پایگاه خبری تحلیلی ایراسین، از نخستین روزهای تجاوز آمریکایی- صهیونی به کشور ایران بود که حمله به زیرساختها و صنایع غیرنظامی مورد اعتراض ایران قرار گرفت و وزیر صمت در نامه ای به سازمان توسعه صنایع سازمان ملل (یونیدو) از این اقدام صهیونیست ها ابراز عصبانیت کرد و خواستار رسیدگی به آن شد.
در طرف مقابل اما تکذیب های دروغین ادامه داشت و رییس جمهور آمریکا در آخرین اظهار نظر خود در این خصوص از تعویق ده روزه حمله به زیرساخت ها خبر داد اما روز گذشته شاهد فاز جدید از اقدامات تجاوزکارانه این ائتلاف بودیم.
دشمن منفومان آمریکایی صهیونی در ادامه جنایات و اقدامات مذبوحانه خود به بخشی از تأسیسات برق مجتمع فولاد مبارکه و بخشی از کارگاه ناحیه فولادسازی حمله کرد.
وقتی غبار ناشی از حملات هوایی اخیر به مجتمع فولاد مبارکه اصفهان فرو نشست، یک پرسش استراتژیک برای تحلیلگران مطرح شد: چرا یک مجتمع صنعتی غیرنظامی به هدفی با اولویت بالا تبدیل شد؟ برای درک این رویکرد، باید از سطح تحلیلهای صرفاً نظامی فراتر رفت و به معماری رقابتی و شبکه در هم تنیده اقتصاد کلان ایران نگاه کرد.
در دکترین مدرن، ایجاد اختلال در سیستمهای حیاتی، کارآمدتر از تخریب مستقیم ماشینآلات جنگی است
فولاد مبارکه، صرفاً یک کارخانه نیست؛ بلکه نقطه تلاقیِ تابآوری اجتماعی و استقلال صنعتی است. بنگاهی که از ابتدای موج تحریمی آمریکا همواره هدف مستقیم تحریمها بوده و این بار با بی اثر شدن تحریم ها، مورد هدف مستقیم موشک قرار میگیرد.
لنگرگاه زنجیره ارزش و اقتصاد مقیاس
در صنعت جهانی فولاد، غولهایی نظیر پوسکو یا آرسلورمیتال استراتژی خود را بر مبنای تسلط بر اقتصاد مقیاس و ادغام عمیق در زنجیره تامین داخلی بنا میکنند.
مجتمع فولاد مبارکه نیز با الگوبرداری از همین پویایی، به لنگرگاه بلامنازع زنجیره ارزش صنعتی ایران تبدیل شده است.
این مجتمع، با تامین مواد اولیه صنایع پاییندستی از جمله خودروسازی، لوازم خانگی و زیرساختهای عمرانی، یک مزیت رقابتی ساختاری برای اقتصاد ایران ایجاد کرده است که جایگزینی آن در کوتاهمدت و حتی میانمدت غیرممکن است.
از کار انداختن این موتور محرک، به معنای ایجاد یک شوک عرضه در سراسر اکوسیستم صنعتی کشور است.
سهامداران اجتماعی: هدفگیری شبکه رفاه عمومی
با این حال، آنچه فولاد مبارکه را به یک هدف ژئواکونومیک استثنایی تبدیل میکند، ساختار مالکیت و ذینفعان آن است.
برخلاف یک بنگاه خصوصی متعارف، سودآوری این مجتمع مستقیماً با رفاه عمومی گره خورده است. بخش عظیمی از سهام این شرکت در قالب «سهام عدالت» به میلیونها نفر از دهکهای پایین و متوسط جامعه واگذار شده است.
علاوه بر این، صندوقهای بازنشستگی بزرگ کشور که وظیفه تامین مستمری میلیونها بازنشسته را بر عهده دارند، وابستگی شدیدی به جریان نقدی و سود تقسیمی این غول صنعتی دارند.
