایجاد یک بازوی مهندسیِ قدرتمند، توانست از دانشِ انباشتهشدهی خود برای صدور لایسنس در حوزهی فولاد سبز و بهرهوری انرژی استفاده کند و نهایتاً، شرکتهایی نظیر دانیلی و اساماس گروپ از ابتدا بر این اصل بنا شدهاند که سود اصلیِ آنها نه از فروشِ محصول نهایی، بلکه از فروشِ «دانشِ طراحی، مهندسی و ساختِ خطوط تولید» تأمین میشود.
فولاد مبارکه با هدفگذاریِ خود، در واقع در تلاش است تا ضمن تلفیقِ تجارب موفق این الگوها، نسخهای بومی و منطقهای از این مدل کسبوکارِ دانشبنیان را خلق کند؛ نسخهای که بتواند ایران را از یک واردکننده و مصرفکننده تکنولوژی، به یک صادرکننده و خالق آن در سطح منطقه تبدیل کند.
بازسازی جهادی فولاد مبارکه پس از جنگ رمضان
چشمانداز بلندمدت و بلندپروازانهای که فولاد مبارکه برای خود ترسیم کرده است، فراتر از افزایش صرف ظرفیت اسمی تولید است.
هدف غایی این شرکت، تبدیل شدن به یک صادرکننده معتبر لایسنس و یک پیمانکار اصلیِ پروژههای EPC (مهندسی، تأمین تجهیزات و ساخت) در سطح منطقه است.
این بدان معناست که فولاد مبارکه در افق بلندمدت، نه تنها به تولید فولاد ادامه میدهد، بلکه «دانشِ تولید فولاد» را نیز به عنوان یک کالای ارزشمند و راهبردی به سایر کشورهای منطقه صادر میکند.
این تغییرِ جایگاه در زنجیره ارزش جهانی، سه دستاوردِ بزرگِ ساختاری، اقتصادی و ژئوپلیتیک را به همراه خواهد داشت:
نخستین دستاورد، ارتقای جایگاه ژئوپلیتیک و صنعتی ایران در منطقه است.
وقتی یک کشور به «مرجع مهندسی» در یک صنعت استراتژیک تبدیل شود، قدرت چانهزنیِ آن در معادلات منطقهای و بینالمللی به طرز چشمگیری افزایش مییابد.
دیگر کشورها برای دسترسی به دانش فنی، ناگزیر از تعامل و همکاری با شرکتهای ایرانی خواهند بود. این یعنی خلق یک «قدرت نرمِ صنعتی» که تأثیرات آن فراتر از مرزهای اقتصاد و وارد عرصه دیپلماسی نیز میشود.
دومین دستاورد، تحقق تابآوری ساختاری در برابر تحریمها و محدودیتهای بینالمللی است. تجربه دهههای اخیر به خوبی نشان داده است که تحریمها عمدتاً بر وارداتِ تجهیزات، قطعات حساس و لایسنسهای فناورانه متمرکز هستند.
در واقع، پس از عبور از جنگ سخت، امروز در میانه یک «جنگ تکنولوژی» هستیم؛ اما اگر کشوری صاحبِ تمامی لایههای دانش و فناوری یک صنعت استراتژیک باشد، این تحریمها نه تنها کارآیی خود را از دست میدهند، بلکه به فرصتی برای تسریعِ خودکفایی و نوآوری تبدیل میشوند.
در چنین شرایطی، صنعت فولاد ایران به یک «جزیرهی ایمن» در دریای متلاطم تنشهای بینالمللی تبدیل خواهد شد.
سومین و شاید ژرفترین دستاورد، دستیابی به «پیچیدگی اقتصادی» است. این مفهوم که توسط اقتصاددانانی نظیر هیدالگو و هوسمان توسعه یافته است، نشان میدهد که ثروت واقعی ملتها نه در منابع طبیعی و زیرزمینی، بلکه در تنوع، انحصاری بودن و پیچیدگیِ دانشِ نهفته در محصولات و خدمات صادراتی آنها نهفته است.
کشوری که صرفاً فولاد خام یا ورق فولادی صادر میکند، در سطوح پایینِ پیچیدگی اقتصادی قرار دارد؛ اما کشوری که «دانش و مهندسیِ ساختِ یک کارخانه فولاد» را صادر میکند، به سطوح بالایی از پیچیدگی و در نتیجه، درآمدِ سرانه و توسعهیافتگی دست یافته است.
حرکت فولاد مبارکه در این مسیر، دقیقاً به معنای حرکت در جهت افزایش پیچیدگیِ اقتصادِ ملی و عبور از دام درآمدهای خام است.
با این حال، موفقیت در این مسیرِ بازگشتناپذیر و راهبردی، نیازمندِ مجموعهای از الزاماتِ جدی و همافزاست که فقدان هر یک از آنها میتواند کل پروژه را با مخاطره مواجه کند.
نخستین الزام، ایجاد زیرساختهای حقوقی و اجراییِ مستحکم برای «حفاظت از مالکیت معنوی» است.
ورود به بازار فروش دانش و لایسنس، بدون داشتن یک نظام حقوقیِ قدرتمند برای ثبت اختراع، حفاظت از اسرار تجاری و پیگیریِ حقوقیِ تخلفات، عملاً غیرممکن و پرریسک است.
دومین الزام، بازاریابیِ هوشمندانه و تهاجمی برای «برندِ تکنولوژیکِ ایرانی» در بازارهای بینالمللی است.
بازارِ فروش دانش فنی، بازاری انحصاری و مبتنی بر اعتبار است. مشتریانِ بینالمللی باید اطمینان حاصل کنند که تکنولوژیِ ایرانی از استانداردهای جهانی، کاراییِ اثباتشده و قابلیت رقابت برخوردار است.
این نیازمند سرمایهگذاری در دیپلماسی علمی، حضور در نمایشگاههای معتبر بینالمللی و اخذ تأییدیهها و استانداردهای جهانی است.
سومین و شاید مهمترین الزام، مدیریت هوشمندانه و تدریجی «گذار فرهنگی» در سطح سازمان است.
یک سازمان بزرگ تولیدی که دههها با منطق «تناژ و تولید انبوه» اداره شده است، به طور طبیعی در برابر پذیرش منطق جدیدِ «خلاقیت، نوآوری، ریسکپذیری و فروش دانش» مقاومت نشان خواهد داد.
تغییر ذهنیت کارکنان و مدیران از سنجش موفقیت با «تعداد تُنهای خروجی» به سنجش آن با «تعداد لایسنسهای صادراتی، تعداد ثبت اختراعات و میزان درآمدِ حاصل از فروش دانش»، یک پروژهی بلندمدت و حساس فرهنگی است که نیازمند برنامهریزی دقیق، آموزش مستمر و الگوسازیِ مؤثر است.
این تحولِ تاریخی، در نهایت، چهره فولاد مبارکه را از یک کارخانهی بزرگ و صرفاً تولیدی، به یک «مغز صنعتی» تمامعیار و پویا تبدیل خواهد کرد.
مغزی که نه تنها چرخهای صنعت کشور را میچرخاند، بلکه قادر است مسیر توسعه صنعتی ایران را برای دهههای آینده ترسیم و هدایت کند.
در این معماریِ نوین، مهندسیِ ایرانی دیگر یک مهارتِ تقلیدی یا یک دانشِ وارداتی نیست، بلکه به یک «زبانِ مشترک فنی و راهبردی» در سراسر منطقه تبدیل خواهد شد.
این، چشماندازی است که فراتر از اهداف و منافع یک شرکت واحد، آینده صنعت و اقتصاد ایران را در یک نقشه راهِ جهشی و تحولآفرین قرار میدهد؛ نقشهراهی که در آن فولاد مبارکه به نمادی از «خودباوریِ فناورانه» و «عبور از مرزهای دانش» بدل میشود و الگویی قابل اتکا برای سایر صنایع سنگین و مادر کشور فراهم میآورد تا مسیر مشابهی را برای تحقق اقتصاد مقاومتی و دانشبنیان واقعی طی کنند.
سوئد؛ قطب تازه فولاد سبز اروپا
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از پایگاه تحلیلی خبری ایراسین تقاضا برای محصولات فولادی نهایی در سوئد پس از چند سال رکود، وارد مرحلهای از احیای پایدار شده است؛ روندی که بر پایه یک مدل منحصربهفرد همکاری میان دولت و بخش خصوصی شکل گرفته است.
دولت سوئد تا ۱۵ درصد از هزینههای مرتبط با گذار سبز در صنعت فولاد را تقبل میکند و همزمان میلیاردها یورو در زیرساختهای حیاتی سرمایهگذاری کرده است.
بازیگران اصلی صنعت فولاد سوئد
بزرگترین تولیدکننده فولاد سوئد و یکی از رهبران جهانی در حوزه فولادهای با استحکام بالا، شرکت SSAB است.
این شرکت در سوئد سه کارخانه اصلی در اختیار دارد:
- لولئو با ظرفیت اسمی ۲.۳ میلیون تن در سال
- اوکسلسوند با ظرفیت ۱.۵ میلیون تن
- بورلانگه با ظرفیت ۲ میلیون تن
کارخانه بورلانگه بزرگترین واحد نورد این شرکت محسوب میشود و فاقد بخش فولادسازی است.
کارخانه Avesta Works، متعلق به گروه فنلاندی Outokumpu، یکی از پیشرفتهترین مجتمعهای فولادی جهان به شمار میرود.
- ظرفیت فولادسازی: ۷۵۰ هزار تن
- ظرفیت نورد: ۶۵۰ هزار تن
این مجموعه در تولید کلافهای گرم و سرد فولاد زنگنزن تخصص دارد.
اوواکو؛ تمرکز بر فولادهای خاص
کارخانههای گوفورش، اسمدیباکن و بوکسهولم تحت مالکیت شرکت Ovako، زیرمجموعه Nippon Steel، فعالیت میکنند.
ظرفیتها شامل ۵۰۰ هزار تن فولادسازی در گوفورش و ۷۰۰ هزار تن ظرفیت ترکیبی فولادسازی و تولید محصولات طویل است.
در اسمدیباکن فولادسازی با کوره قوس الکتریکی انجام میشود و واحدهای نورد در بوکسهولم مستقر هستند. اوواکو در تولید فولادهای بلبرینگی و محصولات ویژه صنعت خودرو تخصص دارد.
کارخانه Alleima در سندویکن، تولیدکننده لوله، سیم و مقاطع فولادی است و ظرفیت فولادسازی آن ۳۰۰ هزار تن برآورد میشود.
این شرکت با وجود مقیاس کوچک، در حوزه محصولات با حاشیه سود بالا مانند لولههای دقیق صنایع هوافضا و سیمهای پزشکی نقش مهمی دارد.
شرکت Stegra (نام پیشین H۲ Green Steel) در حال ساخت یک مجتمع ۲.۵ میلیون تنی مبتنی بر فناوری احیای مستقیم با هیدروژن و کوره قوس الکتریکی (DRI-EAF) است.
این پروژه، جاهطلبانهترین طرح متالورژی هیدروژنی اروپا محسوب میشود و نخستین فاز آن قرار است تا پایان سال ۲۰۲۶ راهاندازی شود.
موج سرمایهگذاری سبز در فولاد سوئد
شرکت SSAB در حال اجرای تحول سبز گستردهای است.
در کارخانه لولئو، ساخت کورههای قوس الکتریکی آغاز شده که تا اوایل دهه ۲۰۳۰ جایگزین تولید سنتی کوره بلند و کنورتور اکسیژنی خواهند شد.
ارزش این پروژه ۴.۵ میلیارد یورو برآورد میشود که ۷۰ میلیون یورو آن از محل کمکهای اتحادیه اروپا تأمین شده است.
همزمان، ساخت کوره قوس الکتریکی در اوکسلسوند نیز در حال انجام است و قرار است کورههای بلند این کارخانه در سال ۲۰۲۷ تعطیل شوند.
اوواکو تمرکز خود را بر کربنزدایی مراحل میانی تولید گذاشته است.
در اوت ۲۰۲۳ نخستین تأسیسات جهان برای تولید هیدروژن سبز جهت گرمایش فولاد پیش از نورد در کارخانه گوفورش راهاندازی شد.
هزینه این پروژه ۱۷ میلیون یورو اعلام شده است. همچنین در کارخانه بوکسهولم، در مارس ۲۰۲۵ کوره گرمایشی جدیدی با قابلیت استفاده همزمان از گاز طبیعی و هیدروژن افتتاح شد.
شرکت Alleima در سال ۲۰۲۵ یک کوره بازذوب خلأ قوسی (VAR) جدید راهاندازی کرد. همزمان خطوط جدید پوششدهی حرارتی و تولید لولههای دقیق برای الکترولایزرهای هیدروژنی نیز افتتاح شد.
این شرکت سالانه بین ۲۵ تا ۳۰ میلیون یورو در تحقیق و توسعه سرمایهگذاری میکند.
نقش دولت سوئد؛ از تنظیمگر تا سرمایهگذار
دولت سوئد صرفاً نقش ناظر ندارد، بلکه به یکی از سرمایهگذاران فعال گذار سبز تبدیل شده است.
حمایتهای دولتی شامل:یارانه مستقیم، وامهای ترجیحی و توسعه زیرساختها است.
ابزار اصلی این حمایتها، صندوق «Industrial Leap» یا Industriklivet است که زیر نظر آژانس انرژی سوئد فعالیت میکند.
حمایت گسترده اتحادیه اروپا
صندوق نوآوری اتحادیه اروپا ۱۴۳ میلیون یورو برای پروژه HYBRIT اختصاص داده است؛ پروژهای مشترک میان SSAB، LKAB و Vattenfall برای تولید آهن اسفنجی مبتنی بر هیدروژن. Stegra نیز برای توسعه کارخانه بودن تا ظرفیت ۵ میلیون تن در سال ۲۰۳۰، کمکهزینه ۲۵۰ میلیون یورویی دریافت کرده است.
کل سرمایهگذاری این پروژه اکنون به ۶.۵ میلیارد یورو رسیده است.
شرکت دولتی Svenska kraftnät صدها میلیون یورو برای توسعه خطوط انتقال برق در شمال سوئد سرمایهگذاری میکند تا برق سبز موردنیاز کارخانههای فولادی تأمین شود.
نیاز انرژی کارخانه بودن بهتنهایی با کل مصرف برق کشور Denmark قابل مقایسه است.
از سال ۲۰۱۹ دولت سوئد از طریق اداره حملونقل این کشور، پروژه نوسازی خطآهن Malmbanan را آغاز کرده است.
این مسیر ریلی وظیفه انتقال سنگآهن شرکت LKAB از معادن کیرونا به کارخانههای SSAB و Stegra را برعهده دارد و نقش حیاتی در استمرار تولید ایفا میکند.
برق ارزان؛ مزیت کلیدی فولادسازان سوئدی
هزینه برق در گذار سبز صنعت فولاد، عامل تعیینکننده محسوب میشود.
سوئد با ایجاد مجموعهای از مشوقهای غیرمستقیم، برق را برای فولادسازان بسیار ارزانتر از متوسط اروپا فراهم کرده است.
شرکتهای فولادی مانند SSAB، Stegra و Ovako قراردادهای بلندمدت ۱۰ تا ۲۰ ساله با تولیدکنندگان برق از جمله Vattenfall منعقد میکنند.
این قراردادها با قیمتهای ثابت و پایینتر از نرخ بازار منعقد میشود و دولت از طریق آژانس اعتبار صادراتی سوئد (EKN) تضمین مالی ارائه میدهد.
صنایع انرژیبر از جمله فولادسازی تنها ۰.۶ اوره به ازای هر کیلووات ساعت مالیات انرژی پرداخت میکنند، در حالی که این رقم برای خانوارها ۴۵ اوره است.
با وجود آنکه ۹۹ درصد برق سوئد از منابع برقآبی، هستهای و بادی تأمین میشود، فولادسازان همچنان بخشی از برق خود را از بازار Nord Pool خریداری میکنند؛ بازاری که قیمت آن تحت تأثیر هزینه مجوزهای کربنی اروپاست. دولت بخشی از این هزینه کربنی را جبران میکند.
در نتیجه این سیاستها، کارخانههای بزرگ فولاد شمال سوئد در سال ۲۰۲۵ برق را با قیمت ۳۰ تا ۴۵ یورو به ازای هر مگاوات ساعت خریداری کردند؛ در حالی که متوسط قیمت برق صنعتی در اتحادیه اروپا حدود ۹۵ یورو بود.
سوئد در مجموع یک صادرکننده خالص برق محسوب میشود و بخش عمده صادرات برق این کشور به لهستان، آلمان، فنلاند، لیتوانی انجام میشود.
با این حال، در ساعات اوج مصرف و دورههایی که تولید برق بادی کاهش مییابد، شبکه برق سوئد بخشی از نیاز خود را از طریق واردات برق از لهستان و آلمان تأمین میکند.
آژانس انرژی سوئد (Energimyndigheten) پیشبینی کرده است مصرف انرژی این کشور از سطح فعلی ۱۳۰ تراوات ساعت به حدود ۲۵۰ تا ۲۸۰ تراوات ساعت تا سال ۲۰۴۵ افزایش یابد.
این رشد عمدتاً ناشی از روند گذار سبز در صنعت فولاد و همچنین توسعه سایر صنایع انرژیبر خواهد بود.
محصولات تخت؛ ستون اصلی صنعت فولاد سوئد
محصولات تخت فولادی شامل ورقهای گرم و سرد، حدود ۶۵ تا ۷۰ درصد از کل تولید فولاد سوئد را تشکیل میدهند.
بخش عمده این محصولات در کارخانههای شرکت SSAB در لولئو و بورلانگه تولید میشود؛ کارخانههایی که عمدتاً صنایع خودروسازی و ماشینآلات سنگین را تأمین میکنند.
تولید فولاد خام و محصولات نوردی در سوئد طی سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ همزمان با کندی رشد اقتصادی در اروپا روندی نزولی داشته است.
کاهش تولید در سال ۲۰۲۴ تا حدی به آمادهسازی کارخانهها برای اجرای پروژههای نوسازی و مدرنسازی نیز مرتبط بوده است.
در نیمه دوم سال ۲۰۲۵، نرخ بهرهبرداری از خطوط نورد فولاد در سوئد بهبود یافت؛ موضوعی که عمدتاً ناشی از کاهش موجودی انبارهای معاملهگران و کارخانههای فولادی عنوان شده است.
این روند نشانهای از بازگشت تدریجی تعادل به بازار فولاد سوئد و افزایش تقاضای مصرفی پس از دورهای از رکود به شمار میرود.
شکست رکورد ۳۳ ساله تولید در سال ۱۴۰۴
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از پایگاه تحلیلی خبری ایراسین مدیرعامل گروه فولاد مبارکه، در نشست با اعضای انجمن قطعهسازان، ضمن تبیین راهبردهای این مجموعه در مدیریت پیامدهای حمله اخیر به تجهیزات تولیدی، بر تداوم بیوقفه تولید و حفظ آرامش بازار تأکید کرد.
سعید زرندی با اشاره به وقوع حمله غیرمنتظره به این مجتمع گفت: نگاه راهبردی فولادمبارکه در مواجهه با این رویداد، سنگینتر شدن مسئولیت برای جلوگیری از تحقق اهداف دشمن بود. با تمهیدات صورتگرفته از ابتدای سال و اجرای سناریوهای طراحیشده در “ساعت صفر”، موفق شدیم با مدیریت دقیق، این حجم از فشار عملیاتی را با کمترین آسیب انسانی و فنی پشت سر بگذاریم.
ثبت رکورد تولید و صادرات در شرایط دشوار
زرندی در ادامه با اشاره به عملکرد درخشان این مجموعه در سال 1404 تصریح کرد: بهرغم تمامی چالشها، موفق شدیم بالاترین رکورد تولید را ثبت کنیم و در برخی محصولات استراتژیک نظیر ورقهای سرد و گرم، رکورد ۳۳ ساله شرکت شکسته شد.
همچنین در حوزه صادرات، با دستیابی به رکورد ۱.۱ میلیارد دلار در سطح گروه، نقش موثری در تأمین ارز مورد نیاز کشور و گردش چرخهای صنعت ایفا کردیم.
ضربالاجل برای بازسازی و نوسازی
وی افزود: تیمهای تخصصی بهصورت سهشیفت در حال کار هستند تا بخشهای آسیبدیده را به مدار تولید بازگردانند.ایشان تأکید کرد که سرعت بازسازی در فولاد مبارکه در سطح کشور بیسابقه خواهد بود.
تنظیم بازار؛ مأموریت اصلی فولاد مبارکه در شرایط التهاب
زرندی با تأکید بر اینکه منافع ملی بر سودآوری کوتاهمدت ارجحیت دارد، اظهار داشت: با وجود امکان صادرات برای محصولات آماده تحویل که میتوانست ارزآوری قابلتوجهی برای شرکت داشته باشد، اولویت را به تأمین نیاز بازار داخل اختصاص دادیم تا از التهاب قیمتها جلوگیری کنیم.
وی ضمن مخالفت صریح با انحصار در واردات گفت: ما نهتنها به دنبال انحصار نیستیم، بلکه از حضور سایر بازیگران برای واردات و تأمین نیاز کشور استقبال میکنیم. معتقدیم با مدیریت هوشمندانه مصرف، بازار بدون نیاز به واردات گسترده، قابل کنترل است.
بسیج منابع برای حفظ زنجیره ارزش
در خصوص تأمین مواد اولیه (اسلب)، زرندی توضیح داد: برای حفظ تداوم تولید، تمامی ظرفیتهای موجود در کشور را بسیج کردهایم تا خللی در زنجیره تولید رخ ندهد.
او تصریح کرد که با دستهبندی دقیق کیفی، محصولات سایر واحدها در زنجیره تولید فولاد مبارکه بهکار گرفته شده است.
حمایت قاطع از صنعت خودرو و قطعهسازی
مدیرعامل فولاد مبارکه با اشاره به حساسیت ویژه زنجیره تأمین صنعت خودرو گفت: هیچ بهانهای برای توقف خطوط تولید خودروسازان پذیرفته نیست.
ما با برنامهریزی دقیق و جلسات مستمر با مدیران ایرانخودرو و سایپا، نیازهای آنها را تا زمان بازگشت کامل خطوط تولید خود تأمین خواهیم کرد.
وی همچنین با انتقاد از برخی رفتارهای سوداگرانه در بازار که منجر به افزایش کاذب قیمتها توسط واسطهها شده است، تصریح کرد: عدهای ورق را با قیمت مصوب دریافت کرده و با قیمتهای گزاف در بازار عرضه میکنند که این اقدام در شرایط فعلی کشور، به دور از اخلاق حرفهای و منصفانه است.
سعید زرندی در پایان با تأکید بر اینکه فولاد مبارکه خود را بخشی از بدنه جامعه و متعهد به منافع ملی میداند، خاطرنشان کرد: راهبرد ما در مدیریت این شرایط، کاهش حداکثری فشار به مردم و دولت است.
ما با همت تمامی کارکنان و دانش بومی موجود، تمام تلاش خود را بهکار خواهیم بست تا ضمن بازسازی سریع خطوط، ثبات و آرامش را به بازار محصولات فولادی بازگردانیم.
همافزایی فولادمبارکه و بانک ملت برای تأمین مالی بازسازی و نوسازی
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از پایگاه تحلیلی خبری ایراسین نشست مشترک مدیرعامل گروه فولاد مبارکه با مدیرعامل و معاونین بانک ملت در راستای تقویت تعاملات مالی و توسعه همکاریهای راهبردی برگزار شد.
در این جلسه طرفین بر ضرورت بهرهگیری از ظرفیتهای متقابل برای تسریع در اجرای پروژههای توسعهای، ارتقای زیرساختهای تولید و افزایش بهرهوری تأکید کردند و بررسی راهکارهای تأمین مالی پروژههای بازسازی و نوسازی کارخانه، محور اصلی این نشست بود و همچنین موضوعاتی نظیر تأمین سرمایه در گردش، توسعه ابزارهای نوین تأمین مالی، اجرای مدلهای تأمین مالی زنجیره تأمین (SCF)، حمایت از پیمانکاران و تأمینکنندگان، و تأمین منابع مورد نیاز پروژههای بازسازی خطوط تولید مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت.
سعید زرندی، مدیرعامل گروه فولاد مبارکه نیز با قدردانی از حمایتهای بانک ملت، ابراز امیدواری کرد با تکیه بر توان، تجربه و دانش کارکنان متخصص شرکت، فرآیند بازسازی و راهاندازی مجدد خطوط آسیب دیده تولید با سرعت مطلوب انجام خواهد شد.
فرشید فرخ نژاد، مدیرعامل بانک ملت ضمن اعلام آمادگی این بانک برای حمایت از پروژههای صنعتی و زیرساختی، نقش صنایع بزرگ کشور در رونق اقتصادی، اشتغالزایی و توسعه تولید ملی را حائز اهمیت دانست و بر تداوم همکاریهای مؤثر با مجموعه فولاد در حوزه سرمایه در گردش و تأمین مالی زنجیره تأمین تأکید کرد.
شایان ذکر است در پایان این نشست، مقرر شد کارگروههای تخصصی مشترک به منظور پیگیری امور اجرایی، طراحی مدلهای مالی متناسب با نیاز پروژهها و تسهیل فرآیندهای تأمین مالی تشکیل و نتایج آن در جلسات آتی ارائه شود.
گذار استراتژیک از تولیدکننده فولاد به صادرکننده دانش فنی
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از پایگاه تحلیلی خبری ایراسین محمدرضا شریفی، معاون استراتژی و توسعه فناوری گروه فولادمبارکه، در یازدهمین جشنواره فرهیختگان که همزمان با چهل و چهارمین سالگرد تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی برگزار شد با اشاره به تغییر ماهیت تهدیدات در صنایع استراتژیک، از «جنگ تکنولوژی» بهعنوان واقعیتِ حاکم بر فضای کسبوکارهای پایدار یاد کرد و بر ضرورت بازآرایی زیرساختهای فناورانه تأکید نمود.
گذار از «پروژهمحوری» به «دانشمحوری»
شریفی با تشریح مدل توسعهای فولاد مبارکه اظهار داشت: فولادمبارکه در سالهای اخیر، تغییر رویکرد بنیادینی را در دستور کار قرار دادیم؛ به نحوی که از نگاهِ صرفِ پروژهمحور که تنها معطوف به خروجی فیزیکی و تحویل تجهیزات بود؛ به سمت یک نگاه «دانشبنیان و فناورمحور» حرکت کردیم.
در این الگو، هدف اصلی، دستیابی به دانشِ نهفته در فرآیندها، بومیسازی لایسنسها و ارتقای سطح یادگیری سازمانی است.
معاون استراتژی فولاد مبارکه با اشاره به چالشهای اخیرِ تحمیلشده بر خطوط تولید و تجهیزات کوره، خاطرنشان کرد: تجربه بازسازیهای اخیر به ما ثابت کرد که اگر سرمایهگذاریهای گذشته بر روی تحقیق و توسعه (R&D) و شبکه شرکتهای دانشبنیانِ همکار در قالب صندوق خطرپذیر (CVC)، شرکت MSTID نبود، امروز برای بازسازیِ تجهیزاتِ آسیبدیده، ناچار به تکیه بر طرفهای خارجی بودیم.
اما در حال حاضر، ما بدون کوچکترین وابستگی، فرآیند بازسازی و نوسازی را با تکیه بر دانش بومی آغاز کردهایم.
نوآفرینی؛ موتور محرک کاهش قیمت تمامشده
شریفی در خصوص برنامه کلان گروه برای استفاده از فناوریهای نوین در بازسازی گفت: در کنار نوسازی، رویکرد ما «نوآفرینی» است.
ما با همکاری شرکتهای دانشبنیانی که امروز به بلوغ کامل رسیده و به صاحبان تکنولوژی تبدیل شدهاند، به دنبال بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته در حوزههای «بازیافت حرارتی» (Heat Recovery) و کاهش مصرف انرژی هستیم.
این رویکرد دوگانه، همزمان با بازسازیِ زیرساختها، موجب کاهش چشمگیر قیمت تمامشده محصول و افزایش قدرت رقابتپذیری فولاد مبارکه در بازارهای جهانی خواهد شد.
وی همچنین با اعلام خبری امیدوارکننده در خصوص سرعت پیشرفت پروژهها گفت: علیرغم پیشبینیها که اتمام مراحل بازسازی یکی از کورهها را تا شهریورماه محتمل میدانست، با تکیه بر توانمندیهای داخلی، این پروژه با سرعتی فراتر از زمانبندی اعلامشده در حال عملیاتی شدن است که این خود گواهی بر استقرار اکوسیستم نوآوری در دلِ صنعت است.
شریفی در تبیین استراتژیهای ششگانه گروه فولاد مبارکه، بر اولویتِ «توسعه فناوری و نوآوری» تأکید کرد و افزود: «ثبت رکوردهای تاریخی در سال ۱۴۰4 با تولید بیش از ۱۰.۸ میلیون تن فولاد در گروه و بیش از ۷.۵ میلیون تن در شرکت مادر، نشاندهنده استحکامِ زنجیره تولید است. اما نقشه راه ما تا سال ۱۴۰5، فراتر از تولید محصول است.
وی در پایان تصریح کرد: هدف نهایی ما تبدیل شدن به یک شرکت فناورِ تمامعیار است؛ به طوری که گروه فولاد مبارکه علاوه بر ارزشآفرینی از محل فروش محصول، به یک فروشنده لایسنس و دانش فنی در سطح بینالمللی تبدیل شود.
ما به دنبال تجاریسازی دستاوردهای فناورانه خود هستیم تا در کنار تنوعبخشی به سبد محصولات، با توسعه بیزینسهای نوآورانه، پایداریِ کسبوکار خود را در شرایط ناپایدار اقتصادی تضمین کنیم.
کالبدشکافی استراتژیک عملکرد گروه فولاد مبارکه در سال ۱۴۰۴
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از تابناک؛ در سال ۱۴۰۴، صنعت فولاد ایران در تقاطع دو بحران مهیب قرار داشت.
این صنعت از یک سو گرفتار شوکهای اقتصاد جهانی ناشی از افت تقاضا و دامپینگ سنگین چین بود که به سرکوب شدید قیمت کلاف گرم و اسلب انجامید و از سوی دیگر، تحت تأثیر بحران ناترازی فزاینده انرژی و جهش تصاعدی هزینههای تولید قرار گرفت.
در این اتمسفر پرالتهاب، گروه فولاد مبارکه با استقرار الگوی مدیریت استراتژیک همه جانبه، از یک طرف با بهرهبرداری حداکثری از داراییهای فعلی، سهم بازار خود را تثبیت نمود و از طرف دیگر، با تخصیص هوشمندانه جریانهای نقدینگی، به اکتشاف فرصتهای تکنولوژیک، ادغام عمودی و سرمایهگذاری در زیرساختهای بالادستی پرداخت.
در ادامه، کالبدشکافی دقیقی از این عملکرد بنیادین و معماری تابآوری ارائه میشود.
معماری مالی و استراتژی ساختار سرمایه
بررسی صورتهای مالی نشان میدهد که مبارکه، نقدینگی را نه به عنوان یک دارایی راکد، بلکه به عنوان سلاحی برای ایجاد خندق دفاعی به کار گرفته است.
افزایش سرمایه تاریخی ۲۹ درصدی از محل سود انباشته، پایه سرمایه شرکت را به ۱۹۳.۵ همت رساند. تخصیص این منابع هوشمندانه بود:
ادغام رو به بالا: تزریق ۳۴.۱ همت برای مشارکت در افزایش سرمایه شرکتهای بالادستی معدنی (گلگهر و چادرملو) با هدف مصونسازی حاشیه سود در برابر تورم نهادهها و تحریمها.
توسعه خطوط نوین: تخصیص ۱۴.۹ همت به مگاپروژه نورد گرم ۲ برای خروج از تله تولید کالای پایه.
بازدهی سرمایهگذاری: ارزیابیهای مالی این طرحها، خلق ارزش خالص فعلی معادل ۱۹۲ همت و نرخ بازده داخلی استثنایی ۵۳.۵۴ درصدی با دوره بازگشت تنها ۳سال و ۴ ماه را نشان میدهد.
با وجود رشد ۳۵.۵ برابری نرخ گاز صنعتی نسبت به سال ۱۳۹۸ (که سهم انرژی را به ۲۷ درصد از بهای تمامشده رساند)، درآمد عملیاتی شرکت در ۹ ماهه نخست با ۲۳ درصد رشد به ۲۴۹ همت و درآمد تجمعی دهماهه به رکورد بیسابقه ۲۸۲ همت ارتقا یافت.
همچنین، صادرات ۸۶۰ میلیون دلاری یا به عبارتی ۳۵.۸ همت، نشاندهنده توازن در استراتژی فروش داخلی و ارزی است.
دینامیک تولید و تابآوری عملیاتی
سال ۱۴۰۴، مانور قدرت مبارکه در غلبه بر محدودیتهای انرژی بود.
علیرغم قطعیهای مکرر برق از فروردینماه، گروه موفق به ثبت رشد ۲.۲ درصدی تولید در نیمه نخست سال شد. رکوردهای کلیدی، فراتر از اعداد، نشانگر ارتقای بهرهوری سیستمی است.
عبور تولید فولاد خام مجتمع از مرز ۷ میلیون و ۵۰۴ هزار تن، تولید فولاد خام گروه از ۱۰ میلیون و ۸۷۹ هزار تن (شکستن رکورد تاریخی)، ثبت رکورد روزانه تولید آهن اسفنجی به میزان ۲۷،۶۰۰ تن، دستیابی به بالاترین بازده کمی (۹۹.۵۷٪) و کیفی (۹۹.۱۹٪) در خط تاندم مداوم طی ۷ سال گذشته، که تضمینکننده تأمین نیاز صنایع حساس است.استراتژی تمایز و توسعه سبد محصول
بر اساس چارچوب استراتژی رقابتی، مبارکه با فاصله گرفتن از رقابت بر سر قیمت در بازار کالاهای پایه، استراتژی تمایز را رهبری کرد. تولید ۲۱ گرید جدید فولادی (۱۰ گرید در شرکت اصلی و ۱۱ گرید در شرکتهای تابعه) گواه این مدعاست:
گریدهای پیشرفته خودرویی: تولید فولادهای ویژه (DP ۸۰۰، FB ۶۰ و ATOS ۶۰) برای سبکسازی بدنه و ارتقای ایمنی مطابق استانداردهای روز.
گریدهای انرژی و نفت: تولید فولاد APIX ۶۰ برای انتقال نفت و گاز، و لولههای مقاوم به خوردگی هیدروژنی.
فولادهای سیلیکونی و ورقهای نازک: تولید ورقهای الکتریکی با ۲.۹٪ سیلیس در فولاد سبا برای موتورهای با بازدهی بالا، و کلافهای فوقنازک ۰.۲۶ میلیمتری.
پایداری و توسعه زیرساخت
فولاد مبارکه درک کرده است که بدون استقلال در زیرساخت، پایداری تولید میسر نخواهد شد.
به همین منظور استراتژی خودتأمینی کامل به صورت ویژه در دستور کار قرار گرفت.
انرژی:
فیشینگ همچنان اصلیترین تهدید مالی در فضای مجازی
کارشناسان تأکید دارند کاربران پیش از هر تراکنش اینترنتی، آدرس سایت، وجود پروتکل https و نماد اعتماد الکترونیکی را به دقت بررسی کنند و از ورود اطلاعات بانکی در لینکهای ناشناس خودداری کنند.
همچنین در خریدهای اینترنتی، استفاده از فروشگاههای معتبر و بررسی مشخصات کامل سایت میتواند خطر کلاهبرداری و برداشت غیرمجاز را کاهش دهد.
نشست مشترک پیشگیری از سرقت تجهیزات شبکه برق
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از روابط عمومی شرکت دفتر برق منطقه ۲ شرکت توزیع نیروی برق شهرستان اصفهان میزبان نشست تخصصی هماهنگی میان نهادهای انتظامی و متولیان صنعت برق بود. این جلسه با هدف تبیین راهبردهای پیشگیرانه و کاهش آمار سرقت تجهیزات برقی که منجر به بروز خسارت به اموال عمومی و ناپایداری در شبکه توزیع میشود، تشکیل گردید.
🔸در این نشست که با حضور فرماندهان و مسئولان کلانتریهای ۲۰ و ۲۷ اصفهان برگزار شد، طرفین به بررسی دقیق نقاط آسیبپذیر شبکه و تحلیل شیوههای سرقتهای اخیر پرداختند. کارشناسان انتظامی در این جلسه ضمن ارائه مشاورههای امنیتی، بر لزوم تقویت پایشهای محلی و تعامل نزدیکتر شهروندان با پلیس و شرکت برق تأکید کردند.
🔸مدیر برق منطقه ۲ شرکت توزیع برق اصفهان نیز با تشریح چالشهای عملیاتی ناشی از سرقت سیم و تجهیزات پستهای برق، بر اهمیت تسریع در شناسایی و برخورد با مخلان امنیت اقتصادی و اجتماعی تأکید نمودند.
🔸در پایان این جلسه، مقرر شد با افزایش گشتهای همپوشانی و بهرهگیری از ظرفیتهای فنی و انتظامی، ضریب حفاظتی تاسیسات برقی در این منطقه ارتقا یابد تا از بروز خاموشیهای ناخواسته و ایراد خسارت به شهروندان جلوگیری شود.
اجرای پروژه اتوماسیون پست زمینی «فرهنگ ۱۹۷.۱»
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از روابط عمومی شرکت، این پروژه در راستای سیاستهای کلان این شرکت مبنی بر هوشمندسازی شبکه و کاهش خطاهای انسانی، در منطقه ۴ این شهرستان عملیاتی شد. با اجرای این طرح، کنترل و مدیریت کلیدهای فشار متوسط این پست زمینی، که از نقاط استراتژیک شبکه توزیع محسوب میشود، از حالت سنتی به سیستمهای اتوماسیون پیشرفته تغییر وضعیت داده است.
🔸 اهداف راهبردی پروژه
این اقدام در چهار محور اصلی و با هدف ارتقای استانداردهای بهرهبرداری تدوین و اجرا شده است:
* ارتقای ایمنی: یکی از اولویتهای اصلی این پروژه، به حداقل رساندن مخاطرات جانی برای پرسنل عملیاتی و همچنین حفاظت پیشرفته از تجهیزات گرانقیمت شبکه در برابر خطاهای احتمالی است.
* تسریع در فرآیند برقداری: با اتوماسیون این پست، زمان لازم برای شناسایی و رفع عیوب احتمالی به شدت کاهش یافته که این امر موجب تسریع در روند برقداری و بازگشت برق به مشترکین در کمترین زمان ممکن میشود.
* افزایش قابلیت اطمینان شبکه: هوشمندسازی کلیدها امکان پایش مداوم و دقیق وضعیت شبکه را فراهم کرده که منجر به کاهش خاموشیهای ناخواسته و پایداری بیشتر برق تحویلی به مشترکین میشود.
* تحقق اهداف استراتژیک: این پروژه بخشی از برنامه مدون شرکت توزیع برق شهرستان اصفهان برای گذار به شبکههای هوشمند و دستیابی به شاخصهای برتر بهرهوری است.
🔸اجرای این پروژه گام مهمی در جهت مدیریت نوین شبکه توزیع برق در کلانشهر اصفهان محسوب شده و زمینه را برای توسعه بیشتر اتوماسیون در سایر نقاط شبکه فراهم میآورد.
پایداری شبکه برق در مواجهه با شرایط جوی نامساعد
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از روابط عمومی شرکت، با توجه به شرایط جوی و وزش بادهای شدید در روزهای گذشته که منجر به قطع فیدرهای «۳ حافظ» و «۴ سروش» شده بود، تیمهای عملیاتی امور برق منطقه یک شرکت توزیع برق شهرستان اصفهان، عملیات شاخهبری اضطراری در نقاط حادثهخیز را در دستور کار قرار دادند.
🔸 اجرای عملیات بدون قطع برق مشترکین
این عملیات به شیوه «خط گرم از راه نزدیک»** اجرایی شد؛ مزیتی که اجازه میدهد اصلاح شبکه و رفع موانع (شاخههای مزاحم) بدون نیاز به اعمال خاموشی به مشترکین و در زمان پایداری جریان الکتریسیته صورت گیرد. این اقدام علاوه بر ارتقای ایمنی شبکه، از بروز نوسانات و قطعیهای ناخواسته در شرایط بحرانی جلوگیری میکند.
🔸 تمرکز بر نقاط پرخطر و حادثهخیز
مدیریت امور برق منطقه یک با شناسایی دقیق نقاط تماس درختان با خطوط فشار متوسط، اولویت عملیات را بر فیدرهای حساس و آسیبدیده متمرکز کرد. با توجه به پیشبینیهای هواشناسی، انجام اینگونه عملیاتهای پیشگیرانه در نقاط خطرآفرین، ضریب تابآوری شبکه را در برابر حوادث طبیعی به شکل چشمگیری افزایش میدهد.
🔸گفتنی است شرکت توزیع برق شهرستان اصفهان همواره بر پایش مستمر خطوط و اصلاح حریم شبکه تأکید دارد تا کمترین میزان اختلال در خدماترسانی به شهروندان ایجاد شود.


