ملّت بزرگ ایران، خود را و همّت و هویت خود را به رخ دشمنان کشید
نوشته شده توسط زهره مختاریاصفهان ظرفیت تبدیل شدن به کریدور علم و فناوری را دارد
نوشته شده توسط زهره مختاری
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از اداره ارتباطات و امور بین الملل شورای اسلامی شهر اصفهان، فرزانه کلاهدوزان اظهار کرد: آنچه در سالهای اخیر بسیار مهم است و به آن بها داده شده، گردشگری علمی و فناوری است.
وی افزود: با توجه به اینکه هدفگذاری شده که اصفهان کریدور علم و فناوری باشد و ظرفیتی که دانشگاهها و فناوریها برای استان دارند، باید از این فرصت استفاده کرد.
رئیس کمیسیون خانواده، بانوان و جوانان شورای اسلامی شهر اصفهان با تاکید بر اینکه گردشگری سلامت در موضوع دریافت خدمات درمانی خلاصه شده است، گفت: اصفهان ظرفیت بسیاری در این حوزه دارد و شرکتهای معتبر داروسازی و تجهیزات پزشکی و خط تولید فعالی در این شهر وجود دارد که هر فردی از آن بازدید کند، میتواند اصفهان امروز و آینده را با هویتی که دارد، متصور شود.
کلاهدوزان ادامه داد: باید گردشگری علم و فناوری که گردشگری سلامت را نیز در خود دارد، مورد توجه قرار گیرد.
اطلاعات تکميلي
- روتیتر عضو شورای اسلامی شهر اصفهان:
- لید خبر رئیس کمیسیون خانواده، بانوان و جوانان شورای اسلامی شهر اصفهان گفت: اصفهان ظرفیت تبدیل شدن به کریدور علم و فناوری را دارد و باید گردشگری علمی و فناوری همراه با گردشگری سلامت در شهر توسعه پیدا کند.
امکان برقراری تماس از خطوط ثابت و همراه با خارج از کشور فراهم شد
نوشته شده توسط زهره مختاری
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقلا از ایسنا امکان تماس با خارج از کشور با خطوط ثابت و همراه که به دنبال اعمال محدودیت در ارتباطات و طی روزهای گذشته و به دلایل امنیتی محدود شده بود، اکنون به صورت یک طرفه و از داخل ایران، برقرار شده است.
اطلاعات تکميلي
- لید خبر امکان برقراری تماس با خارج از کشور، با خطوط ثابت و همراه از داخل ایران و به صورت یک طرفه فراهم شده است.
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از معاونت ارتباطات شرکت مخابرات ایران، این نمایشگاه با حضور جمعی از فعالان، مدیران ارشد صمنایع پتروشیمی، پالایش و پتروپالایش و بانک ها و شرکت های بیمه، برگزار شد و بستری برای تعامل و هم افزایی میان بازیگران اصلی این حوزه ها فراهم آورد.
شرکت مخابرات ایران، با تمرکز بر راهکارهای دیجیتال و هوشمندسازی صنایع و با مشارکت شرکت های نورونتا و دانیال موج در این رویداد حضور فعالی داشت که مورد توجه بازدیدکنندگان و فعالان صنعت قرار گرفت.
در جریان این رویداد، نشست ها و مذاکرات متعددی با شرکت های فعال در حوزه های پتروشیمی، پالایش و صنایع وابسته برگزار شد که نتایج مثبتی به همراه داشت.
در حاشیه این نمایشگاه، دکتر انصاری ، مشاور و مدیرعامل شرکت مخابرات ایران، در پنل تخصصی «حمایت از شرکت های دانش بنیان در صنعت پتروشیمی، پالایش و پتروپالایش» به ایراد سخنرانی پرداخت و بر نقش فناوری های نوین و زیرساخت های ارتباطی در توسعه این صنایع تاکید کرد.
اطلاعات تکميلي
- روتیتر در سومین همایش و نمایشگاه بین المللی ایران پتروکم کیش؛
- لید خبر در سومین همایش و نمایشگاه بین المللی «ایران پتروکم» که از ۱۶ دی تا ۱۸ دی ماه در جزیره کیش برگزار شد، شرکت مخابرات ایران با حضوری فعال در این رویداد تخصصی، آخرین دستاوردهای خود و حوزه هوشمندسازی کسب و کارها را ارائه داد.
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از ایسنا صحبت از نسل پنجم اینترنت پس از گذر از نسل سوم و چهارم انجام شد که به دلیل ویژگیهای مهم آن مانند کاهش تأخیر، ظرفیت بالای دسترسی، قابلیت اطمینان بسیار بالا، ارتقاء ارتباطات موبایل پهن باند و قابلیت اتصال و ارتباط اشیاء در سطح بسیار وسیع، آن را نسبت به نسلهای قبلی متمایز کرده است.
در دنیای کنونی که همهچیز بهصورت دیجیتال و متصل درآمده، فناوری نسل پنجم (۵G) به عنوان یک عنصر کلیدی شناخته میشود. این تکنولوژی نه تنها میتواند به بهبود و عدالت اقتصادی کمک کند، بلکه موجب ایجاد جامعهای بازتر، دموکراتیکتر و پایدارتر نیز میشود.
فناوری نسل پنجم اینترنت بهطور چشمگیری از نسل چهارم سریعتر است. در حالی که سرعت ۴G به حدود ۱۵ مگابیت بر ثانیه میرسد، ۵G میتواند دادهها را با سرعتی بین ۱ تا ۱۰ گیگابایت بر ثانیه منتقل کند. این افزایش سرعت به ما این امکان را میدهد که ویدیوهای باکیفیت بالا را به سرعت بارگذاری کرده و فایلهای حجیم را به فضای ابری در کمترین زمان آپلود کرد.
در ایران نیز با برگزاری مزایده باندهای فرکانسی ۳۶۰۰-۳۸۰۰ در بهار سال جاری، مسیر پر پیچ و خم توسعه ۵G در کشور سرعت گرفت. با واگذاری این باندهای فرکانسی، توسعه نسل پنجم ارتباطات شتاب میگیرد و طبق گفته مسئولان تعهد امکان دسترسی به ۵G از سال ۱۴۰۴ به صورت سالانه در مصوبه کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات مشخص شده است.
بررسیها و اعلام رسمی نهادهای مربوطه گویای آن است که در حال حاضر استانهای تهران، خراسان رضوی، قزوین، خوزستان و فارس بیشترین تعداد سایتهای ۵G را دارند. در این راستا اخیرا معاون امور رادیویی سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی، از ایجاد ۲ هزار و ۴۰۸ سایت ۵G در سراسر کشور خبر داده است.
وی با اشاره به تخمین اتحادیه اروپا مبنی بر اینکه افزایش ۱۰ درصدی نفوذ ۵G میتواند حدود ۳ درصد رشد سالانه در تولید ناخالص داخلی (GDP) ایجاد کند، گفته است: نسل پنجم شبکه تلفن همراه با ارائه سرعت بسیار بالا، ظرفیت بیشتر، تأخیر کم و قابلیت اطمینان بالا، بستر ایدهآلی برای کاربردهای اینترنت اشیا، شهرهای هوشمند و تحول در صنعت فراهم میکند.
به گفته او کاربران میتوانند فایلهای حجیم را در کمترین زمان دانلود و آپلود کنند، بازیهای آنلاین و تجربههای واقعیت مجازی و واقعیت افزوده را با حداقل تأخیر انجام دهند و حتی در مکانهای شلوغ و پرترافیک نیز به اینترنت پرسرعت و پایدار دسترسی داشته باشند.
عدم تخلیه باندهای فرکانسی ۷۰۰ و ۸۰۰ مگاهرتز از جمله مواردی است که به عنوان موانع توسعه این نسل از اینترنت نامبرده میشود. اختصاص این باندها به حوزه ارتباطات سیار میتواند کیفیت ارائه خدمات را بهویژه در حوزه پوشش درونساختمانی، جادهای و مناطق روستایی و دورافتاده افزایش دهد.
مانع دیگر توسعه این فناوری، هزینه بالای سرمایهگذاری (CAPEX) و هزینههای عملیاتی (OPEX)، چالشهای یکپارچهسازی با شبکه موجود و اعمال تحریمها است. متخصصان این حوزه تأکید میکنند به دلیل محدودیت در خرید تجهیزات رادیویی پیشرفته مورد نیاز از فروشندگان مجاز بینالمللی، هزینه راهاندازی شبکه بهطور قابل توجهی افزایش یافته و روند توسعه با اختلال مواجه شده است.
با این حال توسعه سریعتر شبکه فیبرنوری در کشور بهعنوان بستر اصلی شبکه ۵G، تشویق یا الزام به اشتراکگذاری امکانات و تجهیزات زیرساختی مانند دکل، فضا و برق برای کاهش هزینههای اپراتورها، اعمال معافیتهای مالیاتی و گمرکی برای واردات تجهیزات خاص و پیشرفته ۵G، تسریع در فرآیندهای تخصیص ارز به اپراتورها و اعطای یارانه به شرکتهای داخلی برای تحقیق، توسعه و بومیسازی بخشی از تجهیزات قابل تولید در داخل کشور از جمله راهکارهایی است که برای رفع موانع توسعه نسل پنجم شبکه تلفن همراه می توان به آن توجه کرد.
حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات اینترنت ۵G سرعت انتقال سریع و تأخیر بسیار کمی دارد؛ پهنای باند این نسل از اینترنت بسیار بالاست، بنابراین اگر فناوری ۵G را مصداق یک اتوبان در نظر بگیریم، شاید فناوری ۴G یک اتوبان دو باندی و فناوری ۵G همان اتوبان با چهار باند باشد، بنابراین سرعت و کیفیت آن بالاتر میرود.
اطلاعات تکميلي
- لید خبر بر اساس اعلام رگولاتوری حدود ۲ هزار و ۴۰۸ سایت ۵G در سراسر کشور ایجاد شده که میتواند با ارائه سرعت بسیار بالاتر بستر ایدهآلی برای کاربردهای اینترنت اشیاء، شهرهای هوشمند و تحول در صنعت فراهم کند؛ با این حال کارشناسان برخی عوامل را از موانع توسعه این فناوری عنوان میکنند.
پیگیر رفع اختلال اینترنت هستیم/ بهبود معیشت مردم از اولویتهای اصلی دولت
نوشته شده توسط زهره مختاری
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از ایسنا سید ستار هاشمی -وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات درباره قطعیهای اینترنت در کشور و اینکه تا چه زمانی این شرایط ادامه دارد اظهار کرد: همانگونه که در بیانیهی اخیر اشاره کردیم، این تصمیم با توجه به شرایط امنیتی حاکم و از سوی مراجع امنیتی اتخاذ شده است.
وی افزود: طبیعتاً این تصمیم هم توسط همه دستگاهها تمکین شد، بنابراین به صورت جدی در حال پیگیری هستیم تا در اسرع وقت ارتباطات مردم برقرار شود و بتوانیم خدمات را همانند گذشته به مردم ارائه دهیم.
هاشمی که در حاشیه راهپیمایی مردم تهران در محکومیت اقدامات تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ملت ایران و حمایت از نیروهای حافظ نظم و امنیت کشور در خیابان انقلاب تهران حاضر شده بود، گفت: بخشی از خدمات پیامرسانهای داخلی نیز اکنون برقرار شده و برقراری سایر خدمات بر بستر پیامرسانهای داخلی را با جدیت دنبال میکنیم تا با حفظ چارچوبهای کلی که مصوب شده، در اولین فرصت ممکن به مدار استفاده بازگردانده شوند.
وی همچنین درباره حضور مردم در راهپیمایی امروز گفت: مردم آگاه و ملت بزرگ ما در صحنههای مختلف نشان دادند که انتخاب هوشمندانه میکنند؛ امروز هم در راستا و در امتداد انتخاب هوشمندانهای است که مردم شریف کشورمان انجام دادند و این حضور بینظیر و بیبدیل که در راهپیمایی امروز داشتند، این پیام را مخابره می کند که با وجود دغدغههای معیشتی که دارند، پای این انقلاب هستند و ما نیز در دولت و در حاکمیت کاملا متوجه این دغدغه مردم هستیم.
بهبود معیشت مردم؛ جزو اولویتهای اصلی دولت
وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، گفت: یکی از مهمترین مسائلی که شخص رئیس جمهور در جلسات مختلف دولت پیگیری میکنند، بحث معیشت مردم و بهبود وضعیت اقتصادی است و این مسئله جزو اولویتهای اصلی دولت محسوب میشود.
وی در این مراسم در پاسخ به سوالی درباره انحراف مسیر اعتراضات اقتصادی مردم به اغتشاش گفت: یکی از مهمترین مسائلی که شخص آقای پزشکیان رئیس جمهوری در جلسات مختلف دولت پیگیری میکنند، بحث معیشت مردم و بهبود وضعیت اقتصادی است و این مسئله جزو اولویتهای اصلی دولت محسوب میشود.
هاشمی با اشاره به حضور گسترده اقشار مختلف جامعه در این مراسم تاکید کرد: با وجود کاستیهای موجود، مردم عزیز ما با حضور گسترده در این مراسم بار دیگر نشان دادند که همچنان پای انقلاب و آرمانهای آن ایستادهاند و صفوف خود را به روشنی از اغتشاشگران جدا کردهاند.
وزیر ارتباطات حضور مردم در این مراسم را نمادی از پیوند ناگسستنی ملت ایران با نظام جمهوری اسلامی خواند و گفت: حماسهآفرینی بی نظیر مردم در این راهپیمایی، مسوولیت ما را در قبال رفع کاستیها و بهبود شرایط سنگین تر کرده است. این وظیفهای مقدس است که باید با تمام توان در مسیر تحقق خواستههای به حق ملت گام برداریم.
اطلاعات تکميلي
- روتیتر وزیر ارتباطات:
- لید خبر وزیر ارتباطات گفت: به صورت جدی در حال پیگیری هستیم تا در اسرع وقت ارتباطات مردم برقرار شود و بتوانیم خدمات را همانند گذشته به مردم ارائه دهیم.
وضعیت اینترنت در روزهای آینده چگونه خواهد بود؟
نوشته شده توسط زهره مختاری
تأثیرگذاری جدی اینترنت و پیام رسانهای خارجی از جمله تلگرام و اینستاگرام به سازماندهی اغتشاشات و تغییر فاز از اغتشاشات به اقدامات تروریستی و کشتار مسلحانه مردم توسط تروریستهای اجیرشده، سبب شد محدودیتهایی در دسترسی به اینترنت اعمال شود.
تا زمانی که اینترنت بینالمللی و شبکههای خارجی متصل بود، خشونت در خیابانها، آسیب به اموال و قتل مردم نیز، رو به افزایش بود اما درست از زمانی که در شب پنجشنبه، ۱۸ دی اینترنت محدود شد، آتش اقدامات تروریستی فروکش کرد و ارتباط میان این هستهها، مختل شد.
با گذشت زمان، نسبت مستقیم کاهش شهدا، با دسترسی عمومی به اینترنت بیشازپیش مشهود شد و بسیاری از دلسوزان مردم نیز مجاب شدند برای کاهش خطر جانی برای عموم مردم، لازم است محدودیتهای اینترنت با جدیت تداوم یابد.
وضعیت فعلی چگونه است؟
در حال حاضر، شبکه ملی اطلاعات فعال شده و در بستر آن، تقریبا تمام وبسایتهای داخلی در دسترس است.
برخی نقاط ضعف نیز وجود دارد که تلاش بر این است تا در روزهای آتی شبکه ملی تمام قد وارد مدار شده و دسترسی کامل به وبسایتها و خدمات داخلی فراهم شود.
شبکههای اجتماعی داخلی نیز، به طور نسبی فعال شدند و روند افزایش دسترسی درحال اقدام است.
در حال حاضر، کانالهای رسمی امکان ارسال پیام در پیامرسانهای داخلی را دارند و تلاش بر این است ارسال پیام برای تمامی کاربران، فعال شود.
وضعیت روزهای آینده چگونه خواهد بود؟
طراحی دشمن، از این قرار بود که پس از شکلگیری اغتشاشات، سطح خشونت افزایش یابد تا در فضای ناامنی عمومی کشور، سرویسهای جاسوسی اسرائیل، گروهکهای تروریستی مانند منافقین، جیش الظلم، پژاک و کومله را در سطح گسترده فعال کنند؛ تا بتوانند کشتهسازی از مردم را در سطح کلان و فراگیر، رقم بزنند.
درحال حاضر، با حضور و هوشمندی مردم، برنامه دشمن در فاز اغتشاشات متوقفشده است. اما فعالیت سازمان یافته هسته تروریستی باید با اقدامات جدی امنیتی از صحنه اجتماعی ایران پاکسازی شود.
نکتۀ مهم این است که هماهنگی سرشبکهها و لیدرهای هستههای ترور، بدون فضای اینترنت بینالمللی بسیار دشوار است و ادامه وضعیت فعلی اینترنت تا فروکشکردن اقدامات هستههای ترور، یک روند محتمل به نظر میرسد.
در نتیجه، به نظر میرسد در یکی دو هفته آتی، تصمیمگیری نهایی برای دسترسی بیشتر به فضای اینترنت، در نهادهای مربوطه انجام خواهد شد.
مغزافزار، راز ماندگاری فولاد مباركه در مسیر تحول صنعت ایران
نوشته شده توسط زهره مختاری
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از خبرنگار فولاد، محمدعلی شهریاری، معاون اسبق تکنولوژی فولاد مبارکه، در این یادداشت با مرور تجربه شکلگیری، راهاندازی و توسعه فولاد مبارکه از دهه ۱۳۶۰ تاکنون، نشان میدهد که رمز ماندگاری و اثرگذاری این بنگاه بزرگ صنعتی، نه صرفاً در تجهیزات و سیستمها، بلکه در مغزافزار، یعنی سرمایه انسانی، یادگیری سازمانی و خودصنعتسازی نهفته است؛ رویکردی که فولاد مبارکه را به موتور تحول صنعت ایران تبدیل کرد.
فولاد مبارکه از زمان ساخت تا به امروز، ایده بزرگ، تحولآفرینی در کشور را بهعنوان مأموریت اصلی خود انتخاب کرده و پیگیری این ایده در این مسیر همواره تداوم داشته است. از زمان شکلگیری قرارداد، دوران ساخت تا دوره بهرهبرداری و توسعه و مواجهه با مسائل و چالشهای پرشماری که در تمام این سالها با آن مواجه بوده، فولاد مبارکه همواره به آن ایده اصلی وفادار مانده است.
مدل اصلی قراردادهایی که با ایتالیاییها بسته شد، از نوع EPS بود؛ قراردادی که طبق آن مهندسی (E)، تأمین تجهیزات (P) و نظارت (سوپرویژن) توسط آنها و اجرا شامل فعالیتهای ساختمانی و نصب به عهده خود ما بود.
یعنی قسمت C (یا Construction) در قرارداد با ایتالیاییها نبود و کارهای ساختمانی و نصب تجهیزات بر عهده پیمانکاران خود فولاد مبارکه گذاشته شد.
درواقع قرارداد بهگونهای طراحی شده بود تا برای بخش ساختمانی و اجرای آن جداگانه پیمانکار میگرفتیم که عمدتاً پیمانکاران ایرانی بودند تا تمرین کنند و یاد بگیرند.
ولی مهندسی و تجهیزات و سوپرویژن بر عهده ایتالیاییها قرار داشت تا هم تعهداتشان را خوب انجام بدهند و هم نظارت داشته باشند که کارهای نصب و اجرا بهخوبی پیش برود.
همچنین قراردادها بهگونهای بستهشده بود که در آن مشارکت ایرانیها تا جایی که ممکن بود، دیده شده بود. برای مثال دفتر جنوا که متعلق به ایران بود، طوری پیشبینی شده بود تا افراد ما در حین پروسه طراحی مهندسی حضور داشته باشند که زیروبم کار را یاد بگیرند و در توسعههای بعدی عملاً پیمانکاران ایرانی بتوانند طراحی و اجرا را هدایت کنند، آنچه امروزه تحققیافته، پایهریزیاش آن موقع انجام گرفته بود.
تمرکز دوران ساخت بر آموزش و یادگیری بود. بیش و کم حدود 100 نفر در دفتر جنوا مستقر بودند و بهنوعی در پروژه مشارکت داشتند و حدود 1000 نفر از کارکنان فولاد نیز در طول دوران ساخت در محلهای ساخت تجهیزات و دفتر جنوا و در تارانتو، واحد مشابه در حال بهرهبرداری در جنوب ایتالیا که بزرگترین فولادسازی اروپا در آنجا مستقر بود، آموزش دیدند.
در آن سالها ایتالیا با مسائل اقتصادی فراوانی مواجه بود و بخشی از کارگاههای صنعتی آن کشور که در شرف ورشکستگی بودند، هر یک بهواسطه ساخت قطعه یا تجهیزاتی برای این پروژه جانی دوباره گرفته بودند و فولاد مبارکه بهنوعی چرخ صنایع خرد ایتالیا را بهنوعی به حرکت درآورده بود و به همین دلیل بر سر زبانها افتاده بود. باتوجه به این مسائل ایده ما این بود که باید از این پروژه طوری استفاده کنیم که در آینده در پروژههای بعدی چرخ صنایع خودمان به حرکت در بیاید.
ما در فولاد مبارکه برای اینکه فرایندهای صنعتی را فرابگیریم، حتی در نصب تجهیزات هم از همان آغاز، عاملیت کار را خود به دست گرفتیم.
قرارداد خرید تجهیزات در دهه 60 بهصورت FOB بود؛ یعنی در بندر خارج از کشور، آنها را روی عرشه تحویل میگرفتیم.
از آن موقعیت تا زمان راهاندازی به عهده خودمان بود و همین باعث یادگیری پیمانکاران داخلی میشد. ممکن بود کمک بگیریم، ولی کمک مشورتی بود، نه عملیاتی.
خودمان حتماً در عملیات درگیر میشدیم و یاد میگرفتیم. اینکه میگوییم فولاد مبارکه موتور توسعه بوده است به این معنا نیست که فقط یک صنعت بزرگ ایجاد کرده تا همه بیایند و ببینند ما چه صنعتی راه انداختهایم، بلکه به این معناست که در حین ایجاد آن، عوامل لازم برای توسعه کشور به وجود آمد و درگیر کار شد.
ما همواره در این پروژه در قالب Joint Team، با کسانی که در صنایع مختلف کار کرده بودند، همکاری کردیم خود من در دوران ساخت بهعنوان مسئول واحد فولادسازی، و دفتر جنوا بهعنوان مسئول فنی خرید جوینتتیم تأمین قطعات یدکی و در طراحی و تدوین سیستمهای بهرهبرداری بهعنوان عضو کمیته راهبری بهصورت جوینتتیم خیلی چیز یاد گرفتم.
زمانی که میخواستیم سیستمهای بهرهبرداری فولاد مبارکه را ایجاد کنیم، قرارداد جوینتتیم بستیم تا سیستمها را پیاده کنند و ما هم کنار آنها کار را یاد بگیریم؛ یعنی یک نفر از ما و یک نفر ایتالیایی کنار هم قرار میگرفتیم و کار را انجام میدادیم.
ممکن بود در ابتدای امر من 5 درصد کار را انجام دهم و پارتنر من 95 درصد را، ولی همین 5 درصد بسیار ارزشمند بود، چون من احساس میکردم مسئول 50 درصد این تصمیم هستم و سعی میکردم حداقل از او خوب یاد بگیرم. زمانی که ما در ایتالیا آموزش میدیدیم، از طرف دولت به ما دستور دادند که حین طراحی مقدمات راهاندازی، طرح توسعه تقریباً دو برابری ظرفیت تولید فولاد مبارکه را تهیه کنیم.
این قضیه در واحد فولادسازی به من مربوط میشد. ما نشستیم و طرحی نوشتیم. شاید 95 درصد کار را همکار ایتالیایی من انجام داد، ولی من خودم را درگیر کردم؛ مثلاً در محاسبات دخالت میکردم که بفهمم چگونه به اعداد نهایی میرسند تا این میزان توسعه بهازای اضافه کردن تجهیزات صورت بگیرد.
نیروهای ایرانی که در جنوا و تارانتو آموزش دیده بودند، در دوره راهاندازی و بهرهبرداری عملاً کارخانه را بهدست گرفتند. در کنار این افراد چون در هر پستی باید 4 نفر برای ۳ شیفت کاری کار کنند، یک نفر به نمایندگی از هر 4 نفر به ایتالیا فرستاده میشد و پس از بازگشت باید آموختههایش را به سه نفر دیگر منتقل میکرد و آموزش میداد تا در هر پستی نفرات ماهر حضور داشته باشند.
مفهوم خودصنعتسازی
ما در فولاد مبارکه در زمان ساخت، شعاری داشتیم مبنی بر اینکه فولاد مبارکه ایجاد نشده تا فقط فولاد تولید کند، بلکه فولاد مبارکه ایجاد شده که صنعت را در کشور ایجاد کند و به این معنا «خودصنعت سازی» را در کشور شکل دهد.
در سال 1369 پیش از آنکه مجتمع به مرحله راهاندازی برسد، فولاد مبارکه سمیناری تحت همین عنوان خودصنعتسازی در دانشگاه تهران برگزار کرد. این سمینار برای این بود که میخواستیم ساخت داخل را تمرین کنیم. در همان سالها یکی از واحدهایی که در فولاد مبارکه در حال ساخت بود را پایلوت ساخت داخل قرار داده بودیم.
واحد 28 که اتفاقاً در همان حوزهای بود که من کار میکردم؛ واحدهای فولادسازی، ریختهگری و واحد 28.
واحد 28 واحد کوچکی بود که طراحیاش را بنا شد شرکت ایریتک انجام دهد، اسکلت فلزیاش را ماشینسازی پارس انجام دهد، تجهیزاتش را سعی کنیم داخلی باشد، مثلاً گیربکسها و موتورها در ساوه انجام شد و برخی تجهیزات را از خارج خریدیم.
بعد کل این مجموعه تحت مدیریت داخلی ساخته شد. آن موقع بحث اصلی این بود که ادبیات خودصنعت سازی چیست؟
یعنی اگر ما بخواهیم خودمان صنعت بسازیم چه پارامترهایی دارد، چون تصور برخی این بود که خودصنعت سازی یعنی هیچچیزی از خارج وارد نکنیم و این تعریف صحیحی از خودصنعت سازی نیست. خودصنعتسازی آنگونه که میخواستیم در این سمینار هم آن را تبیین کنیم به این معنی است که ما مسلط شویم بر یک دانش، بعداً شرکتهای ایریسا و فنی و مهندسی و مجموعه توکا و شرکتهای زیرمجموعه و سایر شرکتهای زنجیره فولاد به همین خاطر شکل گرفت برای اینکه خودصنعتسازی را به منصه ظهور برسانیم. شرکتها درست شد که زمانی که میخواهیم یک واحد جدید بسازیم، بدانیم مشخصههای فنی چه باشد، از چه پیمانکارانی استفاده کنیم، چه چیزهایی را در داخل بسازیم و چه چیزهایی را از خارج وارد کنیم.
افرادی که با رهبری آقای عرفانیان در دوران ساخت و سایر مدیران در دوران بهرهبرداری اینجا را اداره میکردند، این تمرکز را داشتند که کارمان این نیست که نهایتاً فولاد تولید کنیم بلکه کارمان بسیار فراتر از تولید فولاد بود.
همان زمان «بریتیش استیل» گفته بود این پولی که میخواهید بدهید فولاد مبارکه را ایجاد کنید به من بدهید تا به مدت 99 سال هر ساله به شما 3 میلیون تن فولاد میدهم. همین حرف آنها خیلی حرف خوبی برای ما بود که ارزش کارمان را بهتر بفهمیم و معلوم بود ارزش کارمان خیلی بالاتر از تولید فولاد است.
واقعاً هم فولاد مبارکه کشور را متحول کرد، یعنی کسانی که از مسئولین کشور به فولاد مبارکه در طول ساخت و بهرهبرداری کمک کردند الآن این حس را دارند که یک طوفانی در دل صنعت کشور به پا کردهاند.
آقای عرفانیان در دوران ساخت و پایهگذاری این ایده نقش مهمی داشت و خوشبختانه در دوران بهرهبرداری با انجام توسعه تکنولوژی و افزایش تولید و کیفیت و اقدامات مدیریت مشارکتی و بهرهوری، و بهطورکلی فعالیتهای مغزافزاری، فعالیتها تکمیل و این هدف متعالی دنبال شد.
بهخصوص در دوران ساخت که فضای انقلابی بر کشور حاکم بود و همه دلشان میخواست یک کار بزرگ انجام دهند.
هرکس میپرسید چهکار میکنید میگفتیم میخواهیم مملکت را تغییر دهیم و صنعت کشور را تکان دهیم؛ چون نگاه و فضای ذهنی این بود کارمان را محدود به فولاد مبارکه نمیدیدیم. آنچه در فولاد مبارکه پایهگذاری کردیم وقتی بعدها به کل کشور تسری پیدا میکرد حس خوبی برای ما برمیانگیخت. برای نمونه شرکت ایریسا را که درست کردیم و این شرکت سیستمهای فولاد مبارکه را طراحی کرد، بعدها این سیستم به تمام فولادسازیهای کشور منتقل شد و اکنون شرکتهای بسیاری با همین سیستم کار میکنند.
دوران بعد از ساخت و توسعه
ظرفیتسازی از دوران ساخت با ایجاد زیرساختها آغاز شد و بعد از بهرهبرداری مجتمع، این ظرفیتسازی در مسیر تازهای قرار گرفت. هدف اصلی در این دوره توسعه تکنولوژی و بهرهوری منابع انسانی و تولید بود که بتوانند کار گروهی انجام دهند و با همدیگر همافزایی کنند.
منابع انسانی، خود یکی از سه محور اصلی فناوری است. اگر بخواهیم تحلیل درستی از فناوری ارائه دهیم، باید بدانیم تکنولوژی سه محور اصلی دارد: سختافزار (تجهیزات)، نرمافزار (سیستم و فرایندها) و مغزافزار (انسانها). بسیاری مواقع بهاشتباه فکر میکنند تکنولوژی یعنی تجهیزات؛ چون تجهیزات بیشتر دیده میشود.
در نگاه سنتی تکنولوژی را با تجهیزات اشتباه میگرفتند و وقتی تجهیزات وارد میکردند، گمان میبردند که تکنولوژی وارد کردهاند.
در یک اتومبیل، بدنه و شاسی و موتور خودرو (سختافزار) یک طرف است؛ نظام کنترلیاش (نرمافزار) هم که بیشتر روح اتومبیل به شمار میرود یک طرف است و در طرف دیگر، رکن سومی هم هست که معمولاً فراموش میشود و آن آدمی است که مینشیند پشت فرمان و نقش او بیشتر از 50 درصد است.
تکنولوژی صنعت فولاد و صنعت پتروشیمی هم عمدتاً وابسته به مدیریتی است که میخواهد بر آنها اعمال شود. وقتی تجهیزات فولاد مبارکه آمد، ما تصمیم گرفتیم سیستمها را نصب کنیم. این سیستم دو بخش دارد: یک بخش آن تجهیزات و سختافزار و بخش دیگر نرمافزار است که کنترل را سریعتر میسازد و دیتاها را نگهداری میکند.
در مرحله بعد، باید بتوان از «دیتا» (داده) اینفورمیشین (اطلاعات) تهیه کرد و از اطلاعات بتوان «تصمیم درست» اتخاذ کرد. سیستمها باعث میشوند دیتا را خوب جمع و فراوری کنیم و تا رسیدن به مرز اطلاعات هم کمک میکنند، ولی از اطلاعات تا تصمیمسازی کار انسان است. انسانها را میگوییم «مغزافزار». مغزافزار یکی از ابعاد بزرگ تکنولوژی است و نقش این بعد بزرگ در بسیاری از سازمانها فراموش شده است.
پیامی که فولاد مبارکه در بسیاری از جنبهها به کل کشور ارائه داد، پیام «مغزافزار» و اهمیت و جایگاه آن است.
پیام این است که با تجهیزات (سختافزار) شما میتوانید کار کنید و تولید هم داشته باشید. اگر نرمافزار هم بیاورید که تجهیزات را کنترل کند، تولید سریعتر میشود و کار در بسیاری بخشها راحتتر میشود؛ ولی وقتی میخواهید در جهت دستیابی به اهدافتان از این تجهیزات بهرهوری مناسب داشته باشید،
کار، کارِ مغزافزار است.
بهعنوانمثال، انتظار شما از یک ماشین تراشکاری این است که تعدادی قطعه با آن بسازید.
این قطعات فقط با دستگاه قابل ساختن است و میتوانید آنها را با دستگاه بسازید. اگر از نرمافزار بهره ببرید، دقت و سرعت افزایش مییابد، ولی وقتی بخواهید مجموعهای از ماشینآلات را برای یک هدف مشخص که یک صنعت بزرگ است به کار بگیرید، نقش انسان مشخصتر میشود.
در فولاد مبارکه تقریباً با کمترین میزان افزایش تجهیزات جدید از ابتدای راهاندازی کارخانه، تولید در این شرکت حدود سه برابر شده است و از 2.4 میلیون تن محصول ظرفیت اولیه به 7.2 میلیون تن فولاد فعلی رسیده است.
این بهرهوریِ بسیار مطلوب، تنها حاصل تجهیزات و نرمافزارها نبوده، بلکه مغزافزاری که سیستم و فرایند را جهت میداده و طراحی و بهرهور میکرده توانسته است این امر بسیار بزرگ را رقم بزند. اهمیت «مغزافزار» در فولاد مبارکه یکی از مهمترین پیامهایی است که در این روند سی و سه ساله فولاد مبارکه به اقتصاد ایران ارائه شده است.
دوران تحریمها
مدیریت سیستمها و اتوماسیون صنعتی را ما برای بهرهبرداری ایجاد کردیم و از سال 70 استفاده میشد و آن موقع کامپیوترهای مین فریم (Main Frame) در مرکز کامپیوتر داشتیم که خیلی بزرگ بودند ولی بعدها بهمرور توان کامپیوترها بالاتر میرفت و کوچکتر میشد.
اولین سالهای بهرهبرداری سیستمهای ما text بودند، یعنی نه رنگی بود و نه تصویری داشت و فقط میشد، نوشته داشته باشد.
بعد به دلیل تحریمها، نرمافزارهای جدید مینفریمها را هم به ما نمیدادند، پس ما خودمان یک کار تحقیقی با شرکت ایریسا انجام دادیم و یک سیستمی درست کردیم که web base بود و عملاً این سیستم امروز تبدیل شده به IS-Suite که امروزه فولاد خوزستان، ذوبآهن، فولاد خراسان، فولاد هرمزگان، فولاد کاوه جنوب و بخشی از مخابرات کشور، خودروسازی سایپا در کاشان و خیلی از مجموعههای کشور با این سیستم کار میکنند.
این سیستم حالت بومی دارد و ما کاملاً به آن مسلط هستیم. همه نرمافزارهایش را میشناسیم و به لحاظ فناوری بهروز است. در حال حاضر هم در دستور کار ایریسا است که پروژهای تعریف کنیم که این آی اس سوئیت را کنار بگذاریم و یک سیستم که یک پله بالاتر باشد را پیاده کنیم و کاملاً با تکنولوژی روز همراه باشیم.
این آی اس سوئیت فعلی دهه ۸۰ آرزوی ما بود که بتوانیم چنین سیستمی داشته باشیم چون سیستمهایمان ضعف داشت و تحریمها هم شدید بود و چیزی به ما نمیدادند.
زمانی مرکز کامپیوتر فولاد مبارکه را نمایندگان زیمنس نگهداری میکردند. شرایط تحریم داشت سخت میشد و ما دیدیم اگر این روند بخواهد ادامه پیدا کند فولاد مبارکه قفل میشود.
آن موقع من معاون تکنولوژی بودم پس جسارت به خرج دادیم و گفتیم میخواهیم نگهداری را خودمان انجام دهیم.
آن موقع آقای اسلامیان مدیرعامل بودند و ما به زیمنس اعلام کردیم نگهداری مرکز کامپیوتر را باید بدهید به ایریسا و به آنها کمک کنید.
مدیر یک شرکت آلمانی واسطه از طرف زیمنس به آقای اسلامیان نامه مینوشت و میگفت که مدیران فولاد مبارکه رسماً دیوانه شدهاند و میخواهند فولاد مبارکه را بخوابانند.
جلسهای ترتیب دادند با مدیرعامل و شروع کردند به گفتن این موضوع که این کار، کارخانه را متوقف میکند. آقای اسلامیان خوب صحبتها را گوش کرد و گفت من هیچچیز از صحبتهای شما نفهمیدم (البته ایشان خوب متوجه بودند)، بروید برای شهریاری و همکارانش توضیح دهید تا او نتیجه را برای من بازگو کند.
ما بازهم گفتیم صحبتهای شما نظر ما را عوض نمیکند و اگر واقعاً ریگی به کفش ندارید شرکت ایریسا که ما به همین منظور تأسیس کردهایم را کمک و پشتیبانی کنید تا مسلط شود.
بازهم مقاومت کردند و ما به گروهی که از زیمنس در فولاد مبارکه حضور داشتند گفتیم از فلان تاریخ نمیخواهیم سر کار بیایید.
افراد خودمان را گذاشتیم سر کار و نگهداری را انجام دادند و بعد سیستمهای درونی را تغییر دادیم و شرکت ایریسا عملاً سیستمهایی را مستقر کرد که وابسته به برنامههای ابتدایی نباشد و خودش به کار مسلط باشد.
اگر این کار را نمیکردیم در زمانی که تحریمها به بالاترین شدت رسید، واقعاً فولاد مبارکه متوقف میشد، چون مطمئناً اجازه پشتیبانی به ما نمیدادند و فولاد مبارکه هم بدون سیستم اصلاً نمیتواند کار کند.
البته ما تقریباً یک آمادگی از پیش ایجاد کرده بودیم و اینطور نبود که همینطور سربههوا کار را شروع کنیم. نکته این بود که ما متوجه شده بودیم اگر نتوانیم وضعیت موجود را ارتقا دهیم،
لااقل میتوانیم کاملاً شرایط را همانگونه که هست نگهداریم و همین ما را دلگرم میکرد.
ما کاری که میخواستیم انجام دهیم تدریجی پیش میرفتیم که با ادبیاتش آشنا شویم و اگر جایی احساس خطر میکردیم، برمیگشتیم سر جای قبلی.
اتفاقاً یک مین فریم گرفته بودیم و میخواستیم راهاندازی کنیم و حتی حراست فولاد مبارکه به خاطر حسن نیتاش اجازه نمیداد آن را راهاندازی کنیم و من که خودم مسئول کار بودم به آنها حق میدادم چون میدانستم به کار ما شک دارند که شاید کارخانه را متوقف کند و میگفتند وضعیت موجود بهتر است تا کار متوقف شود.
این بود که توضیح دادم حتی اگر نتوانیم کار را ارتقا دهیم وضعیت موجود حفظ خواهد شد و نهایتاً کار را با احتیاطهای لازم انجام دادیم.
مدیریت ریسک یعنی همین، باید بدانیم ریسک نهایی چیست و اگر اتفاق افتاد چه چیزهایی داریم. ما گفتیم اگر ریسک نهایی اتفاق بیفتد حد لازم را داریم که بدون تغییر سیستمها کار کند ولی خوشبختانه تغییرات را انجام دادیم و جواب هم داد.
این خودباوری بههرروی ثمره دههها طی مسیری بود که قدمبهقدم با یادگیری، ممارست و اندیشه و تبلور و شکوفایی یکایک سرمایههای انسانی و... در فولاد مبارکه انجام گرفته بود.
در اوایل دهه 1390 واحد احیاء مستقیم شهید خرازی در اوج دوران تحریمها راهاندازی شد. آن زمان دورانی است که بیشترین تحریمها علیه ما وجود داشت و هانیول، شرکت سازنده سیستم کنترل واحد احیا به ما اعلام کرد بههیچوجه پشتیبانی از پروژه انجام نخواهد داد و این در حالی بود که ما میدانستیم باید این سیستم را با سیستمهای کنترلی هانی ول راهاندازی کنیم.
گروهی در ایریسا را متمرکز کردیم که باید خودتان این سیستمها را نصب کنید و راهاندازی شود. چون هزینه بخشی از تجهیزات را داده بودیم و خریداری کرده بودیم و صحیح نبود برگردیم و اینها را کنار بگذاریم.
پس نیروها را متمرکز کردیم و کاری که به نظر افراد غیرممکن میآمد، انجام شد و کارخانه با این سیستمها راهاندازی شد.
شرکت ایریسا عملاً یکی از زیرساختهایی است که توسط فولاد مبارکه در اواخر دهه 1360 به وجود آمد و رفتهرفته تبدیل به توان و قدرت سیستمهای فولاد مبارکه شد و توانست سیستمهایی که در فولاد مبارکه وجود دارد را به صنعت کل کشور انتقال دهد.
این شرکت رشد فراوانی یافت، و کارهایی که زمانی غیرممکن به نظر میرسید توسط این گروه عملاً ممکن شد.
در طول ساخت و بهرهبرداری فولاد مبارکه تا امروز همواره توسعه زیرساختها و ساختارهای مکمل بهصورت ایجاد شرکتهای مختلف برای تکمیل زنجیره صنعت فولاد در بخشهای مهندسی و سیستمها، تولید و تعمیرات، ساخت و بومیسازی و نصب و راهاندازی، تولید مواد مصرفی، تدارکات، توزیع و غیره ادامه داشته و بسیاری از صنایع که در شروع کار فولاد مبارکه در کشور نبود امروز بهتبع ساخت این صنعت بزرگ به تعداد قابلتوجهی در کشور ایجادشده و خود صنعت سازی در این حوزه را خوشبختانه محقق کرده است.
اطلاعات تکميلي
- روتیتر چگونه فولاد مبارکه صنعتساز شد؟
- لید خبر یادداشت معاون اسبق تکنولوژی فولاد مبارکه تجربه شکلگیری و توسعه فولاد مبارکه را مرور میکند و نشان میدهد که رمز موفقیت آن نه تنها در تجهیزات و سیستمها، بلکه در سرمایه انسانی و مفهوم «خودصنعتسازی» است. آموزش نیروی انسانی، انتقال دانش، ایجاد شرکتهای پشتیبان و عبور موفق از تحریمها، محورهای اصلی این موفقیت هستند. فولاد مبارکه با تمرکز بر مغزافزار، توانست بهرهوری، تابآوری و تحول صنعت ایران را در طول چهار دهه تضمین کند.
محمدحسن عرفانیان در سال 1325 در مشهد متولد شده و فارغالتحصیل دانشگاه پلیتکنیک (علم و صنعت) تهران است.
او در سال 1360 بهعنوان مدیرعامل فولاد مبارکه حکم گرفت.
زمانی که کارش را شروع کرد، فولاد مبارکه تنها یک قطعه زمین در حال تسطیح بود؛ اما نگرش خاص، اهداف بلندپروازانه و چشمانداز وسیع او در نهایت به شکلگیری مجتمع عظیم فولاد مبارکه انجامید.
همزمانی مدیریت او با یکی از پرالتهابترین و خطیرترین دوران تاریخ معاصر ایرانزمین، یعنی سالهای ابتدایی پس از انقلاب و دوران هشتساله دفاع مقدس، ویژگیهای خاص مدیریتی او را برجستهتر میسازد.
عرفانیان که بهنوعی «پدر معنوی فولاد مبارکه» به شمار میآید، در گفتوگویی با روابط عمومی این شرکت، از تجارب خود از زمان مدیریتش گفته و دیدگاههایش درخصوص پیریزی این شرکت را تشریح کرده است.
آنچه در ادامه میآید خلاصه کوتاهی از این گفتوگوست.
ساختار هستی هدفمند است و هدف آن رشد انسان است.
وقتی ازنظر علمی با ساختارها نگاه کنیم، میبینیم اتمها و الکترونها در حال چرخیدن به دور یک نقطه ثابت هستند.
اگر ما بخواهیم با هستی هماهنگ و همآواز شویم، باید به آن نقطه ثابت هستی، با خداوند و فرشتگان و پیامبر همآواز و همصدا شویم. هستی انسانپرور است و اگر ما بخواهیم یک حکمرانی خوب بهموازات حکمرانی هستی ایجاد کنیم تا با هستی همآواز و همصدا باشد، باید بر مبنای هدفمندی هستی و سعادت انسان باشد.
من قبل از انقلاب کاملاً با ساختار حکومتی مخالف بودم.
وقتی انقلاب کردیم، همان روز اول گفتم: «خداوندا ما تابهحال هرچه کردیم تخریب بوده است؛ ما را یاری کن تا از این پس کشورمان را بسازیم.»
بر این اساس همواره به دنبال این بودم که در هر نقطهای قرار میگیرم، در پی ساختن و آبادانی باشم. ما هرچه بود شخمزده بودیم؛ همهچیز را به هم زده بودیم؛ انقلاب کرده بودیم؛ پس حالا باید برای انقلاب کار میکردیم.
مطابق آموزههای دینی، تمام دین منحصر به نماز و روزه نیست و قابلیت علمی شدن و عملی شدن دارد. من مدتها به دنبال این بودم که بتوانیم دین را از حالتی که فقط منافع شخصی داشته باشد خارج کنیم تا با ابعاد اجتماعیاش کشورمان را بسازیم.
در این راه به بنمایه و ساختاری دست پیدا کردیم و نهایتاً دریافتیم که باید از تجربه دیگران بهره بگیریم؛ بنابراین سراغ «ایلوا» (شرکت ایتالیایی) رفتیم و کارها را آغاز کردیم.
ما در ساختار فولاد مبارکه 100 سال تجربه نیپون را که در ایتالیا پیاده شده بود به اصفهان آوردیم. یعنی امروز آنچه در فولاد مبارکه شکل گرفته و نهادینه شده چکیده و ثمره 150 سال تجربه دنیاست.
بنیانگذاران شرکت نیپون ژاپن میگویند ما نام قدیم ژاپن و پایلوت حکمرانی ژاپن هستیم.
تکنسینهای ایلوا در نیپون آموزش دیده و دانش کسب کرده بودند و بعد که بازنشسته شدند این دانش را به فولاد مبارکه آوردند.
پس ما تکنولوژی شامل تجهیزات و دانش را به مبارکه آوردیم. سختافزار و نرمافزار را از ایتالیاییها گرفتیم، ولی مغزافزار را چه کار میکردیم؟ آیا باید همان مغزافزار را میآوردیم؟ اگر نمیآمدند باید چه میکردیم؟
پس لازم بود برای نیروی انسانی مبارکه یک فکر اساسی بکنیم.
من فکر میکردم که نیروی انسانی را باید از چه قیفی رد کنم که حاصل آن بتواند بر این سختافزار و نرمافزار حاکم شود.
ایلوا متدولوژی را به ما داد. نیروی انسانیاش را هم به اینجا آورده بودیم.
من میخواستم کف جامعه را به فولاد بیاورم و شکل دهم. برای خودم بهنوعی قیف درست کرده بودم و آن را مهندسی میکردم؛ البته بعد به من خرده میگرفتند و اعتراض میکردند که فلانی معدل 20 را قبول نکرده، اما معدل 10 را قبول کرده است.
من ابتدا دنبال این بودم که ببینم دنیا از فولاد چه پیامی میگیرد.
من در طول 13 سال، به طور میانگین هر 18 روز به یک سفر خارجه رفتم و 5 قاره دنیا را گشتم، اما هیچگاه به گشتوگذار در هیچ شهر و خیابانی نرفتم، بلکه در هرجا به ملاقات بالاترین مقام فولادی آنجا میرفتم.
میخواستم دقیقاً بدانم اینها با فولاد چهکار میکنند.
متوجه شدم در زمینه فولاد دو نگاه و استفاده وجود دارد.
نگاه اول این بود که صنعتِ فولاد «صنعتساز» است.
بنابراین من در پی این نبودم که ببینم فولاد در اقتصاد چه نقشی میتواند داشته باشد، چون این کار، کارِ کارشناسان بود و کاری نبود که در شرح وظایف و رسالت من بهعنوان یک مدیر باشد. به من گفتند که ما داریم با استفاده از صنعت فولاد، کشورمان را صنعتی میکنیم.
در صنعت فولاد تمام تکنولوژیها موجود است؛ یعنی اگر ما بتوانیم بر تکنولوژی فولاد مسلط شویم، بر تمام تکنولوژیها مسلط هستیم و اگر همیشه فولاد را بهروز نگه داریم،
تمام تکنولوژیها را بهروز نگه داشتهایم. همین تفکر باعث شد من شهرک تحقیقاتی را در کنار دانشگاه اصفهان ایجاد کنم و این کار 12 سال قبل از آن بود که وزارت علوم بفهمد باید شهرکهای تحقیقاتی را زیر نظر خود داشته باشد.
با مطالعه رویکردهای صنعت فولاد در دنیا به این نتیجه رسیدم که صنعت فولاد یک فراصنعت است و دیگر نباید و نمیتوان گفت ما فقط میخواهیم ورق تولید کنیم.
نکته دوم این بود که صنعت فولاد وزنه بسیار سنگینی است؛ یعنی تمام آنچه الگوی زیست بشر را شامل میشود، در آن وجود دارد.
هرجا این صنعت را مستقر کنی، مسئله الگوی زیست حل شده است؛ یعنی مسئله آب و برق و گاز حل شده، جاده و هواپیما و راهآهن و بهطور کلی حملونقل حل شده و اقتصاد در مسیر درست قرار دارد.
فولاد مثل یک گردونه عجیب میتواند در کشور نقش ایفا کند؛ میتواند مثل پول که در اقتصاد مملکت نقش داشته باشد.
من میگویم اسکناس را بردارید و به جای آن سنگآهن بگذارید؛ بسیار بهتر از پول نقش بازی میکند.
بعد از تمام این مطالعهها و بررسیها به این نقطه رسیدم که صنعت فولاد به معنی رشد پایدار است و اگر میخواهیم در مملکت رشد پایدار داشته باشیم، باید روی صنعت فولاد کار کنیم و این کار هم باید بر اساس تجربه جهانی این صنعت باشد.
در سال 63 به این رسیدم که باید طرح جامع فولاد را در کشور پیاده کنیم.
شورای عالی فولاد که متشکل از شش وزیر بود به اصفهان آمد و من تمام اینها را برایشان شرح دادم. گفتم اگر میخواهید ایران را بسازید، فولاد مبارکه را پنج قسمت کنید و هر قسمت را در گوشهای از ایران بنشانید.
هر جا به معدن نزدیک است، گندلهسازی را ببرید؛ هرجا میخواهید گازکشی کنید، احیا را ببرید؛ هر جا برق ندارید، فولادسازی را ببرید؛ چون فولادسازی با خودش برق میآورد؛ هرجا هم میخواهید بازار داشته باشید، نوردها را ببرید.
پس اگر دولت میخواهد برنامهریزی کند تا رشد اقتصادی را به میزان 7 درصد، 8 درصد یا 10 درصد نگه دارد، باید کاری را بکند که ژاپنیها و آلمانیها کردند و هندیها هم دارند میکنند و این کار را با اهرم فولاد انجام دادند.
پس فولاد باعث رشد پایدار است و این را باید به دستاندرکاران بفهمانیم. به آنها گفتم دو آیه قرآن را که درباره آهن است در دو طرف فولاد مبارکه با بتن نصب کنند که هیچکس نتواند آن را درآورد. طبق آیه قرآن، آهن ابزار اقامه قسط است.
من به این دیدگاه رسیدم که باید بعد از انقلاب، یک حکمرانی نو جایگزین قبلی شود. حکمرانی جایگزین باید همآواز با هستی باشد و از روزی که این قضیه را دریافتم، برای هر مدیری که به فولاد مبارکه آمد، چند داستان تعریف کردم.
اول گفتم تو برای حکمرانی به این دایره آمدهای؛ پس تو باید حکمرانی کنی. اگر این دایره به تو حکمرانی کند، داغان میشوی. یکی گفت من به اینجا آمدهام این فنس 35 کیلومتری را اداره کنم؛ اما منظور من از حکمرانی این بود که خودت را به فنس مبارکه محدود نکن. متیل را مأمور کرده بودم که در هر استان یک شعبه بزند. خواسته اصلی مدنظر من این بود که این شرکت بازار منطقه را بررسی کند و ببیند بازار خارجی چه رقابتی با ما میکند.
خواسته دیگری که مهمتر از همه بود این بود که ببیند مردم منطقه چه مشکلی دارند و از طریق راهحلهایی که در مبارکه تجربه شده است مشکل آنها را حل کند. آقای وزیر قبلی که دستور داد متیل در کرمان سرمایهگذاری کند من مخالفت کردم و گفتم من میخواستم با متیل مملکت را بسازم، تو متیل را بردهای کرمان را بسازد؟
درواقع من میخواستم متیل را پیامبر دانش حکیمانه فولاد مبارکه در اقصی نقاط مملکت کنم.
آقای طیبنیا در جایی گفت ما میخواهیم توسعههایمان را در جغرافیای ایران اجرا کنیم.
من خیلی خوشحال شدم. گفتم از بازنشستههای فولاد مبارکه بهره ببرید و چند نفر را اعضای هیئتمدیره سرویسسنترها کنید تا بروند و ببینند مشکل مملکت چیست و آن را به مبارکه بیاورند تا این شرکت مشکل را به نحو اقتصادی و بارز حل کند و بتواند پایداری خود را هم حفظ نماید. بهاینترتیب ما میتوانستیم مبارکه را مردمی کنیم.
من در مبارکه میگفتم این ورق به هرجایی برود میتواند پیامبر ما باشد و رسالت داشته باشد.
تمام ایرانیان، حتی آنهایی که در روستا زندگی میکنند، در طول شبانهروز بارها آهن را میبینند و لمس میکنند؛ بنابراین ما میتوانیم از این ورق بهعنوان رسانه خودمان استفاده کنیم.
منطقی که بر رسانه حاکم است این است که رسانه مطالبهگری میکند. تو پیامی را به رسانه میدهی و او این پیام را از تو مطالبه میکند. برای مطالبهگری پلتفرم لازم است و همه شرکتهای فولاد مبارکه یک پلتفرم برای مطالبهگری بودهاند.
ایریسا یک پلتفرم است، توکا یک پلتفرم است، متیل و ایریتک یک پلتفرم هستند.
پیشنهاد ایمیدرو را بهعنوان یک شرکت ظرفیتساز دادم، ولی متأسفانه به علت زیادهخواهی بعضیها به آن توجه نکردند. گفتم تجربه فولاد مبارکه با پیمانکارانش را در ایمیدرو جمع کنید و بعد بروید صنعت مملکت را بسازید. با همین محتوایی که فولاد مبارکه را ساختیم، حالا صنعت مملکت را بسازید.
تنها جایی که از پلتفرم فولاد مبارکه برای ساخت استفاده کرد، آقای نعمتزاده در سیمان بود. پس همه اینها پلتفرمی بود برای ارتباط با عمق جامعه.
من به شورای اقتصاد رفتم و گفتم میخواهم فولاد مبارکه را به بورس ببرم. گفتند شورای نگهبان میگوید فولاد مبارکه صنعت مادر است و صنعت مادر را نمیشود به بورس برد. گفتم من میدانم دولت نمیتواند چنین صنایعی را اداره کند و شما آخر ناچار میشوید آن را واگذار کنید؛ پس زمینه را برای آن روز آماده میکنم.
در نهایت هم در شرکت ملی فولاد اولین واحدی که به بورس رفت فولاد مبارکه بود؛ چون تمام ساختارهایش از قبل آماده بود. سازمان برنامه میگوید بودجه شما از دولت بوده و قرض است و باید آن را پس دهید تا خودتان بتوانید آن را اداره کنید. ما این کار را کرده بودیم، درصورتیکه هیچ واحدی این کار را نکرده بود.
در دوره خودم این کار را کردم؛ چون میدانستم اگر شرکت به بورس برود، دیگر ما بازنشسته نداریم؛ چراکه اینها پول جاری را میگیرند و به گذشتهها میدهند. ما میخواستیم پلتفرمی بسازیم که به عمق جامعه برود تا ساختار حکمرانی مبارکه را مطالبهگری کنند.
جامعه ما الآن مطالبهگری درست ندارد، نمیداند چه چیز را مطالبه کند. حتی اقتصاد هم مطالبه نیست!
باید بگویند این انقلاب قول داده مرا انسان کند؛ پس چرا انسان نشدم؟ من همیشه مدیران مبارکه را به یک مطلب تشویق میکردم: اینکه استراتژی را انسانمحور قرار بدهند، حتی اگر شده اسمش را هم همینطور بگذارند.
من فکر میکردم برای اینکه مأموریت فولاد در مملکت انجام شود، اول باید پلتفرمها را بسازیم و دوم حکمرانی در فولاد مبارکه را اصلاح کنیم و آن را به پلتفرمها انتقال دهیم.
اگر ما چنین مأموریتی را انجام دهیم، که انجام هم دادهایم با رسانههای خودش، یعنی شرکتهای تابعه مثل متیل و اسکوتک و... و همگی میتوانند مأموریتهای بزرگی انجام دهند، به رسالت خودمان عمل کردهایم.
اطلاعات تکميلي
- روتیتر محمدحسن عرفانيان، مجري طرح مجتمع فولاد مبارکه و اولين مدير عامل شرکت؛
- لید خبر برای آنان که زمان ساخت و راهاندازی فولاد مبارکه را به خاطر دارند یا روایت آن را از زبان دیگران شنیدهاند نام «محمدحسن عرفانیان» یکی از آشناترین نامهاست.
